فشرده و تامل برانگیز...کتابی دلخراش و نگران کننده...این یک داستان هشداردهنده فوری است...به موقع و حیاتی.
طنز بی رحمانه ای هوشمندانه و اورولی از دنیای مدرن بی رحم ما.
الاشه. شقه کردن. سلاخی، صف کشتار. آبپاشی و شستشو. این کلمات دائم در ذهن اش می چرخند و مانند پتک بر سرش فرود می آیند و او را در هم می کوبند. اما اینها فقط چند کلمه ی ساده نیستند. خون هستند، بویی غلیظ، اتوماسیون، فقدان تفکر، شبانه هجوم می آورند و غافلگیرش می کنند. از خواب که بر می خیزد، بدنش غرق در لایه ی نازکی از عرق شده است، چون می داند آنچه انتظارش را می کشد، روز دیگریست و سلاخی انسان هایی دیگر. همانطور که سیگاری آتش می زند با خود فکر می کند، هیچ کس آنها را انسان خطاب نمی کند. او نیز هنگامی که چرخه ی تولید گوشت را برای کارگران تازه وارد توضیح می دهد آنها را اینگونه خطاب نمی کند. می توانند دستگیرش کنند، حتی او را به سلاخ خانه شهرداری ببرند و وارد چرخه | تولید کنند. بگشند اصطلاح بهتری است، اما فایده ای ندارد. در حالی که پیراهن خیس اش را در می آورد تلاش می کند به خود بقبولاند که آنها همین هستند. انسان هایی که چون حیوان پرورش داده شده تا مصرف شوند.
نثرش انقدر قوی بود که که واقعا یه جاهایی آب دهنم راه میافتاد. حس میکردم چقدر این لاشهها خوب پخته شدن. خیلی غمانگیزه؛ ولی واقعا یه جاهایی حس میکردم دارم از اون لاشه میچشم و لذت میبرم.
" امروز قصابم،فردا شاید گوشت بشم " ترجمه خانم سحر قدیمی خوب بود خواندن این کتاب حس وحشت و درماندگی رو به به ادم القا میکنه هیچ حدی برای ذات خبیث ادمی وجود نداره
نثر کتاب یکم سرد و خشک بود ولی پایان شوکه کننده ای داشت.
چیزی که یاد گرفتم از این کتاب اینه که هیچ وقت به آدمها اعتماد نکنید …. هیچ وقتتت !
من این کتاب را نزدیک به یک سال پیش تمام کردم و باید خدمتتون عرض کنم برای فهمیدن وراثت و تغییرات محیطی روی انسانها خیلی داستانها و کتابهای بهتری نوشته شده است که میتوان به آنها رجوع کرد مانند کتاب کلیدر ، جای خالی سلوچ ، ۱۹۸۴ ، جنگ و صلح ، کتب بالزاک ، تولستوی ، داستایفسکی،احمد محمود و خیلی دیگر از نویسندگان مشهور ایرانی و خارجی اما این کتاب مانند فیلمهای اسلشر فضای بشدت کثیف و حیوانی رو القا میکند که به نظر بنده حقیر از نویسندگانی با ذهن مریض بر میآید و نباید به این قبیل کتابها بهای خواندن و چاپ شدن را داد زیرا با خواندن آن ذهن هر خواننده ای به خصوص حساس مدتها درگیر آن خواهد ماند اگر روان شناس هم که باشیم برای شناخت انواع مریضیهای روانی خوب نیست به هر کتاب و فیلمی سرک بکشیم و اگر به علت رواج این کتاب بپردازیم به فضای مجازی بر میخوریم که هیچ گونه چارچوبی ندارد در مجموع این کتاب را به هیچکس پیشنهاد نمیکنم و حتی از خواندش هم دیگران را منع میکنم و توصیه میکنم هیچ موقع کنجکاو این مدل کتابها و فیلمها نشوید
فکر میکنم شما از اون دسته از آدمها باشید که تو فیلم از شخصیتهای منفی بدشون بیاد و فقط شخصیتهای خوب رو تشویق میکنید !؟ شما وقتی در یک فیلم از یک شخصیت منفور بدتون میاد یعنی اینکه اون کارکتر منفی کارش رو درست انجام داده وتوی کارش درجه یک هست این کتاب هم همین هستش با تمام داستان کثیف( به گفته شما) همین کثیف بودنش، زیبا و خواندنیش کرده و نویسنده تونسته غیر از درک ما دست به قلم بشه و کلی مخاطب رو جذب داستان خودش کنه و شاید یکی از کتاب هایی باشه ک باید قبل از مرگ مطالعه بشه
مگه دنیا همش گل و بلبله؟ بنظر میرسه شما میترسید با واقعیت رو به رو بشید، هر چند به احتمال زیاد فقط خواستید یه لفظی بیایید که مثلا ادم حرفهایی هستید ولی کلملا برعکس عمل کرد
من این کتاب رو تقریبا یک سال پیش خوندم فوق العادس ب هرکسی ک میخواد این کتاب رو شروع کنه پیشنهاد میدم کتابیه ک نمیتونی زمین بذاریش میخونی و میخونی و میخونی وقتی تموم میشه شک شدی انگار دنیا رو سرت خراب میشه بخونید این کتاب رو حتما دوستان
«لاشهٔ لطیف» را بخوان، چون: ۱. آینهٔ جامعه است: با یک ایدهٔ وحشتناک، بیرحمیِ پنهان در رفتارهای روزمرهٔ ما با طبیعت و موجودات دیگر را به رخت میکشد. ۲. تفکرت را به چالش میکشد: مرز بین «انسان بودن» و «هیولا بودن» را در شرایط بحرانی طوری نشان میدهد که تا مدتها ذهنت درگیرش میماند. ۳. نگاهت را تغییر میدهد: باعث میشود دیگر به هیچچیز در اطرافمان نگاه معمولی نداشته باشی و عمیقتر به اخلاقیات فکر کنی. هشدار: این کتاب برای روحیه حساس، فوقالعاده سنگین و آزاردهنده است!
خود کتاب فوق العاده بود اما درمورد ترجمه،من از انتشارات خودمونی گرفتم و باورم نمیشه که تونستن با همچین ترجمه افتضاااااحی کتاب چاپ کنن.ترجمه جوریه که انگار هوش مصنوعی ترجمه کرده
کتاب را بر اساس نظرات خوانندهها خواندم. پیام نویسنده را گرفتم که انسان برای بقای خودش مجبور به انجام چه کارهایی میشود. به نظرم آخر کتاب بدون اسپویل کردن میخواهد این نکته را به خواننده یادآوری کند که «هیچ چیز از هیچکس بعید نیست.» و انسانها بر حسب شرایط تا چه اندازه میتوانند خودخواه، بیرحم و منفعت طلب باشند.😞
به دوستانی که به این کتاب علاقه داشتند توصیه میکنم فیلم« جامعه برفی» Socitey of the Snow (محصول ۲۰۲۳) یا Alive(محصول ۱۹۹۳)را حتما تماشا کنند. فیلم بر اساس واقعیت است؛ درباره سقوط هواپیمای شماره ۵۷۱، حامل یک تیم ورزشی راگبی که در سال ۱۹۷۲ برای مسابقه از اروگوئه به شیلی میرود و در کوههای آند سقوط میکند و باید خودتان ببینید که چه میشود.😞
من این کتاب رو هنوز مطالعه نکردم و داشتم تصمیم میگرفتم بخونم یا نه ولی فیلم society of snow رو دو بار دیدم و راستش دقیق ارتباط این فیلم و کتاب رو نمیدونم ولی نظرم جلب شد که کتاب هم بخونم چون بنظر میاد همون فضای سرد و دارک رو القا کنه
سلام دوست عزیز از آنجایی که از اسپویل کردن داستان بیزارم، تنها چیزی که میتوانم بگویم این است « انسان برای بقا گاهی در طول زندگی مجبور به انجام کارهایی میشود که میتواند بسیار تلخ، تکان دهنده، ترسناک، غیر انسانی، شرورانه و غیر قابل باور باشد.» ولی همان طوری که خود شما اشاره کردید درسته، فضای کتاب بسیار سرد، دارک، حال به هم زن و تأثر آور است. کتابی است که هم دوستش داری هم ازش بیزاری و داستانش تا مدتهای زیادی توی ذهن میماند.
از راهنمایی شما بسیار متشکرم دوست عزیز حتما این کتاب رو میخوانم.
قشنگ از اون کتاباس که تا چند روز درگیرت میکنه و هی بهش فکر میکنی ، اگه روحیه حساسی دارین نخونید بعضی توصیفات توی کتاب و شرح وقایع زیادی شفافه و ممکنه بهتون نسازه اسپویل یه ذره امید داشتم به شخصیت اصلی و فکر میکردم هنوز انسانیتی باقی مونده که با پایان کتاب حسابی شوکه شدم و خورد تو پرم
⚠️ هشدار اسپویل⚠️ فکر میکردم این کتاب راجب مردی هست که با سیستم ادمخواری جامعه مشکل داره و این زندگی روزمره اون فرده. اما هر چی جلوتر میرفتم متوجه میشدم که کتاب راجب ادمخواری نیست و راجب ذات پلید آدم هاست؛ مخصوصا با مرگ یاسمین در انتهای کتاب که تنها کسی که فکر میکردم حداقل کمی وجدان براش مونده باشه هم کسی بود که وقتی کارش با یاسمین تموم شد اون رو کشت.
یه کتاب بی نظیر بود ولی اگه واقعا حالتون بد میشه نخونید بعضی از دوستام از همون صفحه اول تحمل نداشتن پس دقت کنید. واقعا شاهکاره اگه کشش داشته باشید
ترجمه نشر چشمه بی نظیر بود داستانش خیلی جذاب بود و غمناک و زجر آور قشنگ نشون میده انسان چه ذات کثیفی میتونه داشته باشه و بقیه رو به چشم ابزار ببینه صفحه آخر تا چندین ساعت منو بهت زده کرد
داستان و ایده این کتاب واقعا بینظیر بود و خوب میتونست وارد دنیای پاد آرمانی که نوسینده مدنظر داره ببرت. ولی بعضی جاها استعارهها تشبیههای خیلی زیادی داشت که لازم نبود و از خط داستانی دورت میکرد. نکته ای که به شدت موقع خوندن کتاب متوجه میشی سانسور خیلی شدیده یک چپتر کاملا بی ربط و نامفهوم بود یعنی مترجم میتونست حتی حذفش کنه و چیزی رو از دست نمیدادی چون اصلا متوجه نمیشی نمیدونم نسخه اصلی این کتابم همینطوره یا متاسفانه نسخه فارسی به علت محدودیتها اینجوری شده و اندازه یک کتاب دیگه خودت باید تصور کنی که تو اون صحنه هایی که نیست چه اتفاقاتی افتاده. این داستان پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به فیلم یا سریال داره که واقعا منتظرم ساخته بشه. پایانشم همونطور که دوستان گفتن به شدت افسردگی اوره و بیشتر شوکه کننده چون کل چیزهایی که تو کل داستان نویسنده داره به ما میگه رو نقض میکنه و بهتر بود کمی بیشتر توضیح داده میشد ولی خب اینم خودش یه سبکه
اگر روحیه حساسی دارید یا افسردگی دارید اصلا این کتاب رو نخونید ،،، خیلی پر کشش و جذاب هست از همون سطر اول آدم رو جذب میکنه من تو 3 ساعت و نیم تمومش کردم و اصلا انتظار همچین پایانی رو نداشتم خیلی ناراحتم کرد پایانش ... و بعد خوندن این کتاب یه لقمه درست و حسابی از گلوم پایین نرفته کم مونده بشینم حتی برای مرغ تو خورشت هم گریه کنم 😑
این رمان فقط ایده جالبی داشت ولی نتونسته اون ایده رو در قالب داستان پیاده کنه و دلیل فروش و ترند شدنش هم همون ایده ایه که داره و داستانی نداره. در نهایت اصلا پیشنهاد نمیشه برای خواندن
کتاب خیلی خوبی بود ولی فکر نکنم هرکسی با خوندنش راحت باشه مخصوصا از میانه کتاب به بعد ترجمه تیموریان
من این کتاب و تازه تموم کردم، کتاب بسیار قشنگ و زیبایی هستش و برای خوندنش اصلا تردید نکنید
دوستان ترجمه نشر روزگار رو برای این کتاب اصلا پیشنهاد نمیکنم. نشر چشمه رو نخوندم ولی بنا به ترجمه دیگر کتاب هاشون و حفظ شهرتشون احتمالا ترجمه بهتری نصیبتون بشه.