حکیم سعدالدین نزاری قهستانی (645-721)، شاعر شناختهشده بیرجند، پنج مثنوی کوتاه و بلند سروده که فقط یکی از آنها در ضمن دیوان او به چاپ رسیده است.
مثنوی روز و شب که به بحر متقارب، بر وزن حدیقه سنایی سروده شده، مناظرهای است به زبان حال میان شب و روز. مانند اغلب مثنویهای داستانی، مثنوی نزاری نیز با ابیاتی در توحید و ستایش باریتعالی و نعت پیامبر اکرم (ص) آغاز میشود؛ سپس شاعر به مدح شمسالدین علی شاه نیمروز میپردازد و آنگاه سبب نظم مثنوی را بیان میکند. بهدنبال گفتوگوی روز و شب با واسطه باد صبا، شاعر باز هم به شاه اظهاربندگی میکند و سپس حکایتی رمزی درباره قطبالدین حیدرزاده میآورد و از بخت بد و بیدولتی خود مینالد.
حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، اران، گرجستان، ارمنستان و باکو رفت و پس از دو سال به قهستان بازگشت و به خدمت امرای خاندان کرت درآمد. اما معاندان وی، ملوک کرت را بر وی برانگیختند تا جایی که معزول شد و اموالش مصادره گشت. نزاری سالهای پایان عمر خود را به انزوا گذراند و به شغل کشاورزی پرداخت. در نام وی و پدرش در برخی منابع اختلاف وجود دارد. وی دارای ۳ فرزند پسر بود که یکی از آنها در عنفوان جوانی در گذشت. حکیم نزاری در سال ۷۲۱ قمری چشم از جهان بسته است. آرامگاه وی در بیرجند و در خیابانی که به نام و افتخار او نامگذاری شده، واقع است.بسیاری از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامی، شاعر و عارف نامدار سده نهم برخی از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزاری میدانند و به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزاری پیروی کرده است.نزاری هم عصر سعدی بوده است. در کتاب تاریخ آل یاسر مشهور به حسامی واعظ، ضمن بیان هم عصری حکیم نزاری با سعدی آمده است که این دو با هم در شیراز و بیرجند صحبت داشتهاند و شیخ یکی دو نوبت به عشق صحبت با او از شیراز به بیرجند آمده و ذکر او را در منظومات خود آورده است.