تعلیق

The Reprieve

  • قیمت : ۲۸,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: جامیجامی
مترجم: محمود بهفروزی
نویسنده:

معرفی کتاب تعلیق اثر ژان پل سارتر

کتاب تعلیق، رمانی نوشته ی ژان پل سارتر است که اولین بار در سال 1945 به انتشار رسید. داستان این رمان در سپتامبر سال 1938 اتفاق می افتد؛ زمانی پرتلاطم که در طول آن، تمام اروپا منتظر نتیجه ی کنفرانسی در مونیخ است که مشخص خواهد کرد آیا جنگی در کار خواهد بود یا خیر. در پاریس هم مردم به انتظار نشسته اند و در میان آن ها، متیو، ژاک و فیلیپ به چشم می خورند که هر کدام در حال دست و پنجه نرم کردن با روابط عشقی، تردیدها و خشم های مختص به خود هستند و هیچ کدامشان، آمادگی رفتن به جبهه های جنگ را ندارند. کتاب تعلیق با پرداختن به مکان ها و شخصیت هایی مختلف تلاش می کند تا کُلاژی هنرمندانه از امیدها، ترس ها و خودفریبی های مردمان یک قاره خلق کند؛ مردمی که خطر وقوع جنگی خانمان سوز را از هرچیزی به خود نزدیکتر می بینند.

کتاب تعلیق


ویژگی ها کتاب تعلیق

ژان پل سارتر برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1964

مشخصات کتاب تعلیق
قطع :رقعی
نوع جلد :سلفونی
شابک :978-964-2575-54-1
تعداد صفحه :528
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1945
سری چاپ :1
بیشتر بخوانید

ژان پل سارتر ،‌ قیامی علیه خودفریبی

تئوری های این نویسنده در مورد مقوله ی اگزیستانسیالیسم و آزادی، جایگاه او را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین فلاسفه ی دنیای غرب در قرن بیستم ، تثبیت کرده است.

نکوداشت های کتاب تعلیق
An extraordinary picture of life in France.
تصویری خارق العاده از زندگی در فرانسه.
Goodreads

Brilliant.
درخشان.
Professional Moron

A brilliantly crafted portrait of France on the brink of war.
تصویری درخشان از فرانسه در آستانه ی جنگ.
Kate Wilson, Author

بخش هایی از کتاب تعلیق (لذت متن)
در ساعت پانزده و سی دقیقه، ماتیو هنوز در مرز آینده ای وحشتناک را انتظار می کشید؛ در ساعت شانزده و سی دقیقه، میلان دیگر آینده ای نداشت. پیرمرد از جا برخاست، با پاهای خشکیده و گام هایی شمرده و موقر طول اتاق را پیمود و گفت: «آقایان!» و لبخند پریده رنگی زد. اسناد را روی میز گذاشت، اوراق را یکی یکی با مشت نیمه بسته اش صاف کرد. میلان مقابل میز ایستاده بود؛ اسناد باز شده، تمامی عرض رومیزی مشمایی را می پوشاند. میلان برای هفتمین بار این عبارات را مرور کرد: «رئیس جمهور و همصدا با او، هیئت دولت، در مورد مبنای جبهه گیری برای آینده، چاره ای جز پذیرش پیشنهاد دو ابرقدرت نداشتند، چاره ای نیست، چون تنها مانده ایم.» نوویل هندرسون و هوراس ویلسون به میز نزدیک شده بودند. پیرمرد به آنان رو کرد و با حالت سرخورده و بی هیجانی گفت: «آقایان این تنها کاری است که می توانیم بکنیم»، و میلان می اندیشید که: «کار دیگری نمی شد کرد.» صدای همهمه هایی از پنجره شنیده می شد و میلان در این اندیشه بود که «ما تنها مانده ایم.» صدای جیغ مانندی از خیابان به گوش رسید: «زنده باد هیتلر!»

بعضی ها هستند که غیر از جان شان چیزی ندارند... هیچ کسی هم برای آن ها کاری انجام نمی دهد... هیچ کسی... هیچ حکومتی... هیچ رژیمی.

انسان همیشه نوعی تأثر شرم آور و اشباع نشده را در گوشه ای از اعماق وجود خویش حفظ می کند. تأثری که صبورانه منتظر یک خاکسپاری، یک مجلس یادبود یا یک ازدواج می ماند تا سرانجام اشک هایی را به دست آورد که هیج گاه جرأت ابرازش را نداشته است.