کتاب گوشت لطیف است

Tender is the flesh
(مناقصه گوشت)
کد کتاب : 61803
مترجم :
شابک : 978-6222331467
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 210
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2020
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 19 بهمن

معرفی کتاب گوشت لطیف است اثر آگوستینا بازتریکا

گوشت لطیف است رمانی دیستوپیایی از نویسنده آرژانتینی آگوستینا بازتریکا است. این رمان در اصل به زبان اسپانیایی نوشته شده و سارا موزس آن را ترجمه کرده است. گوشت لطیف است جامعه ای را به تصویر می کشد که در آن یک ویروس تمام گوشت حیوانات را آلوده کرده است. به دلیل کمبود گوشت حیوانات، آدمخواری قانونی می شود. مارکوس، یک تامین کننده گوشت انسان، با این جامعه جدید درگیر شده و به خاطر ضررهای شخصی خود شکنجه می شود. مارکوس که در کارخانه فرآوری محلی کار می‌کند، به کشتار انسان‌ها می‌پردازد، اگرچه دیگر کسی آنها را چنین نمی‌نامد.
همسرش او را ترک کرده است، پدرش در حال غرق شدن در زوال عقل است و مارکوس سعی می کند زیاد به این فکر نکند که او برای امرار معاش باید چه کند. بالاخره خیلی سریع اتفاق می افتد. ابتدا گزارش شد که یک ویروس عفونی تمام گوشت حیوانات را برای انسان سمی کرده است. سپس دولت‌ها «انتقال» را آغاز کردند. اکنون، خوردن گوشت انسان - «گوشت خاص» - قانونی است. مارکوس سعی می کند به اعداد، محموله ها، پردازش ها پایبند باشد.
سپس یک روز به او هدیه داده شد: یک نمونه زنده با بهترین کیفیت. اگرچه او می‌داند که هر گونه تماس شخصی برای مرگ ممنوع است، اما کم کم با او مانند یک انسان رفتار می‌کند. و به زودی، او توسط چیزهایی که از دست رفته است شکنجه می شود - و چیزهایی که ممکن است هنوز نجات یابند.

کتاب گوشت لطیف است

آگوستینا بازتریکا
آگوستینا بازتریکارمان نویس آرژانتینی، برنده جایزه پرمیو کلارین می باشد.
نکوداشت های کتاب گوشت لطیف است
Taut and thought-provoking...a chilling and alarmingly prophetic book...this is an urgent cautionary tale...timely, crucial.
فشرده و تامل برانگیز...کتابی دلخراش و نگران کننده...این یک داستان هشداردهنده فوری است...به موقع و حیاتی.
Words Without Borders

A ruthlessly clever, Orwellian satire of our dog-eat-dog, er, man-eat-man modern world.
طنز بی رحمانه ای هوشمندانه و اورولی از دنیای مدرن بی رحم ما.
NJ.com

قسمت هایی از کتاب گوشت لطیف است (لذت متن)
الاشه. شقه کردن. سلاخی، صف کشتار. آبپاشی و شستشو. این کلمات دائم در ذهن اش می چرخند و مانند پتک بر سرش فرود می آیند و او را در هم می کوبند. اما اینها فقط چند کلمه ی ساده نیستند. خون هستند، بویی غلیظ، اتوماسیون، فقدان تفکر، شبانه هجوم می آورند و غافلگیرش می کنند. از خواب که بر می خیزد، بدنش غرق در لایه ی نازکی از عرق شده است، چون می داند آنچه انتظارش را می کشد، روز دیگریست و سلاخی انسان هایی دیگر. همانطور که سیگاری آتش می زند با خود فکر می کند، هیچ کس آنها را انسان خطاب نمی کند. او نیز هنگامی که چرخه ی تولید گوشت را برای کارگران تازه وارد توضیح می دهد آنها را اینگونه خطاب نمی کند. می توانند دستگیرش کنند، حتی او را به سلاخ خانه شهرداری ببرند و وارد چرخه | تولید کنند. بگشند اصطلاح بهتری است، اما فایده ای ندارد. در حالی که پیراهن خیس اش را در می آورد تلاش می کند به خود بقبولاند که آنها همین هستند. انسان هایی که چون حیوان پرورش داده شده تا مصرف شوند.