کتاب مرد داستان فروش

Man selling story
(داستانهای نروژی،قرن20)
کد کتاب : 9600
مترجم :
شابک : 9782000053002
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 240
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2000
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 11
زودترین زمان ارسال : 20 اردیبهشت

معرفی کتاب مرد داستان فروش اثر یوستین گوردر


"مرد داستان فروش" به قلم "یوستین گوردر"، داستان زندگانی پیتر به قلم خود اوست. او صاحب ذهنی سرشار از ایده هاست و تصویری از یک "مرد داستان فروش" با تخیلی حقیقی و باریک بین ارائه می کند که هرگز از قصه گفتن خسته نمی شود. او خیلی زود متوجه می شود که ایده های خلاقانه اش، می توانند مناسب نوشتن یک داستان باشند، اما او هرگز خودش داستان نمی نمی نویسد. در عوض "مرد داستان فروش" قصه، ایده هایش را به باقی نویسنده ها می فروشد تا آن را به داستان تبدیل کنند. رفته رفته تعداد مشتریان "مرد داستان فروش" زیاد شده و شبکه ای از نویسندگان تشکیل می شود که ایده ها را خریداری می نمایند. ماهیت این شبکه کلاهبردارانه است و دید پیتر به مشتریانش، یکی از خیره کننده ترین قسمت های داستانی است که "یوستین گوردر" خلق نموده است.
چرا پیتر که توان قصه گویی و شخصیت پردازی بالایی دارد از نوشتن اجتناب می کند؟ آیا او نابغه ای با مشکلات خاص خودش است یا یک بیمار مالیخولیایی است که نمی تواند تمرکز کرده و قلم به دست بگیرد؟ او قصه ی زندگی اش را از طریق داستان های کوتاهی معرفی می کند اما در این داستان ها رازی نهفته است؛ رازی که پیتر سعی در مخفی کردنش دارد اما در مسیر قصه ها لو می رود.
"یوستین گوردر" این رمان را در فضای مبهمی به نگارش درآورده و عامدانه مخاطب را در این فضای عاری از توصیف شخصیت ها و در عوض فراهم ساختن جزییات درباره ی این شخصیت ها پیش می برد. پیتر در "مرد داستان فروش"، راوی و شخصیت اصلی است و هر چند که این رمان از فلسفه به دور است، اما عمیقا قابل تامل بوده و سوالات مهمی را در خواننده بر می انگیزاند.

کتاب مرد داستان فروش

یوستین گوردر
یوستین گوردر، زاده ی ۸ اوت ۱۹۵۲، نویسنده ی نروژی و معلم فلسفه است. عمده ی شهرت او به خاطر نگارش کتاب آموزش فلسفه در قالب داستان با عنوان دنیای سوفی است.او رمان نویس و خالق داستان های کوتاه است که بیش تر دارای اطلاعات فلسفی برای مخاطبین جوانش می باشد. یوستین گوردر در رشته ی فلسفه، الهیات، و ادبیات از دانشگاه اسلو فارغ التحصیل شد و سپس به مدت ده سال به تدریس «تاریخ عقاید» در دبیرستان ها پرداخت. او در حال حاضر به عنوان نویسنده در کنار همسر و دو پسرش در اسلو زندگی می کند. رمان معروفش به نام دنیای...
قسمت هایی از کتاب مرد داستان فروش (لذت متن)
رفته رفته ویژگی شبکه دگرگون شده بود به این معنی که از این به بعد بین مشتری ها هم رشته تنیده می شد و به این ترتیب پیوسته به هم نزدیک تر و خطرناک تر می شدند. رفته رقته در بین چهار گروه نشانه های فرسودگی به چشم می خورد. گروه اول را نویسندگانی تشکیل می دادند که نمی توانستند نوشته ای را که آغاز کرده اند به پایان برسانند. آن ها از کیفیت کالا شکایت می کردند. من چنین مرگ های ذهنی را زیاد دیده بودم و آن ها باعث سرگرمی ام می شدند. واقعا خیلی مضحک است، کسی که کوچک ترین اطلاعی از رانندگی ندارد، از مهارت راننده ی جاگوار شکایت کند. گروه دوم را نویسندگان تطمیع ناپذیر تشکیل می دادند که آدم های غیرقابل پیش بینی و دمدمی مزاجی بودند که خودشان از این بابت بیمی نداشتند. آن ها فقط از این ناراحت و عصبی می شدند که چرا به نویسنده های دیگر هم کمک می کنم و بعضی از آن ها در حد بیمار خیالاتی از این موضوع می ترسیدند و سعی داشتند واقعیت را پیدا کنند که کارشان بی فایده بود، درست مثل این که ساعت ها در کنار اقیانوس ایستاده باشند بی آن که بتوانند حتی یم ماهی را به سطح آب بکشند. گروه سوم از افرادی تشکیل می شد که به من بدهکار بودند و دل شان هم نمی خواست بدهی شان را بپردازند و بدهی بعضی هاشان به مبلغ بسیار زیادی رسیده بود. نه من و نه مشتری ام هیچ کدام تصورش را نمی کردیم که یکی از پرفروش ترین کتاب های سال که سروصدای بسیاری هم برپا کرده بود، بر اساس یادداشت های مفصلی نوشته شده که متعلق به خود نویسنده ی کتاب نیست. گروه چهارم، آخرین آن ها، کسانی بودند که از نوشته های کمکی ام به طور هنرمندانه استفاده کرده و برای خودشان منبع درآمد درست می کردند اما وقتی به این مطلب پی بردند که در شبکه ی من قربانی های دیگر هم گرفتار هستند، احساس ناامنی می کردند. این گروه هرچه بیشتر از کارها استفاده می کردند به همان اندازه هم احتمال سقوط شان زیاد بود و درست همان قدر هم از آبروریزی می ترسیدند. از این که کمک شان می کردم شرمنده بودند و برای شان شرم آور بود که فریب مرا بخورند و همه ی این ها طبیعی بود اما از طرفی ظریف ترین تار ابریشمی، آن ها را برای خرید به خود جلب می کرد.