کتاب خانه درختی 91 طبقه

The 91-Storey Treehouse

  • قیمت : ۲۱,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: هوپاهوپا

معرفی کتاب خانه درختی 91 طبقه اثر اندی گریفیتس

کتاب خانه ی درختی 91 طبقه، اثری موفق و پرفروش نوشته ی اندی گریفیتس است که اولین بار در سال 2017 انتشار یافت. حتماً با اندی و تری و خانه ی درختی عجیب و بزرگشان که رو به روز هم بزرگتر می شود، آشنایی دارید! حالا در این خانه ی درختی شگفت انگیز، چیزهای جدیدتری پیدا می شود: یک مغازه ی ساندویچ فروشیِ زیردریایی که ساندویچ هایی اندازه ی زیردریایی های واقعی درست می کند؛ یک برج مراقبت برای کنترل رفت و آمدهای هوایی؛ یک گردونه ی شانس؛ یک تار عنکبوت خیلی بزرگ که عنکبوتی خیلی بزرگ در آن زندگی می کند و البته دکمه ای قرمز که اندی و تری مطمئن نیستند که از آن استفاده کنند یا نه چون یادشان رفته که آن دکمه چه کاری انجام می دهد! اندی و تری مجبور شده اند برای یک روز از سه نوه ی آقای دماغ گنده مراقبت کنند؛ روزی که طبق معمول برای این دو شخصیت، پر از دردسر و ماجراجویی خواهد بود.

خرید و معرفی کتاب خواندنی خانه درختی 91 طبقه


ویژگی ها کتاب خانه درختی 91 طبقه

جزو پرفروش ترین کتاب ها و رمان های ایران

کتاب تصویری

مشخصات کتاب خانه درختی 91 طبقه
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-8869-38-2
تعداد صفحه :376
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2017
سری چاپ :9
نکوداشت های کتاب خانه درختی 91 طبقه
A treat for all.
لذتی برای همه.
Booklist Booklist

With a laugh-out-loud story.
با داستانی بسیار خنده دار.
Toppsta

Wonderfully entertaining.
به شکل شگفت انگیزی سرگرم کننده.
Water Stones

بخش هایی از کتاب خانه درختی 91 طبقه (لذت متن)
اندی می گوید: «من هم همین طور. شرط می بندم الان خیلی باهوش ترتر از توام!» تری می گوید: «حرفش رو هم نزن! من یه میلیارد میلیون برابر باهوش ترتر از توام!» اندی می گوید: «عمرا! چون من یه تریلیارد میلیارد میلیون برابر باهوش ترتر از توام!» تری می گوید: «نه خیر. نیستی! من یه ییلیون زیلیون ویلیون تریلیون... (خمیازه) اسپیلیون کوییلیون فریلیون... (خمیازه، خمیازه) بیلیون میلیون... (خمیازه، خمیازه، خمیازه) خریلیپونففففففففففففف...» آلیس می گوید: «نگاه! تری وسط حرف زدن خوابش برد!»

تری می گوید: «آره. من هم همین سوال رو دارم. دکمه هه واسه چیه اندی؟ یادم نمی آد.» می گویم: «من هم یادم نمی آد. نمی دونم!» تری می گوید: «پس بیا فشارش بدیم و بفهمیم!» می گویم: «نه! از کجا معلوم از اون دکمه ها نباشه که کل دنیا رو میترکونن؟» تری می گوید: «شاید هم از اون دکمه ها باشه که وقتی می زنیش، از دماغت رنگین کمون درمی آد.»