کتاب اشتیلر

Stiller

  • 15 % تخفیف
    قیمت : 18,000 | 15,300 تومان
  • موجود
  • انتشارات: ماهی ماهی
    نویسنده:

مشخصات کتاب اشتیلر
مترجم :
شابک : 978-964-7948-91-3‌‬
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 448
سال انتشار شمسی : 1393
سال انتشار میلادی : 1954
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 28 مهر

ماکس فریش از نویسندگان پرفروش سوییس

معرفی کتاب اشتیلر اثر ماکس فریش

کتاب اشتیلر، رمانی نوشته ی ماکس فریش است که نخستین بار در سال 1954 انتشار یافت. مردی زندانی که در شهری کوچک در سوییس مورد اتهام قرار گرفته و به زندان افتاده، داستان این کتاب را با این جمله آغاز می کند: «من اشتیلر نیستم!» او ادعا می کند که نامش جیم وایت است و به خاطر اتهام های غلط و با هویتی نادرست دستگیر شده است. او برای این که ثابت کند ادعاهایش درست است، به ارتکاب سه قتل حل نشده اعتراف می کند و زندگی پرماجرای خود در آمریکا و مکزیک را با جزئیاتی دقیق روایت می کند. او هر کاری از دستش برمی آید، انجام می دهد اما دیگران حرفش را باور نمی کنند. رمان اشتیلر، مخاطبین را یاد داستان های کافکا و کامو می اندازد و داستانی قدرتمند درباره ی فریب خویشتن و آزادی برآمده از پذیرش خود است.

کتاب اشتیلر

ماکس فریش
ماکس فریش ، زاده ۱۵ می ۱۹۱۱ و درگذشته ی ۴ آپریل ۱۹۹۱، داستان نویس، نمایش نامه نویس و معمار سوییسی بود. فریش در دانشگاه زوریخ ادبیات آلمانی خواند و در سال ۱۹۳۴ اولین رمانش را به رشته ی تحریر درآورد. او پس از انتشار دومین رمانش تصمیم گرفت نویسندگی را رها کند و به معماری روی آورد، اما پس از دریافت جایزه ی «کنراد فردیناند مایر»، دوباره نویسندگی را از سر گرفت. فریش در سال ۱۹۵۴ کتاب «اشتیلر» را منتشر کرد و با این اثر در دنیای ادبیات مشهور شد.
نکوداشت های کتاب اشتیلر
A masterpiece of German literature.
شاهکاری در ادبیات آلمانی.
Amazon Amazon

One of the most important novels of the post-war years.
یکی از مهمترین رمان های سال های پس از جنگ.
Times Literary Supplement Times Literary Supplement

Frisch evokes the complex reality of a dangerous and enthralling world.
فریش، واقعیت پیچیده ی جهانی خطرناک و شگفت انگیز را به تصویر می کشد.
New Statesman

قسمت هایی از کتاب اشتیلر (لذت متن)
من اشتیلر شما نیستم. از جان من چه می خواهید؟ من مرد بینوا، حقیر و بی اهمیتی هستم که گذشته ای ندارد، هیچ گذشته ای. چرا این همه دروغ؟ فقط برای این که شما مرا با خلاء درونی ام، با حقارتم، با آنچه واقعا هستم به حال خود رها کنید؟ چون فرار ممکن نیست، و چیزی که شماها به من عرضه می کنید آزادی نیست، فرار است، فرار به یک نقش. چرا دست از سرم برنمی دارید؟

انسان هر چیزی را می تواند بازگو کند، مگر زندگی واقعی خودش؛ همین امر غیرممکن است که محکوممان می کند آن چیزی باشیم که همراهانمان می بینند و بازمی تابانند. آن هایی که وانمود می کنند مرا می شناسند، کسانی که خود را دوست من می دانند و نمی گذارند تغییر کنم، هر معجزه ای را که نمی توانم بازگو کنم، آن رویداد بیان نشدنی را، که نمی توانم اثبات کنم، نابود می کنند، فقط برای این که بگویند: «من تو را می شناسم.»

علت از هم پاشیدن بسیاری از زندگی ها، توقع بیش از حد از خود است.