ابوعباس احمد بن یحیی بن زید بن سیار شیبانی، مشهور به ثعلب، یکی از برجستهترین چهرههای علم لغت و نحو عربی در قرن سوم هجری است. او در سال ۲۰۰ هجری قمری (۸۱۶ میلادی) در بغداد متولد شد و در سال ۲۹۱ هجری (۹۰۴ میلادی) در همان شهر درگذشت .درباره دلیل لقب «ثعلب» (به معنای روباه) روایتهای مختلفی وجود دارد. برخی گفتهاند چون در پاسخ به مسائل، اینطرف و آنطرف میرفت او را به روباه تشبیه کردند . او از موالی (وابستگان) قبیله بنیشیبان بود و خانوادهاش اصالتی ایرانی داشتند که پیشتر به عراق مهاجرت کرده بودند .ثعلب از همان نوجوانی نبوغ خود را نشان داد. خودش میگفت که در شانزدهسالگی شروع به یادگیری عربی کرد و در بیستوپنجسالگی تمام کتابهای «فراء» (استاد بزرگ مکتب کوفه) را از حفظ بود . او به حافظهای فوقالعاده، صداقت در لهجه و آگاهی عمیق از لغات غریب و اشعار کهن عرب شهرت داشت .ثعلب امام و پیشوای مکتب نحوی کوفه در زمان خود بود . او در بغداد میزیست و مجالس درسش بسیار پررونق بود. از جمله شاگردان مشهور او میتوان به نفطویه، ابن انباری و ابوعمر زاهد (معروف به غلام ثعلب) اشاره کرد . در آن زمان رقابت شدیدی بین مکتب کوفه (به رهبری ثعلب) و مکتب بصره (به رهبری مُبَرَّد) وجود داشت. با اینکه مُبَرَّد او را «داناترین کوفی» میدانست، اما ثعلب در پاسخهایش به مسائل نحوی گاهی از قیاس و استدلال بصریها بیبهره بود و همین موضوع باعث انتقادهایی از سوی مخالفانش میشد .او علاوه بر دانش، به زهد و دینداری نیز شهرت داشت. جمله معروفی از او نقل شده که با حسرت میگفت: «اصحاب قرآن با قرآن و اصحاب حدیث با حدیث و فقها با فقه به رستگاری رسیدند، اما من خودم را مشغول «زید و عمرو» (کنایه از نحو و لغت) کردم، نمیدانم عاقبتم در آخرت چه خواهد شد» .داستان مرگ او نیز مشهور است. گفتهاند در اواخر عمر ناشنوا شده بود. روزی در حالی که در راه بود و کتابی در دست داشت و غرق مطالعه بود، صدای پای چهارپایان را نشنید و صدمهای به سرش وارد شد که منجر به فوتش گردید.ثعلب تألیفات متعددی در زمینه نحو، لغت، شعر و قرآن داشت. مشهورترین اثر او «الفصیح» (یا فصیح ثعلب) است . از دیگر آثارش میتوان به «مجالس ثعلب» (که توسط عبدالسلام هارون منتشر شده)، «قواعد الشعر»، «معانی القرآن»، و شرح دیوانهای شاعرانی چون زهیر بن ابیسلمی اشاره کرد .