کتاب «آس و پاس در پاریس و لندن» داستانی درباره فقر است.
«چخوف» در نمایشنامه «باغ آلبالو»، بدترین تمایلات انسان ها را زیر ذرهبین قرار می دهد.
«ماکیاولی» در کتاب «شهریار» مرز میان فضیلت ها و رذیلت های اخلاقی را محو می کند.
کتاب «چارلی و کارخانه شکلات سازی» داستانی طنزآمیز با خیالپردازی های عجیب و شگفتانگیز است.
دنیای رمان «جنگل نروژی» بر پایه خاطرات بنا شده است.
نمایشنامه از طریق رویدادهای عجیب و تلاش شخصیت ها برای درک آن، این ایده را مطرح می کند که زندگی در مجموع امری «ابزورد» و توضیحناپذیر است.
در رمان«زنان کوچک»، دختران خانواده «مارچ» اهمیت عشق، چه در قالب عشق خانوادگی و چه عشق رمانتیک، را می آموزند.
«شاهنامه»، حماسه ملی ایران، را می توان به سه بخش تقسیم کرد: اسطوره، افسانه و تاریخ.
«زیگموند فروید» می نویسد: «نه من، بلکه شاعران بودند که ناخودآگاه را کشف کردند.»
«شکسپیر» در نمایشنامه «اتللو»، مفهوم «واقعیت غیرقابل اعتماد» را به شیوه های گوناگون به بازی می گیرد.
رمان «بازی تاج و تخت» جهانی را به تصویر می کشد که نیروی محرکهی آن، ستیزه و جنگ است.
«سولژنیتسین» بر تابآوری روح انسان و تلاش های خارقالعاده برای برای زنده ماندن در برابر رنجی تصورناپذیر تأکید می کند.
منتقدین ادبی اغلب از «هانیبال لکتر» به عنوان یکی از برجستهترین شخصیت های شرور در ادبیات داستانی یاد می کنند.
«جردن پیترسون» این نکته را مطرح می کند که «زندگی رنج است»، حقیقتی بنیادین که به کهنترین چارچوب های اعتقادی بشر نسبت داده می شود.
در رسالهی کهن «سان تزو»، مطمئنترین راه برای رسیدن به پیروزی، راهبردی است که بر بهرهگیری از شرایط میدان نبرد استوار باشد.
روایت پروتاگونیست رمان از چند جهت نشان می دهد که او یک «راوی غیرقابل اعتماد» است.
«نیچه» از نوعی «روی آوردن» به سرشت حقیقی سخن می گوید که پیوند حال با گذشته را می گسلد و آن را «با چکش» در هم می شکند.
«جورج اورول» زمانی نوشت: «هر سطر از اثر مهمی که از سال 1936 نوشتهام، ضد تمامیتخواهی بوده است.»