یک رویداد فرهنگی تأثیرگذار.
شاهکار کامو.
یکی از پرمخاطب ترین رمان های قرن بیستم.
پس از لحظه ای سکوت زیر لب زمزمه کرد که من آدم عجیبی هستم و او بدون شک مرا دوست دارد، اما شاید روزی به همین دلیل از من متنفر شود.
در ابتدا سخت ترین چیز، این بود که افکار آدم های آزاد را داشتم؛ دلم می خواست دریا بروم، کم کم افکار زندانی ها را پیدا کردم؛ به حیاط رفتن یا ملاقات با وکیل فکر می کردم.
همه می دانند که زندگی به رنج زیستن نمی ارزد. همه محکوم به مرگ اند، دیر یا زود.
در طول تاریخ ادبیات، نویسندگان برجستهی زیادی بودهاند که نسخه های ناتمام آثارشان پس از مرگ آن ها پیدا و منتشر شده است.
در این مطلب، بخش هایی یکسان از ترجمه های مختلف کتاب «بیگانه» اثر «آلبر کامو» را با هم مرور می کنیم.
در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.
«ادبیات فرانسه» از اشعار قرون وسطایی گرفته تا رمان های مدرن، برخی از تأثیرگذارترین و جسورانه ترین آثار را در ادبیات اروپا و جهان به وجود آورده
اگر تا به حال کتابی از «آلبر کامو» خوانده باشید، آن اثر احتمالا کتاب «بیگانه» است. این رمان همچنان به عنوان شناخته شده ترین و ضروری ترین اثر او در نظر گرفته می شود
نگارش به سبک «جریان سیال ذهن» این امکان را برای مخاطبین فراهم می آورد که افکار درونی شخصیت ها را «بشنوند»
مطالعه ی فلسفه به منظور درک چگونگی تکامل ذهن و اندیشه ی بشر در طول زمان، اهمیت بسیاری دارد
همه در درون خودشان این طاعون را دارند، چون هیچ کس در این جهان، هیچ کس، هیچ وقت نمی تواند مصون باشد.
بینش هایی به یاد ماندنی درباره ی جذابیت های «اگزیستانسیالیسم»
به هر طرف نگاه کنید، با داستان ها روبه رو می شوید. از گذشته های خیلی دور که اجداد ما دور آتش می نشستند و داستان تعریف می کردند تا به امروز که شبکه های تلویزیونی، سریال های محبوبی تولید می کنند
چه اتفاقی می افتد وقتی دو ژانر علمی تخیلی و فانتزی، و انتظارات متفاوتی که از آن ها داریم، در تار و پود یکدیگر تنیده شوند؟
زمانی در تاریخ بشر، تمامی آثار ادبی به نوعی فانتزی به حساب می آمدند. اما چه زمانی روایت داستان های فانتزی از ترس از ناشناخته ها فاصله گرفت و به عاملی تأثیرگذار برای بهبود زندگی انسان تبدیل شد؟
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
در این مقاله سعی شده است با فلسفه و جهان بینی این نویسنده ی بزرگ و مبتکر آشنا شویم و علاوه بر آن، اطلاعات جالبی در مورد زندگی شخصی آلبر کامو نیز به دست آوریم.
این اولین کتابی بود که از آلبر کامو خوندم؛ منکه از داستانش خوشم اومد و لذت بردم و ذهنم هنوز درگیرش هست اما متاسفانه ترجمهی خانم زهره زندیه اصلا خوب و حرفه ای نبود با اینکه از روی نسخهی انگلیسی کتاب ترجمه شده بود.
کتابهای آلبر کامو رو با چه ترتیبی بخونیم؟ کسی میتونه راهنمایی کنه؟
برای اینکه از این کتاب خوشتون بیاد، باید با شخصیت اصلی داستان (مورسو) ارتباط بگیرید و باهاش همذاتپنداری کنید؛ اگر نتونید مورسو رو درک کنید، عملا کتاب هیچچیزی برای ارائه دادن به شما نداره چون داستان خیلی سادهای هم داره. به شخصه اصلا نتونستم مورسو رو درک کنم! برای من شخصیت عجیبی بود که از زندگی واقعی خیلی فاصله داشت. خوندن رمان هم برام ملالآور بود. از کتاب طاعون کامو بسیار ضعیفتر بود!
کتاب بیگانه شما رو با مردی آشنا میکنه که بسیار قابل درک هست به شیوه ای که او را میفهمید و نگرانش میشوید و برایش حرص میخوربد مردی که در ریتم زندگی قرار میگیرد و هم راستا با آن کنش انجام میدهد و هنگامی که تصمیم بر تغییر میکند و عملی انجام میدهد ریتم داستان را هم با خود عوض میکند ترجمه خانم گلستان عالی بود و حدود ۴۰ صفحه اول نقد کتاب است که پیشنهاد میدهم ابتدا کل نقد را نخونید بخشی رو بخونید و بخشی هم پس از پایان کتاب بخونید
اگر بوف کور نبود، بهترین شروع یک داستان؛ ترجمه ال احمد رو بخونین باقی یکم مسخرن
کتاب خوبیه هرچند پایانش برام جذاب نبود
عالی مثل به بقیه آثار کامو بیگانه بهترین کتاب از دیدن منتقدین است. و اگر در کتاب حس بیگانه بودن بهتون دست بده یعنی کامو کارشو خوب انجام داده روند کتاب کُنده اما کتاب یک شاهکاره ناگفته نماند که روند کتاب برای من اصلا کُند نبود. با ترجمه لیلی گلستان از نشر مرکز خوندم خوب بود. و اولش هم نقدهای کتاب بیگانه رو میاره که جذابه اما مترجمهای خیلی خوبی این کتاب ترجمه کردن مثل محمد رضا پارسا یار، خشایار دیهیمی، دست برای انتخاب باز هستش
این اولین کتابی بود که من از کامو خوندم و راستش سلیقه ام نبود میخواستم بدونم با این حال احتمالا اثار دیگه ایشون هم مورد پسندم نخواهد بود؟ یا با کتاب اشتباهی خوندن آثار کامو رو شروع کردم؟
طاعون میتونه شروع بهتری باشه، البته اگه با کتابهای سیصد تا چهارصد صفحه ندارید و میتونید بدون کلافگی بخونید، اگر هم نه که سقوط بهتر از این اثره (نظر شخصیم البته)
طاعون میتونه شروع بهتری باشه، البته اگه با کتابهای سیصد تا چهارصد صفحه ندارید و میتونید بدون کلافگی بخونید، اگر هم نه که سقوط بهتر از این اثره (نظر شخصیم البته)
انتشارات نیلوفر رو خریدم و روند داستان رو دوست داشتم اما انتهای داستان برای من به شخصه کمی گنگ بود
100نفر این کتاب ترجمه کردن بعد هیچ مترجمی رغبت نداشته آثار زولا یا بالزاک ترجمه کنه.کلی رمان کلاسیک که هزاربرابر این رمانی که نمیدونم چی داره انقدر معروفه یا ترجمه نشدن یا ترجمه بدی دارن موجود هستن.مایه تاسف واقعا.از کامو طاعونش شاهکاره ولی این رمان پوچ گرا و معمولی کلی طرفدار داره.ولی امثال بالزاک زولا هوگو پروست و کلی نویسنده برتر فرانسوی داخل ایران انقدری طرفدار ندارن
کلی آثار چخوف و ملویل هنوز ترجمه نشدن
فضای روشنفکری و برنامهها و بلاگرها مجموعاًَ تاثیرگذارن و نهایتاً بازار هم چیزی طلب میکنه که مردم خودشونو نیازمندش میدونن. حال شما بگید این کتاب با این تعداد اندک صفحات خریدار داره یا کتابهای 1000 صفحهای(شاید در صورت چاپ فارسی بیشتر هم بشه) دوما؟ سالیان درازی کسی جوان خام رو از روسی ترجمه نکرد، برادران کارامازوف تا چندی پیش هم ترجمه از روسی نداشت ولی دیدیم که شبهای روشن چقدر ترجمه از روسی داره. یادداشتهای زیرزمینی هم همینطور. حالا برید ببینید که پرفروشترین آثار داستایفسکی در این سایت کدومها هستند. جوابتون رو میگیرید.
با ترجمه امیر جلال الدین اعلم خوندم و خوشم اومد
عالی، خیلی وقته هیچ کتابی بهتر از این نخوندم و با اینکه اولین کتابی بود که خوندم هنوز مورد علاقهی منه. من ترجمهی آقای پارسایار رو خوندم و به جرئت میگم که شاهکار بود. آقای پارسایار بیبدیله. ترجمهی پارسایار رو پیشنهاد میکنم.
کتاب بدی نیست اما اونقدری که همه تعریفشو میدن من باهاش ارتباط نگرفتم ، آخه یعنی چی که به خاطر اینکه آفتاب اذیتش میکرد رفت یکیو ..
من ترجمه لیلی گلستان رو خوندم . ترجمه خیلی خوبی بود روان و خوب ولی مطمئن نیستم چقدر به متن اصلی شباهت داره ولی اگر دنبال ترجمه ساده و زیبا هستید ترجمه لیلی گلستان انتخاب خوبیه
از نظرم ترجمه انتشارات مرکز با ترجمه خانم لیلی گلستان از ترجمههای دیگه بهتر بود
کتابهای آلبرکامو همگی جذابن فقط باید عمیق بهشون نگاه کنی وگرنه صرفا یه داستان معمولی غمانگیزه. اولین کتابی بود که ازش خوندم و بسیار جذبش شدم
من این کتاب رو محمد ثقفی حنیفه پور نشر اسو خوندم این ترجمه بسیار قدیمی است و من خیلی شانس اوردم. کتابش رو خیلی دوست دارم و زیاد درک میکنم و فکر میکنم یک نفر افکار من رو به کتاب دراورده
تصویر سازی خوبی داشت جوری که راحت خودتو جای اون میبینی
واقعا نفهمیدم و ارتباط برقرار نکردم البته زمانی که خواندمش 21 سالم بود
اخرش ک بهش فکر میکنید میبینید واقعا عالی بود