امروزه فرهنگ و تمدنی میتواند به بالندگی خویش ادامه دهد و داعیه جهانی شدن داشته باشد که در مواجهه با پرسشها، پاسخهای قانع کننده عقلی فلسفی داشته باشد. تمدن اسلامی که از پشتوانه عظیم فرهنگی متعالی و رشد یابنده و مکتبی برخوردار است رهروان و پیروان خویش را به اندیشه ورزی و کسب دانش و تجربه از هر ملت و قومی، تشویق و ترغیب مینماید و آنان را به گفتگو فرا میخواند. در این راستا فلسفه اسلامی با بهره گیری از میراث غنی قرآن و تعالیم امامان شیعه و با یاری جستن از زبان مشترک عقل و منطق، فرهنگ غنی و گرانسنگ اسلام را به جهانیان معرفی کرده است. با توجه به ضرورت این امر، تصمیم به تأسیس «موسسه تاریخ حکمت و فلسفه در اسلام» گرفته شد تا زمینه تدوین تاریخ فلسفه در اسلام و معارف عقلی قرآن کریم فراهم شود. از این رو انتشار آثاری در شرح تراث دینی و متون فلسفی، عرفانی و کلامی با رویکرد تاریخی، تحلیلی و تطبیقی در دستور کار موسسه قرار گرفته است. نوشتار حاضر از جمله آنها است. نوشتار حاضر تحت عنوان زندگی پس از مرگ در پنج فصل به بررسی آراء فلاسفه اسلامی درباره زندگی پس از مرگ میپردازد. فیلسوفان مختلف نظرات متفاوتی در این خصوص ارائه کردهاند. در این میان نظریه علامه طباطبایی در این باره نظریهای بدیع است. علامه همانند فیلسوفان پیشین معتقد است بحث درباره معاد به شناخت حقیقت انسان ارتباط دارد. اما بر خلاف آنها معتقد است انسان عالمی به نام عالم نفوس جدای از سایر عوالم نیست بلکه انسان در نشئه فی الدنیا دارای یک دائره وجودی است که در پیدایش و رشد هم تحت تاثیر نظام حقایق قرار دارد و هم تحت تاثیر نظام اعتباریات و نظام جامعه که محفوف است به نظام حقایق هم در عالم مثال عالم عقول و نظام اسماء و صفات در نشته قبل الدنیا و هم در عالم برزخ و قیامت در نشئه بعد الدنیا. چیزی که این سه نشته را به هم مرتبط میکند و علامه از آن به “من” تعبیر میکند و از تجرد وحدت و بسافت برخوردار است حقایق است. انسان روح متحد با بدن است که از طریق بدن با عالم طبیعت ارتباط برقرار میکند و از طریق درک و فکر و شهود و بالاتر با انقطاع الی الله به مقام اولیاء و انبیاء الهی راه پیدا کند و به شهود انّ نه فقط کانّ نائل شود.