جامعه برای هر بدن نقشهای از پیش آماده دارد؛ این که چه کسی دوستداشتنی است، چه کسی موفق است، چه کسی میتواند و چه کسی نمیتواند. اما روایت راهی است برای بازپسگیری قدرت از این دستور نانوشته و نگاه شیوار جامعه.انداختن نور روی آدمهایی که بیرون از این نقشه پیشبینیشده زندگی میکنند. من دو بال دارم داستان زندگی یک توانیاب مادرزاد است؛ روزبه پیروز که حالا یکی از مهمترین کارآفرینان کشور و از بنیانگذاران گروه مالی فیروزه است. روایت او قصهی 54 سال دست و پنجه نرم کردن با جسمی سرکش است. یک جنگ بیپایان با اندامی که نه همراه بوده و نه فرمانبردار. قصهی بدن و نقص. قصهی تقلا در جهانی که تا زیبایی را میپرستد تفاوت را پس میزند. کتاب دربارهی غلبه بر معلولیت نیست؛ روایت زیستن در محدودههایی است که ما انتخابشان نکردهایم. دربارهی آن بخش از سرنوشت که به ما تحمیل میشود و آن بخش از زندگی که ناچاریم خودمان بسازیم. و آن حقیقت ازلی که گاهی میشود انسان را در نسبتش با رنج شناخت.