«دیگر انسانی نیست» (۱۹۴۸) شاهکار اوسامو دازای و یکی از اثرگذارترین رمانهای ژاپنی پس از جنگ است؛ متنی اعترافگونه و تکاندهنده که از خلال سه دفترچه یادداشت شخصیت اصلی، اوبا یوزو، و یک قابروایی کوتاه در ابتدا و پایان، پرترهای عمیق از انسانی ترسیم میکند که احساس میکند از جهان انسانها بیرون افتاده است. این رمان، که نخستین ترجمه انگلیسی آن در سال ۱۹۵۸ منتشر شد، با نثری موجز اما درخشان، تجربهای فشرده از بیگانگی، اضطراب وجودی و شکاف میان خود درونی و نقاب اجتماعی ارائه میدهد؛ تجربهای که اگرچه در بستر ژاپن قرن بیستم شکل گرفته، اما مضمونش جهانشمول است. در مرکز رمان، یوزو قرار دارد؛ فردی که از کودکی احساس میکند قادر به «درک انسانها» نیست و فاصلهای غیرقابلتوضیح میان او و جهان وجود دارد. او برای سازگاری با محیط، بهجای ارتباط واقعی، یک «نقاب کمیک» میسازد-شخصیتی دلقکگونه که با شوخی و نمایش از طرد شدن میگریزد. اما همین نقاب آرامآرام به زندانی بدل میشود که او را از تجربه اصالت، صمیمیت و امنیت عاطفی دورتر میکند. یوزو وقتی به بلوغ میرسد، تلاش میکند در هنر، دوستی یا روابط عاشقانه معنایی بیابد، اما هر بار با شکاف میان آنچه هست و آنچه تظاهر میکند روبهرو میشود. فشار توقعات اجتماعی، شرم درونی، ترس از برهنگی عاطفی و تلاشهای ناکام برای رهایی، او را به سمت الگوهای خودویرانگر سوق میدهند؛ الگوهایی که در نهایت منجر به انزوای کامل و شکستن پیوندهای او با خانواده، جامعه و حتی خود خویش میشوند-بیآنکه رمان رویدادهای حساس را به شکل اسپویلشده بازگو کند. دازای با ظرافت، مضامین هویت، بیگانگی و نقشهای اجباری اجتماعی را در هم میتند. ماسک طنزی که یوزو میسازد، استعارهای از وضعیت بسیاری از انسانهاست؛ فاصله میان ظاهر اجتماعی و حقیقت درونی، و اضطراب ناشی از اینکه «اگر واقعا خودم باشم، پذیرفته نخواهم شد». ساختار دفترچههای اعترافگونه نیز با صدایی صمیمی و اندرونی، خواننده را به درون ذهن متلاطم یوزو میبرد؛ جایی که ترس، شرم، تمایل به ناپدید شدن و جستوجوی بیپایان تعلق، همزمان حضور دارند. در کنار این نقاط قوت، رمان چالشهایی نیز دارد. لحن آن بسیار تاریک است و بدون ارائه امید آسان یا راهحل روانشناختی، تجربهای سنگین و گاهی بیرحمانه از رنج انسانی را تصویر میکند. همچنین، فاصله فرهنگی و تاریخی ممکن است برای برخی خوانندگان فهم کامل زمینههای اجتماعی و اخلاقی را دشوار کند. شخصیت اصلی نیز با خودبیزاری و سردی عاطفیاش، همیشه آسان برای همدلی نیست. با این حال، «دیگر انسانی نیست» همچنان یکی از تکاندهندهترین کاوشها در مورد شکنندگی هویت انسان، اضطراب وجودی و بار زندگی پشت نقابهای اجتماعی است. صداقت دردناک دازای، نثر موجز اما برنده و مهارت او در تبدیل رنج شخصی به پرسشی فلسفی درباره معنای انسانبودن، این رمان را به تجربهای ضروری تبدیل میکند-برای هر خوانندهای که میخواهد با تاریکترین و انسانیترین لایههای روان روبهرو شود.
درباره اوسامو دازای
اوسامو دازای نویسندهای ژاپنی است که باوجود عمر کوتاهش تاثیر زیادی بر ادبیات ژاپن گذاشت. حتی نویسندههای بنامی مثل هاروکی موراکامی و کوبو آبه از وی تاثیر پذیرفته اند.