کتاب بازها Book Scavenger


  • قیمت : ۲۴,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب بازها اثر جنیفر چمبلیس برتمن

رمان کتاب بازها، کتابی نوشته ی جنیفر چمبلیس برتمن است که اولین بار در سال 2015 منتشر شد. بهترین چیز درباره ی رفتن به سان فرانسیسکو برای امیلیِ دوازده ساله، این است که گریسون گریسولد در این شهر زندگی می کند. گریسولد، ناشر کتاب و خالق یک بازی آنلاین بسیار پرطرفدار است؛ در این بازی، کتاب هایی در سراسر کشور مخفی شده اند و سرنخ های پیدا کردن آن ها با حل معماهایی به شرکت کننده داده می شود. اما زمانی که امیلی به سان فرانسیسکو می رسد، درمی یابد که گریسولد مورد تهاجم قرار گرفته و اکنون در کما به سر می برد. علاوه بر این، هیچکس از بازی جدیدی که قرار بود به زودی توسط گریسولد عرضه شود، هیچ اطلاعاتی ندارد. با گذشت داستان، امیلی و دوست جدیدش، جیمز، کتاب عجیبی را پیدا می کنند که به احتمال زیاد، اثر خودِ گریسولد است و ممکن است دربردارنده ی تنها نسخه از بازی جدید و اسرارآمیز او باشد. امیلی و جیمز تلاش می کنند تا هر چه سریعتر با حل معماهای این کتاب به راز اصلی آن پی ببرند، قبل از این که عاملین حمله به گریسولد، به سراغ آن ها نیز بروند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی کتاب بازها


ویژگی ها کتاب بازها

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

مشخصات کتاب بازها
قطع :رقعی
نوع جلد :جلد نرم
شابک :978-600-8111-94-8
تعداد صفحه :336
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2015
سری چاپ :3
نکوداشت های کتاب بازها
Replete with challenging ciphers for readers.
آکنده از اسراری چالش برانگیز برای مخاطبین.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A fun, implausible adventure.
یک ماجراجویی سرگرم کننده و باورنکردنی.
School Library Journal School Library Journal

This story will intrigue kids with an interest in mysteries and codes as well as books.
این داستان، کودکانی را مجذوب خود خواهد کرد که به معماها، رموز و همچنین کتاب هاعلاقه مند هستند.
Booklist Booklist

بخش هایی از کتاب بازها (لذت متن)
زن پرسید: «راستی واقعیت داره؟ دارید روی یه بازی دیگه هم کار می کنید؟« آقای گریسولد در جواب، زیپ خیالی روی لب هایش را کشـید و به زن چشـمکی زد. بعد در حالی که سوت می زد و نوک عصایش را روی پیاده روی آجری می کوبید، دوباره از میان انبوه عابران پیاده به راهش ادامه داد و اصلا حواسش به دو مردی نبود که تعقیبش می کردند.

آن همه زحمتی که کشیده بود، تمام برنامه هایش، همه چیز سـر جایش بود، ولی بدون کتاب حشره ی طلایی، بازی اش شروع نمی شـد و گنج گرانبها و کم نظیرش هیچوقت کشف نمی شـد. او با تمام وجود آرزو کرد فرد شایسـته ای کتابش را پیدا کند. کسی که وقت بگذارد تا رازهایی را که درون آن است، کشف کند و قدر آن ها را بداند.

منفی بافی، هیچوقت دوست هیچکس نبوده است.