سرگذشت بیمعنایی و پرمعنایی زندگیست. کلمات، مثل موم در دستان نویسنده چرخیده است تا داستان پرمعنایی از کار درآید. به زندگی از زاویهای تلخ با طنز نگاه کرده است. نویسنده به کلمات، حیات بخشیده است. کلماتِ کسل در این داستان، جان گرفتهاند و البته به قطع، مترجم نیز در انتقال معنا و خواندنی بودن اثر، کاری کرده است، کارستان!