1. خانه
  2. /
  3. کتاب چایت را من شیرین می کنم

کتاب چایت را من شیرین می کنم

4.6 از 10 رأی

کتاب چایت را من شیرین می کنم

I'm sweet to chat
٪10
700000
630000
معرفی کتاب چایت را من شیرین می کنم
کتاب "چایت را من شیرین می‌کنم" که توسط نشر "کتابستان معرفت" منتشر شده است، نوشته زهرا بلند دوست است. این اثر داستانی جذاب روایتگر داستان دختری به نام سارا، ایرانی الاصل و مقیم آلمان است که پدرش سمپات سازمان مجاهدین خلق است اما مادر در نقطه مقابل پدر قرار دارد. پدر سارا تنها برادرش را که او نیز جزو گروه مجاهدین خلق بود را در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) از دست داده و پس از این شکست سخت سازمان با خانواده خود از ایران خارج شده و به آلمان می‌آیند.
زندگی پدر و مادر سارا با دعوا و کشمکش‌ سپری می‌شود، در میان این مجادله‌ها مادر از خدا و خوبی‌هایش می‌گوید و پدر از دغدغه‌های سازمان، اما در این میان سارا و برادرش خدا را انتخاب می‌کنند و پناه هم می‌شوند. در طول کتاب چایت را من شیرین می‌کنم ماجرایی پیش می‌آید که برادر سارا به اسلام گرایش پیدا کرده و در ادامه وارد گروه داعش شده و ناپدید می شود. سارا در حین جستجوی برادر ناخواسته وارد جریانی می شود که با مبنای وجودی این گروه و جنایت‌هایش آشنا شده و او را بیش از گذشته از شنیدن نام اسلام و مسلمان به هراس می اندازد، اما روند داستان اینگونه ادامه نمی‌یابد.
درباره زهرا اسعد بلنددوست
درباره زهرا اسعد بلنددوست
زهرا اسعد بلنددوست، متولد اسفند 1368 در شهر قم است. او لیسانس الهیات دارد و اصالتاً اهل شهر رشت است.‏ رمان «چایت را من شیرین می‌کنم» اولین رمان زهرا اسعد بلنددوست است که در قالب داستانی جذاب از زندگی سارا دختری ایرانی می‌گوید که از کودکی به همراه خانواده‌اش در آلمان زندگی می‌کند. پدر خانواده از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق است و میانه خوبی با دین و اسلام و تشیع ندارد و همین مسئله نیز به فرزندانش سرایت کرده است. بعد از مدتی پسر خانواده ناپدید می‌شود و سارا برای پیدا کردن برادرش دانیال به آب و آتش می‌زند و در جستجوهایش متوجه می‌شود دانیال جذب گروه داعش شده و به سوریه رفته است. اما این آغاز ماجرا‌هایی پیچیده و تودرتو در زندگی سارا می‌شود که او را از آلمان به ترکیه و سوریه می‌کشاند.
 
دسته بندی های کتاب چایت را من شیرین می کنم
قسمت هایی از کتاب چایت را من شیرین می کنم

آن روزها من یک ساله بودم و برادرم دانیال پنج ساله. مادرم همیشه نقطه ی مقابل پدر قرار داشت، اما بی صدا و جنجال. او تنها برای حفظ من و برادرم بود که تن به دوری از وطن و زندگی با پدرم داد؛ مردی که از مبارزه، تنها بدمستی و شعارهایش نصیب مان شد. شعارهایی که آرمان ها و آرزوهای دوران نوجوانی من و دانیال را تباه کرد؛ و اگر نبود، زندگی مان شکل دیگری می شد. پدرم با این که توهم توطئه داشت اما زیرک بود، و پل های بازگشت به ایران را پشت سرش خراب نمی کرد. می گفت «باید طوری زندگی کنم که هر وقت نیاز شد به راحتی برگردم و برای استواری ستون های سازمان، خنجر از پشت بکوبم.» نمی دانم واقعا به چه فکر می کرد؛ انتقام خون برادر، اعتلای اهداف سازمان و یا فقط نوعی دیوانگی محض. هرچه که بود، در بساط فکری اش چیزی از خدا پیدا نمی شد. شاید به زبان نمی آورد اما رنگ کردار و افکارش جز سیاهی شیطان را نشان نمی داد. زندگی من یک ساله و دانیال پنج ساله، میدانی شد برای مبارزه ی خیر و شر؛ و طفلکی خیر که همیشه شکست می خورد در چهارچوب سازمان زده ی خانه مان. مادر مدام از خدا و خوبی می گفت و پدر از دغدغه های سازمان. چند سالی گذشت اما نه خدا پیروز شد و نه رجوی و مریمش. روزها دوید و در این هیاهو، من و برادرم دانیال، خلأ را انتخاب کردیم.

نظر کاربران در مورد "کتاب چایت را من شیرین می کنم"
14 نظر تا این لحظه ثبت شده است

چهار جلد این نویسنده واقعا زیباست

1405/02/26 | توسطکاربر سایت
0
| |

من این کتاب رو حضوری خریدم و پشت جلدش یه متن عاشقانه بود. بهتر موضوع کتابتون رو پشتش قید کنید که بقیه پولشون رو نریزن دور ... حالا تو سایت موضوعش نوشته ولی اونیکه حضوری میخره از کجا میخواد بفهمه موضوعش چیه ... یه متن عاشقانه مینویسن و قالب میکنن به مردم

1405/01/11 | توسطالهه
1
| |

کتاب خوبی نیست ... بیشتر درباره داعش و این چیزاست ...آدم یاد کتاب شرعیات اسلامی میفته. جملاتی از کتاب : حد حجاب گردی صورت و دست‌ها تا مچه حیفه که چشم هر رهگذری به طلای وجودتون بیفته... دو تکه پارچه مشکی بیرون کشید، با تعجب پرسیدم این چیه ؟ مچم را به نرمی گرفت و آستین‌ها را بر ساق دستانم پوشاند.. چقدر مردانگی دستانش دلچسب بود. گفتم به چه درد میخوره گفت آخه آستین مانتوتون کوتاهه !

1405/01/11 | توسطالهه
1
| |

واقعا خیلی خوب. یعنی من می‌ذاشتم کتاب را موقعی بخونم که قشنگ برم تویی حس و حالش. از شما خواهشمند هستم که جلد پنجم هم بنویسد.واقعا به عنوان خواننده میخوام بدونم که تهش یک دانیال زنده است؟دو سر فادیه چی میاد؟سه فادیه واقعا بسام را دوست داره؟ و به عنوان نویسنده تهش کامل کن.

1404/12/06 | توسطکاربر سایت
0
| |

سلام ببخشید کتاب چایت را من شیرین میکنم برگرفته از واقعیته ؟

1404/06/23 | توسطکاربر سایت
1
| |

تشکر ویژه از نویسنده محترم با اینکه من آدم مقیدی هستم وتلاشم بر رعایت اصول اسلامیه ولی با خواندن این کتاب انجام اعمال مذهبی برایم شیرین‌تر شد و اینکه فهمیدم انسان خدادوست وغرق در عشق خدا علی رغم داشتن زندگی شاد ویا داشتن زن و فرزند و... بازهم شهادت در راه خدا طلب میکند وچه اعتمادوتوکلی که به خدایشان دارن که بدون نگرانی تمام دوست داشتنی هایشان رو به او میسپارد.

1404/04/18 | توسطکاربر سایت
1
| |

بی نظیر بود واقعا🥹

1403/10/19 | توسطکاربر سایت
1
| |

الحمدلله محتوا، قلم، احساس، تربیت و...موج میزد حتما بخوانید

1403/09/02 | توسطکاربر سایت
3
| |

پایان غمگینی داره و من خیلی گریه کردم💔❤️‍🩹

1403/06/06 | توسطکاربر سایت
5
| |

بهترین کتابی که به عمرم خوندم

1403/01/12 | توسطکاربر سایت
7
| |

از اون کتاباییه که نمیخوای بذاری زمین من ی روزه تو پنج ساعت متوالی تمومش کردم خیلی خوشگل بود

1403/01/11 | توسطکاربر سایت
10
| |

خیلیی قشنگ و تاثیر گذار و داستان جذابی داره پیشنهاد می‌کنم حتما بخونید و نشر بدین این مدل کتاب هارو که هم نوجوانان و جوانان باتوجه به مضوعش بیشتر پسند می‌کنن و در عین حال اسلام و زندگی مذهبی رو خیلی زیبا به تصویر میکشه

1402/06/25 | توسطکاربر سایت
11
| |

قلم روان و عالی داره و مفهوم رو القا میکنه. پایان غمگینی داره ،جذاب و عالی

1400/10/30 | توسطجاوید رضایی
16
| |

خیلی کتاب زیباییه.عالیه.پایان تلخی داره.و ارزش خوندن داده

1399/11/08 | توسطکاربر سایت
22
| |