«درک ناتوانی ما در دیدن واقعیت، کلید درک روابط ما است. در کوچینگ خانواده، پیش از آنکه وارد اصلاح رابطه شویم، نخستین گام، شناخت عمیق الگوها، نقشها و باورها است. بسیاری از ما به صورت ناخودآگاه نقشهایی را بازی میکنیم که سالها است، از کودکی همراهمان بودهاند: "نجاتدهنده، قربانی، کنترلگر، ساکت، خشن، حمایتگر، لوس، لجباز، منتقد و... ." تا به این سبک بازی خودمان آگاه نشویم، نمیتوانیم مشکلات خانواده را حل کنیم؛ مثل: وقتی مریضید و به دکتر میروید تا دکتر بیماری شما را تشخیص ندهد، نمیتواند برایتان دارو تجویز کند. تا شما تشخیص ندهید، کدام الگوی رفتاری شما یا کدام باورهایتان نقش مخربی در زندگیتان دارد، نمیتوانید رابطهٔ آسیبزا را اصلاح یا مشکلی را حل کنید.