آرش، ویراستار جوان و دوستدار بسیار جدی زبان و ادبیات فارسی است که در موسسـهی انتشـاراتی قدیمی و کوچکی مشغول به کار است. او و همکارانش طی چند سال بارها داستان های زیبا و شیوای نویسندهای با نام مستعـار روزبه.ژ را بـررسی کـرده و پذیرفتـهاند، امـا این داستـانها حتی یک بار هم مجوز چاپ نگرفته و هرگز منتشر نشدهاند. علاقه و احساس وظیفهی آرش در قبال این نویسندهی توانای ناشناس او را وا می دارد تا به جستوجوی آن مرد بپردازد و تا حد ممکن در انتشار داستانها و معرفی او به جامعهی ادبی کمک کند.
همین جستوجو سرآغاز ماجرایی است که در کتاب «اشراق ژاله» میخوانید.