شرور بدنام و بلندپایهای به دنبال دستیاری وفادار و واقعبین میگردد تا امور دفتری متفرقه را انجام دهد، از کارکنان در ایجاد هرجومرج و وحشتآفرینی پشتیبانی کند و بهطور کلی در سایر امور شرورانه یاریاش دهد. رازداری الزامی است. همراه با مزایای عالی.
برای اوی سیج، فقط پیدا کردن شغل مهم نیست، بلکه حیاتی است؛ خانوادهای بیمار دارد که به حمایت نیاز دارند. به همین دلیل وقتی برخوردی تصادفی با بدنامترین شرور رندان به یک پیشنهاد شغلی ختم میشود، طبیعتا آن را میپذیرد. البته هیچ شغلی بینقص نیست، اما وقتی به رئیس ترسناک، تندخو و به طرز انکارناپذیری جذابتان دل میبندید، اوضاع سختتر هم میشود. اوی، اینقدر جذب پلیدی نشو! درست وقتی اوی دارد به سرهای بریدهی آویزان از سقف و صدای چندشآور لهشدن گهگاه چشمان سرگردان زیر پاشنهی کفشش عادت میکند، حس میکند در این سیاهچال موشی بزرگ وجود دارد… و منظورش موشهای واقعی نیست. چیزی فاسد در قلمرو رندان ریشه میدواند؛ کسی میخواهد شرور و تمام امپراتوری تبهکارانهاش را از میان بردارد.حالا اوی نهتنها باید جلوی دل سپردن به رئیسش را بگیرد، بلکه باید کشف کند دقیقا چه کسی در کارش خرابکاری میکند… و مطمئن شود که رئیسش آنها را به سزای اعمالشان میرساند.هرچه باشد، پیدا کردن یک شغل خوب کار آسانی نیست.
هانا نیکول مرر، نویسندهای است که آثارش در صدر فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفته و علاقهای ویژه به شخصیتهای شرور دارد. او عمدتاً با مجموعه کتابهای «دستیار شرور» شناخته میشود و همچنین به دلیل استفاده از طنز برای کنار آمدن با موقعیتهای نامناسب شهرت دارد؛ ویژگیای که به یکی از نقاط قوت او در نگارش روزمره بدل شده است.