10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب

10 Minutes 38 Seconds in this Strange World

مشخصات کتاب 10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب
مترجم :
شابک :978-6226671767
قطع :رقعی
تعداد صفحه :348
سال انتشار شمسی :1398
سال انتشار میلادی :2019
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :3 شهریور

الیف شافاک از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز

معرفی کتاب 10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب اثر الیف شافاک | ایران کتاب

کتاب 10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب، رمانی نوشته ی الیف شافاک است که نخستین بار در سال 2019 به چاپ رسید. الیف شافاک، رمان نویس پرفروشی است که بیشتر به خاطر داستان هایش درباره ی شخصیت های زن قدرتمند، مهاجرین و اقلیت ها شناخته می شود. او در این رمان هم از این مسیر فاصله نمی گیرد و داستان زنی به نام لی لا را روایت می کند. لی لا، که «تکیلا لی لا» صدایش می کنند، فاحشه ای در استانبول است که در آغاز داستان، کشته می شود و بدنش سر از یک زباله دانی در می آورد. پس از مرگ فیزیکی، مغز لی لا به مدت 10 دقیقه و 38 ثانیه فعال باقی می ماند و در این زمان کوتاه، خاطرات مهم او در ذهنش مرور می شوند؛ و مهم ترین این خاطرات، داستان پنج دوست نزدیک لی لا است که او در مقاطع سرنوشت ساز زندگی اش با آن ها آشنا شده بود.

کتاب 10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب

الیف شافاک
الیف شافاک یا الیف شفق، زاده ی ۲۵ اکتبر ۱۹۷۱ استراسبورگ فرانسه) نویسنده ای ترک تبار است. او از دانشگاه تکنیک اورتا دو غوی آنکارا لیسانس روابط بین الملل و فوق لیسانس مطالعات زنان و دکترای علوم سیاسی گرفت. او در هنگام تحصیل در دوره ی فوق لیسانس، اولین کتاب داستانش را در سال ۱۹۹۴ و در سال ۱۹۹۷ هم رمان دومش را منتشر کرد. پس از اتمام دوره ی دکترا به استانبول آمد و آینه های شهر را نوشت. شافاک در سال های ۲۰۰۴–۲۰۰۳ با درجه استادیاری در دانشگاه میشیگان و بعد در بخش مطالعات خاور نزدیک دانشگاه آری...
نکوداشت های کتاب 10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب
By one of the most important writers at work today.
اثری نوشته ی یکی از مهم ترین نویسندگان فعال در عصر حاضر.
Independent Independent

An intensely powerful novel.
رمانی به شدت قدرتمند.
Amazon Amazon

Haunting, moving, beautifully written.
به یاد ماندنی، تکان دهنده، و با نثری زیبا.
Penguin

قسمت هایی از کتاب 10 دقیقه و 38 ثانیه در این دنیای عجیب (لذت متن)
نامش «لی لا» بود. دوستان و مشتری هایش او را به نام «تکیلا لی لا» می شناختند. در خانه و محل کار هم او را «تکیلا لی لا» صدا می کردند، در آن خانه ی قهوه ای رنگ، واقع در بن بست سنگفرش کنار اسکله که بین کلیسا و کنیسه در میان مغازه های لوسترفروشی و کبابی قرار داشت، خیابانی که میزبان بزرگ ترین روسپی خانه های مجاز در استانبول بود. اما اگر می شنید که آن را این طور توصیف می کنی، دلخور می شد و از روی شوخی لنگه کفشی به سویت پرتاب می کرد، یکی از همان کفش های پاشنه بلند و تیزش را.

اصرار به زمان حال داشت، با اینکه حالا با احساسی نومیدانه فهمیده بود که قلبش از تپش بازایستاده و نفسش ناگهان قطع شده و هر طور که به وضعیتش می نگریست، نمی توانست انکار کند که مرده است. هیچ یک از دوستانش هنوز این مسئله را نمی دانستند. صبح به این زودی غرق خواب بودند و هرکدامشان سعی می کردند از هزارتوی رویاهایشان راه فراری به بیرون پیدا کنند.

چیزهای زیادی بود که دلش می خواست بداند. در ذهنش، یکسره واپسین لحظات عمرش را مرور می کرد و از خود می پرسید کجای کار اشتباه کرده است؛ کار بیهوده ای بود، چون رشته ی زمان باز نمی شد، گویی کلافی سردرگم بود. با اینکه سلول هایش هنوز پرجنب وجوش بودند، پوستش تقریبا سفید شده بود. متوجه شد که در اندام و اعضای بدنش اتفاقی در شرف وقوع است. مردم همیشه فرض می کردند که یک جسد بیش از یک درخت قطع شده یا یک کنده ی پوک، جان ندارد و عاری از هشیاری است. اما اگر نیم شانسی در اختیار او گذاشته می شد، لی لا می توانست شهادت دهد که برعکس، یک جسد سرشار از حیات است.