کتاب آدم خواران

Eat Him If You Like
کد کتاب : 17768
مترجم :
شابک : 978-6220105619
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 114
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2009
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 21 تیر

معرفی کتاب آدم خواران اثر ژان تولی

با نظر به واقعیت های اتفاق افتاده ، نوشته ژان توله توضیحی آسان برای آنچه اتفاق افتاده ارائه نمی دهد اما انتقال از بت پرستی روستایی به جهنم روی زمین بسیار وحشتناک است.

یک داستان واقعی.


سه شنبه شانزدهم اوت سال 1870 ، آلن دو مونیس راهی نمایشگاه روستا می شود. وی قصد دارد یک هدیه برای یک همسایه نیازمند بخرد و یک پوشش برای سقف انبار یک آشنای فقیر تهیه کند.


او ساعت دو می رسد. دو ساعت بعد ، جمعیت دیوانه شده اند. آنها او را شکنجه داده ، سوزانده و خورده اند. چگونه چنین وحشتی ممکن است؟


با دقت ترسناک ، ژان توله هر مرحله از یکی از شرم آور ترین داستان های تاریخ فرانسه قرن نوزدهم را بازسازی می کند.


براساس یک واقعه شرم آور و بی رحمانه از تاریخ فرانسه ، داستان پرخاشگرانه ژان توله نشان می دهد که چگونه گروهی از افراد به راحتی می توانند به یک تبهکاری غیر منطقی و خونخوار تبدیل شوند.

کتاب آدم خواران

ژان تولی
ژان تولی، زاده ی 26 فوریه ی 1953، کاریکاتوریست، فیلمنامه نویس و رمان نویسی فرانسوی است. او علاوه بر فعالیت در عرصه ی تصویرسازی و ساخت فیلم، تا کنون ده کتاب موفق و پرفروش نوشته و از جوایز ادبی نیز سهمی داشته است. تولی همچنین در زمینه ی نوشتن زندگی نامه نیز فعالیت می کند.
نکوداشت های کتاب آدم خواران
Exceptionally well written, Eat Him If You Like will have a very special appeal to suspenseful mystery enthusiasts, students of 19th Century French history…
به طرز فوق العاده خوبی نوشته شده ، جذابیت خاصی برای علاقه مندان به داستان های رازآلود و دانشجویان تاریخ فرانسه قرن نوزدهم خواهد داشت ...
Midwest Book

An engrossing book to be read in one big gulp.
کتابی دلربا و بسیار خواندنی.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

Teulé’s vivid account of ordinary folk inexplicably transformed into monsters resonates long after reading.
گزارش واضح توله از مردم عادی که به طور غیرقابل توضیح به هیولا تبدیل شده اند بسیار خواندنی است.
Publishers Weekly Publishers Weekly

قسمت هایی از کتاب آدم خواران (لذت متن)
جمعیت همه شادوشنگول بودند. سوختن آدم زمان زیادی می برد. خورشید، در افق، خون گریه می کرد. منظره ی مخوفی بود. باد خاکستر آلن را به همه طرف می پراکند. قدری از این گرد سیاه به زیر پای مردمی رفت که دهن های چرب شان را با آستین های چرک شان پاک می کردند. آن ها سیر و خوشحال بودند.