مجید رهنما یکی از مهمترین نامها در دورهی دوم پهلوی است: وزیر علوم کابینهی هویدا، موسس شبکهی جامع سلامت و ایدهپرداز و مدیر طرح توسعهی الشتر. او در مقام یکی از نظریهپردازان شاخص پساتوسعه، آرایی اساسی و انتقادی در باب توسعهی درونزا، توانمندسازی از پایین، فقر و فلاکت از خود به جا گذاشته. بیتردید اما یکی از برجستهترین پروژههای فکری او طرح توسعهی منطقهی سلسله (الشتر ) در لرستان بین سالهای 1353تا 1357 است. رهنما به عنوان چهرهای تاثیرگذار در دستگاه دولتی، اما منتقد سیاستهای توسعه از سوی سازمان برنامه و بودجه با حمایت دولت پهلوی و شخص محمدرضا پهلوی بود. پس عجیب نبود که بالاخره در سال 51 بهخاطر دفاع از دانشجویان و درخواست کاهش فشار ساواک بر دانشگاه از سمت خود بر کنار شد. اما یکی-دو سال طول نکشید که ایدههایش را درست در مقابل با جریان عمومی مدرنیزاسیون کشور، در قالب توسعهی مشارکتی در اجتماعات محلی و روستایی پی گرفت. رویکردی که بر توسعهی درونزا تاکید میکرد و به جای تکیه بر کمکهای خارجی و راهحلهای بیرونی، عمدهی توجه خود را به مشارکت محلی و استفاده از منابع و امکانهای بومی معطوف میکرد. این طرح در منطقهای با حدود 300 روستا و با پوشش جمعیتی 50 هزار نفر در زمینههای بهداشت،سوادآموزی و عمران اجرا شد و در حقیقت طرح پایلوتی بود برای ایجاد الگوی مناسب توسعهی منطقهای با شرایط خاص ایران.
با انقلاب 57 اگرچه پروژهی الشتر نیز نیمهتمام ماند و به بایگانی سپرده شد، اما رهنما ایدههایش را در نقاط دیگر جهان پی گرفت و در مقام یکی از پایهگذاران مکتب پساتوسعه به منتقد تمامعیار گفتمان توسعه بدل شد. کتاب الشتر بنا دارد تا با بررسی و تحلیل اسناد و آثار به جا مانده به بازخوانی تجربهی سلسله بپزدازد؛ طرحی که به مدت پنج سال توانست زندگی مردمان این منطقه و نیز بانیان را برای همیشه دگرگون کند. مردمی که همچنان و هنوز دربارهی این طرح سخن میگویند.
بهرنگ صدیقی نویسنده ایرانی متولد سال 1350 میباشد.