کتاب بهشت

Heaven
کد کتاب : 62898
مترجم :
شابک : 978-6229853023
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 234
سال انتشار شمسی : 1403
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 8 مرداد

بهشت
Heaven
کد کتاب : 82585
مترجم :
شابک : 978-6006774404
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 179
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2009
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 8 مرداد

معرفی کتاب بهشت اثر میه کو کاواکامی


از نویسنده پرفروش ، میکو کاواکامی، رمانی تند و روشن درباره تأثیر خشونت و قدرت همبستگی.
رمان کاواکامی که یک حمله جسورانه به قلمرو ادبی جدید است، با صدای یک دانش آموز 14 ساله روایت می شود که به دلیل تنبلی چشم در معرض عذاب بی امان قرار می گیرد. پسر به جای مقاومت، رنج کشیدن را در کناره گیری کامل انتخاب می کند. تنها کسی که می‌فهمد او چه می‌گذرد، یک همکلاسی دختر است که از سوی شکنجه‌گرانش از رفتار مشابهی رنج می‌برد.
این تصویرهای خام و واقع گرایانه از قلدری با بیان بافتی بحث های فلسفی و مذهبی در مورد خشونتی که افراد ضعیف در معرض آن قرار می گیرند، متعادل می شود.
بهشت به عنوان شاهدی خیره کننده از استعداد ادبی کاواکامی است. شکی نیست که این امر شهرت او را به عنوان یکی از مهمترین نویسندگان جوان امروزی که برای گسترش مرزهای ادبیات معاصر ژاپن تلاش می کند، تثبیت کرده است.

کتاب بهشت

میه کو کاواکامی
میه کو کاواکامی (زاده 29 اوت 1976) خواننده، وبلاگ نویس و نویسنده ژاپنی از اوزاکا است. کارهای او برنده جوایز معتبر ادبی ژاپنی در ژانرهای مختلف ، از جمله جایزه 138th Akutagawa برای رمان خود Chichi to run (سینه و تخم مرغ)، جایزه Tanizaki 2013 برای مجموعه داستان کوتاه خود Ai no yume to ka (Dreams of Love و غیره). ) ، و جایزه Nakahara Chūya در سال 2008 برای شعر معاصر برای Sentan de، sasuwa sasareruwa soraeewa شد.
نکوداشت های کتاب بهشت
This is the real magic of Heaven, which shows us how to think about morality as an ongoing, dramatic activity.
این جادوی واقعی بهشت ​​است که به ما نشان می دهد چگونه به اخلاق به عنوان یک فعالیت دراماتیک و مداوم فکر کنیم.
Merve Emre

Kawakami never lets us settle comfortably, which is a testament to her storytelling power.
کاواکامی هرگز به ما اجازه نمی دهد که در آرامش قرار بگیریم، که گواهی بر قدرت داستان سرایی اوست.
Los Angeles Review of Books

قسمت هایی از کتاب بهشت (لذت متن)
وقتی مادرم مرا دید که به خانه ،آمدم از روی کاناپه ای که نشسته بود سلام کرد و سپس رویش را به سمت تلویزیون برگرداند من هم جواب سلامش را دادم صدایی در تلویزیون اخبار را اعلام می.کرد این تنها صدایی بود که در خانه پیچیده بود همه ی اتاقها مثل همیشه ساکت بود مادرم گفت تمام روز رو توی آشپز خونه بودم.» پاکت آب گریپ فروت را از یخچال ،برداشتم آن را داخل لیوان ریختم و کنار پیشخوان نوشیدم مادرم نگاهی انداخت و گفت آن را سر میز بنوشم. چند لحظه بعد، صدای گرفتن ناخنهای دست یا شاید ناخن های پا را شنیدم «منظورت اینه که شام درست میکردی؟» اوهوم. نمی تونی بوش رو حس کنی؟ اولین گوشت سرخ شده ی من که دورش نخ پیچیده شده!» می خواستم بدانم که آیا پدرم واقعا این دفعه به خانه می آید، اما تصمیم گرفتم نپرسم.