«در جستجوی شهر سبا» سفری انتقادی در دل تاریخ شعر فارسی و فرهنگ ایرانی است؛ سفری برای واکاوی جهانبینیای که نزدیک به هزار سال بر ذهن و زبان ما سایه انداخته است: جهانگریزی. این کتاب نشان میدهد چگونه این نگرش، با تحقیر عشق و شادی و لذت، با خوار شمردن تن و زندگی، و با تقدیس آخرت، انسان ایرانی را از جهان و تجربهی زیستهاش جدا کرده و در او احساس گناه نسبت به زیستن کاشته است. نویسنده با بررسی تاریخی و گفتمانی این جریان، از ناصرخسرو تا سنایی، عطار و مولوی، نشان میدهد که چگونه «جهانگریزی» به گفتمان مسلط بدل شد و تلاشهای خیام و حافظ برای احیای «جهاندوستی» یا نوعی نگرش زندگیمحور، یا نادیده گرفته شد یا در چارچوب همان گفتمان غالب بازتفسیر و مصادره گردید و بدین طریق تصویری روشن از فرایندی ارائه میدهد که طی آن «جهاندوستی» از ادبیات و فرهنگ ایرانی رانده شد و «جهانگریزی» به یگانه صدای مسلط بدل گشت. در برابر این سنت، «در جستجوی شهر سبا» از بدیلی فراموششده سخن میگوید: زندگی جهاندوستانه. نگاهی که میتواند عشق، شادی، مستی، لذت، مرگ، تراژدی و رنج را دوباره معنا کند و راهی برای آشتی انسان با جهان بگشاید. این کتاب دعوتی است برای غبارروبی گذشته، برای بازشناسی میراثی که هنوز بر احساسات و رفتار ما سایه دارد، و برای یافتن راهی که شاید ما را دوباره به «شهر سبا» برساند؛ شهری که در آن انسان میتواند بیهراس از آسمان، به جهان دل ببندد.