چهار سرباز، پس از یک روز خونین در میدان جنگ، شب را در میان اجساد کشتگان سپری میکنند. یکی پس از دیگری برای یافتن دوستانشان به دل تاریکی میروند و هرکدام با خوابی عجیب و هولناک بازمیگردند؛ خوابهایی که دیگر فقط کابوس یک سرباز نیست، بلکه تصویری از سرگذشت انسان است. در این داستان، یک قطره خون به جویباری بدل میشود، جویبار به رودخانه و رودخانه به دریایی که گویی تمام خونهای ریختهشدهٔ تاریخ بشر را در خود جمع کرده است. از نخستین جنایت تا جنگهای بزرگ، از قربانیان بیگناه تا فرمانروایان و فاتحان، همه در برابر پرسشی هولناک قرار میگیرند: آیا بشر سرانجام در خونی که خود ریخته است غرق خواهد شد؟امیل زولا در «خون»، با آمیزش واقعیت، کابوس و خیال، تصویری تکاندهنده از جنگ و خشونت انسانی ارائه میدهد؛ اما داستان در نهایت به نقطهای میرسد که چهار سرباز خسته از کشتن، سلاحهای خود را به خاک میسپارند و راه دیگری را انتخاب میکنند.«خون» داستان جنگ نیست؛ داستان انسانی است که سرانجام از کشتن خسته میشود.
«ادبیات فرانسه» از اشعار قرون وسطایی گرفته تا رمان های مدرن، برخی از تأثیرگذارترین و جسورانه ترین آثار را در ادبیات اروپا و جهان به وجود آورده