در این مطلب به شکل مختصر با برخی از برترین نویسندگان در «ادبیات آمریکا» آشنا می شویم
این تجربه به نظر برای بسیاری از نویسندگان پرفروش و موفق اتفاق افتاده است: مواجه شدن با واکنش های منفی، قبل از دستیابی به موفقیت.
داستان نویسی به خودی خود کاریست شاق و نیازمند عرق ریزان معنوی و جسمانی. داستاننویسی در فرمهای محدودتر همچون داستان کوتاه و داستان بلند (نوولا) این امر را چه بسا روشنتر میسازد. از معدود نویسندگان کلاسیکی که توانسته در هر سه فرم مرسوم رمان، داستان بلند، و داستان کوتاه نائل به دستاوردهای چشمگیری شود، هرمان ملویل است. همگان اثر بیشتر شناختهشده ملویل— بیلی باد ملوان— را نماینده شایسته فرم ادبی داستان بلند میدانند که به درستی هم لایق چنان جایگاهی میباشد؛ اما از دید بنده «بنیتو سرنو» رباینده جدید این جایگاه میباشد. از لحاظ فرمیک پختگی بیشتری دارد و پرداخت در حد اعلی انجام شده. نزدیک به صد صفحه ابتدایی وظیفه ایجاد تعلیق را دارد و سی صفحه پایانی وظیفه گرهگشایی. در این صد صفحه، ملویل هرچه بلد است رو میکند؛ هر آنچه که در موبی دیک میبینید، در فرمی محدودتر، سر از «بنیتو سرنو» درآورده و پرداخت عمیق کاپیتان دلانوآ گواه این مدعا است. سی صفحه نهایی با تغییر فرمیک از روایت خطی و معلق به روایت مستند و فرداستانی، ضربه نهایی را بر خواننده وارد میآورد تا با گستردگی رویدادی که کشتی سن دومینیک را به مرز نابودی کشانده آشنایش کند. نبوغ ملویل در نهادینه کردن بحث قضاوت قابل توجه است. یکی از زیباترین نوولاهای ادبیات جهان در کنار «خرس» از ویلیام فاکنر.