کتاب حصار و سگ های پدرم

Fence and my father's dogs
کد کتاب : 11083
مترجم :
شابک : 9789643622084
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 107
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1996
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 16 اسفند

حصار و سگ های پدرم
Fence and my father's dogs
کد کتاب : 17870
مترجم :
شابک : 978-6003262188
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 106
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1996
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 16 اسفند

معرفی کتاب حصار و سگ های پدرم اثر شیرزاد حسن

« حصار و سگ های پدرم » رمان مشهور کردی است ، که توسط شیرزاد حسن ، در سال 1996 نوشته شده و به فارسی و سوئدی ترجمه شده است. شیرزاد حسن در سال ۱۹۵۰ در شهر اربیل ،یکی از شهرهای بزرگ کردستان عراق ، متولد شد . نقش پدر در این رمان بسیار پررنگ است ،مضامین اصلی کتاب ، به خصوص با تمرکز بر جامعه کرد ، دیکتاتوری و میهن پرستی هستند . مضامینی که به نوعی با هم در ارتباط اند ، مانند آزادی محدود شده و زنانی که تابع مردان هستند .کتاب حصار و سگ های پدرم، داستان خانواده ای پدرسالار را روایت می کند که درون حصاری بزرگ زندگی می کنند. داستان از توصیف پدری درنده خو آغاز می شود که سالی چند بار ازدواج می کند ، همه ی اهل خانه به فرمان او هستند و اجازه نمی دهد هیچ موجود مذکری وارد حصار او شود. دختران و پسران او همواره شلاق می خورند، کار می کنند و اجازه ی عاشق شدن و ازدواج را ندارند. تا این که همه از ظلم به ستوه می آیند و از پسر بزرگ می خواهند که پدر را بکشد.داستان زمانی آغار می شود که پسر بزرگتر ،پدرش را به قتل می رساند. پدر یک حاکم بی رحم ، خشونت طلب و مستبد بوده که بر خانواده اش که داخل حصار زندانی کرده بود ، حکم رانی میکرده. راوی در حقیقت پسر بزرگتر او است که در مورد شب پس از کشته شدن پدر صحبت می کند. در طول رمان ، او توضیح می دهد که چرا پدر خود را کشته و وضعیت او پس از آن چگونه است.در پایان رمان برای ما روشن می شود که در واقع پسر ، پدر خود را نکشته ، بلکه خواب آن را دیده است. در این رمان ، "شیرزاد حسن" با استفاده از نمادگرایی در رویای شخصیت اصلی ، از دین ، اقتدار و برخی روایات کردی انتقاد می کند.

کتاب حصار و سگ های پدرم

شیرزاد حسن
شیرزاد حسن Sherzad Hassan زادهٔ سال ۱۹۵۱ در اربیل نویسنده، شاعر و مترجم معاصر کردستان است. شهرت او بیشتر به خاطر داستان‌نویسی است. دارای آثار مهمی در داستان‌نویسی و رُمان با نگاه و جایگاهی متفاوت در ادبیات کُرد است. نوشته‌های او که همه به زبان کُردی و لهجه سورانی نگاشته شده‌اند به دیگر زبان‌های دنیا نیز ترجمه شده‌است.شیرزاد حسن نویسندهٔ بلندآوازهٔ کردستان به سال ۱۹۵۱ در شهر اربیل (پایتخت اقلیم کردستان) به دنیا آمد. پدر او نظامی خشنی بود و در خانواده آن‌ها کس...
قسمت هایی از کتاب حصار و سگ های پدرم (لذت متن)
قبل از آن که یکی از پسران یا دخترانم خیال بدی به سرش بزند، من آن را در خواب می بینم. شما اگر در دل خود حرفی بزنید، من می شنوم. زن های خوبی باشید و به پسران تان بگویید هیچ کدام شان لیاقت جانشینی مرا ندارند. از این به بعد در تالار حصار می نشینم و صاحبان هر نیت بد، فکر و خیال ناروا و خواب های حرام را سخت کیفر می دهم. سزای هر خیال خام ده ضربه ترکه و هر خواب خیانتکارانه ده تازیانه است. سوگند می خورم که دلم برای دخترها نسوزد و توی طویله ی ماده خرها آن ها را به بند بکشم. وای به حال زن هایی که جلو چشمان من آدامس بجوند یا آب بخورند یا این که ببینم دخترانم با بی شرمی موهاشان را باز می کنند و شانه می زنند. به حصارم سوگند می خورم که همه ی آینه ها را بشکنم. دیگر حرمتی برای این حصار باقی نگذاشته اند. گاه و بی گاه می شنوم که پسرها و دخترهای نوجوان تازه بالغ شده زیر لب آواز می خوانند. حیا نمی کنند، وقت و بی وقت صدای فروخورده ی خنده هاشان را می شنوم…

اگر من نبودم این حصار از خیلی پیش تر بر سر شما ویران شده بود. هنوز مانده تا دنیا را بشناسید… باید بزرگ تر شوید تا بفهمید من چه قدر شما را دوست داشته ام و همه ی تف و فحش هایم چه حکمتی داشته است. تا نمیرم قدرم را نمی دانید و گذشته از این، من پدرتان هستم. فقط من هستم که می دانم خیر و صلاح شما در چیست. بنده حق ندارد از خدای خودش سوال کند که چرا گرسنه و تشنه اش می گذارد، چرا سیلاب و آتشفشان و توفان و گردباد برایش می فرستد… و چرا این جا سرماست و آن جا گرما… بچه هم همین طور… حق ندارد از دستور پدرش سرپیچی کند، پسر و دختر من آن گاه نزد من شیرین و دوست داشتنی اند که به اوامر من گوش بسپرند. کتاب های مقدس هم همین را می فرمایند… می دانید که چرا کوچولوها را بیشتر دوست دارم؟ می بینم حتا در غذا خوردن و لباس پوشیدن و سرفه کردن درست حرکت های مرا تقلید می کنند. من چنینم و سایه ی خودم را دوست دارم!