1. خانه
  2. /
  3. کتاب شهرهای کاغذی

کتاب شهرهای کاغذی

نویسنده: جان گرین
3.4 از 1 رأی

کتاب شهرهای کاغذی

Paper Towns
انتشارات: مرو
175000
معرفی کتاب شهرهای کاغذی
کتاب «شهرهای کاغذی» رمانی نوشته ی «جان گرین» است که نخستین بار در سال 2008 منتشر شد. بهترین دوست دوران کودکی «کوینتین جیکوبسن» یعنی «مارگو»، چند هفته قبل از فارغ التحصیل شدن آن ها از دبیرستانی در «اورلاندو»، دوباره به زندگی او وارد می شود. «مارگو» از پشت پنجره ی اتاق «کوینتین»، از دوستش می خواهد که در یک ماجراجویی شبانه و انتقام جویانه او را همراهی کند. «کوینتین» مدت ها است که به «مارگو» علاقه مند بوده، حتی سال ها پس از این که «مارگو» او را کنار گذاشت و به جمعی جدید از دوستانش پیوست. اما اکنون به نظر می رسد بالاخره شانس به «کوینتین» رو کرده است—تا این که خورشید طلوع می کند و دیگر خبری از «مارگو» نیست. «مارگو» که همیشه اسرارآمیز بوده، حالا مثل یک معمای حل نشدنی به نظر می رسد. اما سرنخ هایی وجود دارد؛ سرنخ هایی برای «کوینتین».
درباره جان گرین
درباره جان گرین
جان مایکل گرین، زاده ی 24 آگوست 1977، نویسنده، تهیه کننده و بازیگر آمریکایی است. گرین در ایندیانا به دنیا آمد. سه هفته بعد از تولد او، خانواده اش به میشیگان، سپس به آلاباما و درنهایت به فلوریدا نقل مکان کردند. او در سال 2000 در رشته های زبان انگلیسی و مطالعات دینی از کالج کنیون فارغ التحصیل شد. گرین همزمان با کار در بیمارستان کودکان به مدت چند ماه، در دانشگاه الهیات شیکاگو ثبت نام کرد، اگرچه هیچ وقت در کلاس ها شرکت نکرد. او در ابتدا قصد داشت تا کشیش شود اما تجربه ی کار در بیمارستان کودکان و مشاهده ی درد و رنج آن ها، باعث شد تا به نویسندگی روی آورد و بعدها، کتاب بخت پریشان را بنویسد. جان گرین به اختلال وسواس فکری مبتلاست و در مصاحبه های مختلف، بارها از مشکلات ناشی از این اختلال سخن گفته است.
ویژگی های کتاب شهرهای کاغذی
  • از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز
نکوداشت های کتاب شهرهای کاغذی

با معمایی پیچیده اما نه باورناپذیر، و کاراکترهای فرعی دلنشین.

Kirkus Reviews

حیرت انگیز.

School Library Journal

سرشار از بینش های عمیق.

Booklist
قسمت هایی از کتاب شهرهای کاغذی

پسرجان، بدبختانه «مارگو» الان به سن قانونی رسیده و حق انتخاب داره. بذار نصیحتی بهت بکنم، بذار خودش برگرده خونه. منظورم اینه که نباید تا این حد به آسمون خیره بشی و دنبال بالون بگردی، این جوری چشم باز می کنی و می بینی که خودتم سوار یکی از اون بالون ها شدی و داری دور می شی.

با بدخلقی گوشی را قطع کردم. مشخص شد که حرف های «وارن» من را به «مارگو» نمی رساند. دوباره برگشتم سراغ ابیاتی که «مارگو» برای من علامت زده بود: خود را به خاک می بخشم تا برویم از علف هایی که دوستشان دارم، اگر مرا باز می جویی در کف کفش هایت به دنبالم بگرد.

واژه ی علف که «ویتمن» در چند صفحه ی اول شعرش نوشت: و حالا علف ها به چشم چون گیسوی نبریده ی زیبا... اما علف ها کجا بودند؟ شهرهای کاغذی کجا بودند؟

مقالات مرتبط با کتاب شهرهای کاغذی
افسردگی در رمان‌ها
افسردگی در رمان‌ها
ادامه مقاله
برترین سریال های اقتباس شده از کتاب ها
برترین سریال های اقتباس شده از کتاب ها

سریال های که از ادبیات داستانی اقتباس شده اند و زندگی جدیدی را به آثار ادبی بخشیده اند.

ده داستان معروف و دوست داشتنی بر اساس اتفاقات واقعی
ده داستان معروف و دوست داشتنی بر اساس اتفاقات واقعی

از آثار کلاسیک جاودان گرفته تا شاهکارهای مدرن، به نظر می رسد که نویسندگان همیشه از واقعیت های غم انگیز و غیرمعمول زندگی خود برای خلق داستان های به ظاهر خیالی استفاده می کرده اند.

کتاب «بخت پریشان»: عشق سال های سرطان
کتاب «بخت پریشان»: عشق سال های سرطان

داستان به دو نوجوان عاشق می پردازد که در یک گروه حمایتی برای کودکان سرطانی در ایندیاناپولیس با هم آشنا می شوند.

5 دلیل برای خواندن رمان‌های عاشقانه‌‌ و تأثیر آن بر زندگی
5 دلیل برای خواندن رمان‌های عاشقانه‌‌ و تأثیر آن بر زندگی

اگر همیشه با دیده ی شک و تردید به رمان های عاشقانه و طرفداران آن نگریسته اید و علت محبوب بودن این ژانر، کنجکاوی تان را برانگیخته است، با این مقاله همراه شوید

نظر کاربران در مورد "کتاب شهرهای کاغذی"
3 نظر تا این لحظه ثبت شده است

داستان کوئنتین و مارگو خیلی شبیه به داستان مایلز و آلاسکا بود. دختری تنهایی که هیچکدوم از اطرافیانش، روی غم انگیز و افسرده‌ی اون رو ندیدن، چون مدام به نقش یه قهرمان رو بازی کردن ادامه داده تا اینکه تصویر دختری شجاع با شخصیتی آهنین و روحی شگفت انگیز در ذهن همه ازش شکل گرفته. بزرگ شدن چنین تصویری به دختر داستان این امکان رو نمیده تا کسی واقعا بهش نزدیک بشه و روی تاریک ماه رو هم ببینه. برای همین زمانی که احساس بی کسی و درک نشدن بهش فشار میاره، تنها راهی که برای پیدا کردن خودش می‌بینه، اینه که از تمام آدمهایی که درکش نمی‌کنن و مکانی که بهش احساس عدم تعلق میده، تا می‌تونه فاصله بگیره. دختر داستان میره و فکر نمی‌کنه کسی اینقدر کنجکاو و مایل باشه که دنبالش بگرده. اما توی این داستان، دختر ما اینقدر خوش شانس بود که همچین آدمهایی نگرانش بشن و دنبالش برن. سه تا پسر با دوستی ای به محکمی و همبستگی ریشه‌های یه درخت تنومند و دختری دیگه که در طی داستان خیرخواهی خودش رو ثابت می‌کنه. این سومین کتابی بود که از جان گرین خوندم و اطمینان دارم که این کتاب هم مثل بقیه‌ی کتابهاش، حرفی برای گفتن داشت. ما با کوئنتین همراه میشیم تا در طی ماجرای اون، درسی که یاد می‌گیره رو یاد بگیریم. همه‌ی ما آدمیم و داستانی داریم. همه‌ی ما عزیز کسی هستیم. حتی بدترین و نفرت انگیزترین آدمها هم همینطور. و همچنین، همه‌ی ما حق این رو داریم که خودمون باشیم. وظیفه‌ی هر یک از ما هم قبول کردن همین حقیقته و اینکه بپذیریم هرکسی حق داره خودش باشه و با چیزهای که از سر گذرونده، آدمهایی که ملاقات کرده و طوری که بار اومده کسیه که الان هست. اگه یاد می‌گرفتیم وجود این حقیقت رو بپذیریم و بالاخره باهاش زندگی کنیم، اون وقت جهان جای خیلی بهتری می‌شد.

1405/04/26 | توسطآزا هولمز
0
| |

من این کتاب رو همینجوری تو کتابفروشی دیدم و چون شنیده بودم جان گرین او سی دی داره، کنجکاو شدم بخونم. چون معتقدم کتاب معرکه ای میشه کتاب چنین فردی. باید بگم اوایل حس خوبی نداشتم و فک می‌کردم حسابی قراره بخوره تو ذوقم. اما روند داستان خیلی خوب بود و اتفاقات و صحنه هاش کلیشه ای نبود و روی هم رفته چیزهای خیلی زیادی ازش یاد گرفتم و خوشحالم که بدون اطلاع و تحقیق اینو از کتابفروشی برداشتم (چون قیمتش خوب بود!). از اونجایی که روحیه‌ی انتقادی خیلی قوی ای دارم، کوچکترین نقصی باعث میشه کتاب از چشمم بیفته آنا این کتاب اینطور نبود و تمام استاندارد هام رو برآورده کرد. درونمایه‌های جالبی هم برای ارائه داشت که چیزای مهمی بهم یاد داد. من از مارکو و کوئینتین و بقیه چیزای زیادی یاد گرفتم. همش وسطای داستان دلشوره داشتم که نکنه نویسنده آخرشو خوب تموم نکنه اما خوشبختانه خوب بود و کلیشه ای نبود. در کل همین که این همه به خاطر این کتاب تایپ کردم نشون میده که چقدر کتاب محشریه. حتما بخونینش. این دومین کتابی بود که همینجوری خریدم و عاشقش شدم (معمولا این اتفاق نمی‌افته!). خوش باشید. در پناه حق

1403/05/19 | توسطکاربر سایت
5
| |
پاسخ ها

ممنون از نظرت🌸. الان دیگه رفت تو لیستم ✋

1403/05/25|توسطآزا هولمز
3
|

کتاب خوب شروع میشه تا 120 صفحه اول خوبه ولی بعدش از ریتم میوفته خسته کننده میشه تا حدی که فقط میخواستم زودتر تمومش کنم.اگه از جان گرین میخواین کتابی به خونین این کتابو پیشنهاد نمیکنم.

1400/05/18 | توسطمرتضی عنایت فرد
3
| |
پاسخ ها

به نظر من خیلی قشنگ بود. تمام کتابهای این نویسنده واقعا زیبان.

1405/04/26|توسطآزا هولمز
0
|