آدم بدها کی قهرمان شدند؟بعضی می گویند ایدۀ استفاده از جنایتکار بهعنوان ضدّقهرمان در سینمای آمریکا، با هامفری بوگارت و فیلم سیرای مرتفع در سال 1941 آغاز شده است. این مضمون به دست مارتین اسکورسیزی در فیلم خیابانهای پایینشهر و سپس در رفقای خوب که من شانس حضور در آن را داشتم، به یک فرم هنری ارتقا یافت. این دو فیلم، و بسیاری از فیلمهای دیگری که بعدها در این ژانر ساخته شدند، به اعضای تشکیلات مافیا علاوه بر اسلحههایی که مخفی نگه میداشتند، ثروتی که با پولشویی حفظ می-کردند و جنازههایی که پنهان میکردند، زندگیهای درونی پیچیده و مشکلات مردم عادی را اضافه کردند. اما قبل از پا پیش گذاشتن دیوید چیس، کسی این خصوصیات را به تلویزیون نیاورده بود. خبری از گانگسترهایی که با تربیت کاتولیکشان سر و کله بزنند، یا تلاش جسورانۀ همذات کردن تماشاگر با یک قاتل نبود. تلویزیونهای رنگی از سی سال قبل وارد شده بودند، اما در رابطه با جرم و جنایت، سریالهای تلویزیونی همچنان بهشدت سیاه و سفید بودند. اکثر اوقات شخصیتهای مثبت داستان خوب بودند و شخصیتهای منفی شیطان. پای ضدّقهرمانهای سینمایی به تلویزیون باز نشده بود. در چنین چشمانداز غالبا کمثمری بود که پیلوت سوپرانوها در تاریخ 10 ژانویۀ 1999 برای اولین بار به اکران در آمد.و پس از آن، هیچ چیز مثل سابق نبود. -مایکل ایمپریولی (از متن کتاب)