کتاب تازه وارد

Newcomer
کد کتاب : 37444
مترجم :
شابک : 978-6004612371
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 320
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2009
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 10 مهر

معرفی کتاب تازه وارد اثر کیگو هیگاشینو

کتاب تازه وارد نوشته کیگو هیگاشینو از پرفروش ترین کتاب های سال در زمان خود بوده است. این کتاب توسط "صبا ایمانی" به فارسی برگردانده شده است.
کارآگاه کیوچیرو کاگا از اداره پلیس توکیو به تازگی به یک منطقه جدید در منطقه نیهونباشی توکیو منتقل شده است. تازه وارد ، اما با تجربه زیادی ، کاگا بلافاصله به تیم تحقیق در مورد قتل یک زن منصوب می شود. اما هرچه بیشتر تحقیق کند ، تعداد بیشتری از مظنونین بالقوه پدیدار می شود. طولی نکشید که به نظر می رسد تقریبا همه افرادی که در منطقه تجاری نیهونباشی زندگی و کار می کنند انگیزه ای برای قتل دارند. برای جلوگیری از فرار قاتل از عدالت ، کاگا باید تمام اسرار زندگی پیچیده را کشف کند. در گذشته ای از زن ، در تاریخ خانوادگی وی ، مدفون شده است و آخرین روزهای زندگی او سرنخی است که منجر به قاتل خواهد شد.

"تازه وارد" از پرفروش ترین کتاب های بین المللی کیگو هیگاشینو است که یکی از بهترین آثار داستانی جنایی وی تاکنون نیز بوده است.
کیگو هیگاشینو در اوزاکا متولد شده و در حال حاضر در توکیو زندگی می کند ، یکی از مشهورترین و پرفروش ترین داستان نویسان ژاپن است. او برنده جایزه Edogawa Rampo (برای بهترین رمز و راز) ، جایزه Mystery Writers of Japan، Inc (برای بهترین رمز و راز) شده است. رمان های وی به طور گسترده در سراسر آسیا ترجمه می شود.

کتاب تازه وارد

کیگو هیگاشینو
کیگو هیگاشینو، زاده ی 4 فوریه ی 1958، نویسنده ای ژاپنی است. هیگاشینو پس از فارغ التحصیلی در رشته ی مهندسی برق از دانشگاه اوساکا، به نوشتن رمان روی آورد در حالی که همچنان به عنوان مهندس در شرکتی بزرگ کار می کرد. هیگاشینو به خاطر خلق داستان های معمایی خود، برخی از معتبرترین جوایز ادبی ژاپن را به خود اختصاص داده است.در سال 1999 ، او جایزه نویسندگان سبک رازآلود ژاپن را برای رمان "هیمیتسو (راز)" به دست آورد، که توسط کریم یاسار به انگلیسی ترجمه شد و توسط ورتیکال، تحت عنوان "ناوکو" در سال 2004 منتشر...
نکوداشت های کتاب تازه وارد
Rewarding... [readers] will appreciate Higashino's graceful prose and willingness to push the limits of the genre.
[خوانندگان] از نثر برازنده و تمایل هیگاشینو برای عبور از محدوده ژانر قدردانی خواهند کرد.
Library Journal Library Journal

"Exotic, original... highly recommended."
"عجیب و غریب ، فوق العاده ... بسیار توصیه می شود."
Japan Times

Classic yet inventive... Newcomer will appeal most to fans of classic detective stories by the likes of Agatha Christie and Georges Simenon. Higashino’s intricate plotting and a vivid setting come together in an absorbing mystery that will leave readers guessing until the very end.
کلاسیک اما در عین حال مبتکرانه ... تازه وارد بیشترین علاقه را به طرفداران داستان های پلیسی کلاسیک مانند آگاتا کریستی و ژرژ سیمنون خواهد داشت.ننویسنده به گونه ای پلات خود را با حوادث مرموز انباشته است که تا آخر فرجام کار قابل حدس نیست.
Bookreporter

قسمت هایی از کتاب تازه وارد (لذت متن)
«این بشقاب ایگا ماهی روی این قفسه چه کار می کنه؟ بیزن سیاه باید اینجا گذاشته بشه. بازم اشتباه انجامش دادی. چرا هی باید یه چیز رو برات تکرار کنم؟ دیگه صبرم لبریز شده.» سوزو درحالی که بشقاب های روی قفسه های مغازه را دوباره از نو می چید، زیرلب با خودش غر می زد. نائویا روزنامه را مقابل صورتش کمی بالاتر آورد و وانمود کرد صدای او را نشنیده. اینکه هر روز بعد از برگشتن از سر کار شکایت های او را بشنود، برایش خوشایند نبود. این ساعت روز مشتری های زیادی در خیابان پرسه می زدند، ولی هیچ کدامشان جلوی مغازه نمی ایستادند. در چنین روز گرمی، وارد شدن به یک مغازه خنک که تهویه هوا دارد کاری عادی بود. ولی متأسفانه، مغازه آنها بزرگ بود و فقط یک پنکه برقی برای خنک کردن فضا داشت. یک روز ماکی پیشنهاد داد: «اگه می خوایم مشتری ها وارد مغازه بشن حداقل کاری که می تونیم بکنیم گرفتن یه تهویه هواست.» ماکی و نائویا پاییز سال گذشته ازدواج کرده بودند و این اولین تابستانی بود که در مغازه خانوادگی شان می گذراندند.

سوزو جواب داد: «چه فایده ای داره؟ با این در عریضی که داریم تهویه هوا تفاوتی ایجاد نمی کنه.» هنگام صحبت کردن نگاهش به نائویا بود. این دو زن حتی وقتی با هم حرف می زدند، به هم نگاه نمی کردند. ماکی به نائویا نگاه کرد و گفت: «پس باید جلوی مغازه رو ببندیم. اگه در شیشه ای بگیریم مردم می تونن از بیرون داخل مغازه رو ببینن، این طوری هوای سرد هم از مغازه خارج نمی شه.» نائویا اشتباه کرد و صدایی به معنای رد کردن حرف ماکی از گلویش خارج کرد، سوزو هم که مخالفت نائویا را دید، بحث را ادامه داد: «اگه جلوی مغازه رو ببندیم، باعث می شه مشتری ها کمتر وارد مغازه بشن، حتی اگه به جاش در شیشه ای بذاریم. بعدشم، اجناسی که بیرون مغازه توی خیابون گذاشتیم چی؟ با اونا چه کار کنیم؟ همه شون رو بیاریم توی مغازه و در رو پشت سرشون ببندیم؟ این طوری همه فکر می کنن مغازه تعطیله.» «الان اینجا شبیه سونا شده. حتی آدم هایی که با روی خوش وارد مغازه می شن سریع اینجا رو ترک می کنن. هیچ کس نمی آد یه نگاهی به اجناسمون بندازه.» «این طور نیست. همه که عاشق تهویه هوا نیستن. بعضی از مشتری ها می گن عاشق صدای زنگوله بادی مغازه ما هستن و این طوری بیشتر احساس خنکی می کنن.» «فقط پیرها از این حرف ها می زنن.»