1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. کتاب «بابا گوریو»: عشق و نابودی در پاریس

کتاب «بابا گوریو»: عشق و نابودی در پاریس

Pere Goriot

«بالزاک» در اغلب اوقات شخصیت‌ها را ساخته محیط زندگی‌شان می‌داند.

رمان «بابا گوریو» در دوران موسوم به «بازگشت بوربون‌ها» رقم می‌خورد—از سقوط «ناپلئون» در سال ۱۸۱۴، تا خیزش‌های مردمی «انقلاب ژوئیه» در سال ۱۸۳۰. این رمان مهم‌ترین اثر «انوره دو بالزاک» در نظر گرفته می‌شود و در بخش «صحنه‌هایی از زندگی خصوصی» از مجموعه چندجلدی او، «کمدی انسانی»، قرار دارد. این مجموعه شامل ۹۱ داستان کوتاه، رمان و مقاله است که هر کدام جنبه‌هایی متفاوت از زندگی فرانسویان در اوایل قرن نوزدهم را به تصویر می‌کشند.




«بالزاک» در رابطه با گنجاندن جزئیات تاریخی واقع‌گرایانه در آثار داستانی خود، از رمان‌نویس اسکاتلندی، «سر والتر اسکات»، خالق آثاری همچون کتاب «آیوانهو»، تأثیر پذیرفت. همچنین، کشمکش میان پدر و دختر در داستان «بابا گوریو» با پیرنگ نمایشنامه «شاه لیر» اثر «ویلیام شکسپیر»، و وسوسه شدن «راستینیاک» توسط «وترن» با کتاب «فاوست» اثر «گوته» مقایسه شده است. در میان رمان‌های متعددی که مجموعه «کمدی انسانی» اثر «بالزاک» را تشکیل می‌دهند، یکی از آثاری که بیشترین تحسین منتقدان را برانگیخته، کتاب «اوژنی گرانده» است که به نوبه خود بر کتاب «میدان واشنگتن»، اثر «هنری جیمز»، شاگرد ادبی «بالزاک»، تأثیر گذاشت.




ثروت

در رمان «بابا گوریو»، زندگی «راستینیاک»، دانشجوی حقوق، با زندگی «گوریو»، همسایه سالخورده‌اش در پانسیون، در پاریس قرن نوزدهم درهم می‌آمیزد. هیچ‌یک از آن‌ها ثروت چندانی ندارند؛ «راستینیاک» در ملکی روستایی و کم‌درآمد بزرگ شده، و «گوریو» نیز یک رشته‌فروش بازنشسته است. با این حال، هر دوی آن‌ها سرانجام گرفتار جامعه‌ای می‌شوند که ثروت را بر هر چیز دیگری ترجیح می‌دهد.

«راستینیاک» ساده‌دل، پس از آشنایی با دختران ثروتمند «گوریو»، به سبک زندگی آن‌ها علاقه پیدا می‌کند، و با وجود هشدارهایی در رابطه با واقعیت‌های آن، به تدریج جذب سبک زندگی آن‌ها می‌شود. در همین حال، «گوریو» خود را به فقر می‌کشاند تا اطمینان حاصل کند که دخترانش، با وجود مشکلات مالی مزمن، می‌توانند سبک زندگی خود را حفظ کنند.

«بالزاک» از طریق زندگی این دو مرد استدلال می‌کند که گرایش وسواس‌گونه جامعه معاصر به پول، هرکسی را که درگیر آن شود، از مسیر منحرف و نابود می‌کند. این وسواس درک انسان‌ها از واقعیت را تغییر می‌دهد و درنهایت، هرگز احساس امنیتی را که افراد در جست‌وجویش هستند، به آن‌ها نمی‌بخشد.


جاه‌طلبی

اگرچه ثروت یکی از جنبه‌های جذاب جامعه پاریس است، تنها وسوسه‌ای نیست که در انتظار جوانی آرمان‌گرا کم‌تجربه، مانند «راستینیاک»، قرار خواهد گرفت.

«راستینیاک» پیشینه‌ای متفاوت از زندگی شهری دارد و با اشتیاق به پاریس قدم می‌گذارد تا حرفه‌ای را آغاز کند که به او امکان می‌دهد خود را از دیگران متمایز کند و در عین حال، به خانواده کم‌بضاعتش یاری برساند. او اما خیلی زود درمی‌یابد که موفقیت واقعی، چیزی فراتر از تبدیل شدن به وکیلی ماهر است، و همچنین باید یاد بگیرد چگونه در دنیای پیچیده و پرفشار روابط اجتماعی زندگی کند که او را به‌عنوان فردی غریبه و تازه‌وارد، از همان ابتدا در موقعیتی نامطلوب قرار می‌دهد.

همزمان با سردرگمی‌های «راستینیاک»، «وترن» به زندگی‌اش قدم می‌گذارد و می‌گوید تنها راه تحقق آرزوهای او، کنار گذاشتن اصول اخلاقی متعارف است. «وترن» حاضر است به روش‌هایی نه‌چندان معمول به او کمک کند تا به اهدافش برسد. «بالزاک» از طریق رابطه میان «راستینیاک» ساده‌دل و «وترن» سودجو استدلال می‌کند که جاه‌طلبی، انسان‌ها را در برابر فساد آسیب‌پذیر می‌سازد. او همچنین به این نکته می‌پردازد که ساختار جامعه اجازه نمی‌دهد کسانی که حاضر نیستند به فساد تن دهند، به موفقیت دست یابند.


فریبکاری

در رمان «بابا گوریو»، نمونه‌های بسیاری وجود دارد که در آن، شخصیت‌ها به آنچه می‌خواهند باور داشته باشند، ایمان می‌آورند—حتی زمانی که به شکل آشکار تحت تأثیر حرف‌های دیگران قرار دارند. همچنین شخصیت‌هایی نیز در داستان به چشم می‌خورند که برای فریب دادن دیگران، از آرمان‌های خود دست می‌کشند. این اتفاق اغلب زمانی رخ می‌دهد که شخصیتی برای پیشبرد اهداف خود کاملا مصمم است و اهمیتی نمی‌دهد که در این مسیر چه آسیبی به دیگران وارد می‌شود. گاهی نیز شخصیت‌ها سرسختانه به اصالت رابطه‌ای باور دارند که بر پایه توهم شکل گرفته است، زیرا نمی‌خواهند با حقایق دشوار درباره خودشان روبه‌رو شوند.

تأثیرگذاری «راستینیاک» بر خواهرانش برای به دست آوردن پول، که به واسطه تشویق‌های «وترن» صورت می‌گیرد، نمونه‌ای از این نکته است. با این حال، شاید غم‌انگیز‌ترین نمونه، وفاداری همیشگی «گوریو» به دخترانش باشد، آن هم با وجود شواهد فراوانی که نشان می‌دهد آن‌ها فقط به پول او اهمیت می‌دهند، نه به خودش.

«بالزاک» از طریق شخصیت‌هایی مانند «راستینیاک» و «گوریو»، که یا برای رسیدن به منافع خود به فریب دیگران روی می‌آورند یا اجازه می‌دهند مورد سوءاستفاده قرار بگیرند، نشان می‌دهد انسان‌ها به یک اندازه ممکن است برای فریب دیگران، اصول اخلاقی خود را خودخواهانه زیر پا بگذارند یا برای رها نکردن باورهای نادرست، اجازه دهند دیگران از آن‌ها سوءاستفاده کنند.

رمان به این نکته می‌پردازد که میل به ارتقای جایگاه اجتماعی چگونه انسان را به فریب دیگران سوق می‌دهد. با این حال، افراد فریب‌خورده نیز تا حدی در این فرآیند نقش دارند، زیرا انسان‌ها معمولا حاضر نیستند باورهای پیشین خود را به راحتی رها کنند. این نکته دیدگاه نهایی «بالزاک» درباره نقش فریب در زندگی انسان است: افراد حتی اگر دیگران را فریب ندهند و به آن‌ها خیانت نکنند، به واسطه پذیرش آگاهانه دروغ‌هایی که به آن‌ها آرامش می‌بخشد، به تداوم این چرخه کمک می‌کنند.


خانواده

عنوان رمان، «بابا گوریو»، نشان می‌دهد که رابطه پدر و فرزند تا چه اندازه در پیرنگ آن مهم است. «گوریو»، رشته‌فروش سالخورده و بازنشسته، دهه‌ها از عمر خود را وقف تأمین نیازهای دخترانش، «آناستازی» و «دِلفین»، کرده است. بر اساس معیارهای ظاهری، به نظر می‌رسد که او موفق شده است: هر دو دختر با مردانی ازدواج کرده‌اند که از نظر موقعیت اجتماعی در جایگاهی بالاتر از طبقه‌ای قرار دارند که در آن متولد شده‌اند.

اما در پس این ظاهر، اوضاع چندان آرام نیست. دامادهای «گوریو» از روی تکبر و خودبرتربینی حاضر نیستند با او معاشرت کنند و دخترانش نیز با این رفتار همراهی می‌کنند. آن‌ها مخفیانه پدرشان را می‌بینند و معمولا فقط زمانی به سراغ او می‌روند که برای رهایی از مشکلات مالی به کمک نیاز داشته باشند. با گذشت زمان، محبت دختران به «گوریو» زیر سایه وابستگی مالی آن‌ها به او قرار می‌گیرد—واقعیتی که برای همه آشکار است، جز خود «گوریو». او این وضعیت را می‌پذیرد، دخترانش را می‌ستاید و در این مسیر خود را نابود می‌کند.

با این حال، «بالزاک» در روایت تراژدیِ رابطه «گوریو» با دخترانش، جامعه‌ای را نیز به نقد می‌کشد که چنین رابطه‌ای را به وجود آورده است. او نشان می‌دهد که نه‌تنها روابط خانوادگی ممکن است باعث غفلت از واقعیت‌ها شود، بلکه جامعه هم به روابط مبتنی بر جایگاه اجتماعی پاداش می‌دهد و در طرف مقابل، روابطی را که بر محبت واقعی استوارند، سرکوب می‌کند.

حتی خود «گوریو» نیز در اعماق وجودش به ماهیت واقعی شخصیت دخترانش و احساسات آن‌ها نسبت به خود مشکوک بوده است. درنهایت، دو تراژدی هم‌زمان در جریان‌اند: نخست، دلبستگی پرستش‌گونه «گوریو» به دخترانش؛ و دوم، وضعیت زنانی که میان وظیفه خود در قبال پدرشان و وظایفی که از نظر اجتماعی بر عهده خود احساس می‌کنند، گرفتار شده‌اند—وظایفی ناشی از ازدواج‌های اشرافی و سطح بالا که در آن‌ها گرفتارند. با این حال، تراژدی دوم باعث می‌شود تراژدی نخست به گونه‌ای دگرگون شود که دیگر به‌سختی می‌توان شکل اولیه آن را تشخیص داد. «گوریو» نیز درنهایت به قربانی این عوامل اجتماعی تبدیل می‌شود.


صداقت

«بالزاک» در اغلب اوقات شخصیت‌ها را ساخته محیط زندگی‌شان می‌داند. برای مثال، راوی فضای پاریس را این‌گونه توصیف می‌کند: «محیطی سرشار از رنجی که واقعی است، و لذتی که اغلب دروغین است؛ جایی که زندگی چنان پرشتاب می‌گذرد که برای ایجاد احساساتی ماندگار، به چیزی کاملا خارق‌العاده نیاز است.» به بیان دیگر، محیط پیرامون، احساساتی زودگذر را برمی‌انگیزد که دوام نمی‌آورند و گاهی نیز معلوم می‌شود که از ابتدا اصیل و واقعی نبوده‌اند.

این محیط برای کسانی که با ساده‌دلی تصور می‌کنند احساسات واقعی باید آشکارا بیان شوند، سردرگم‌کننده است. شخصیت‌های دیگر، به‌ویژه زنان متعلق به طبقات بالای جامعه، مانند دخترعموی «راستینیاک»، «مادام دو بوسِئان»، به او می‌آموزند چگونه احساسات واقعی خود را سرکوب کند و از احساسات حساب‌شده به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به خواسته‌هایش در این دنیای پرشتاب بهره ببرد.

با این حال، «بالزاک» از طریق به تصویر کشیدن دل‌شکستگی و انزوای شخصیت‌هایی مانند «مادام دو بوسئان»، «راستینیاک» و «گوریو»، نشان می‌دهد که محیطی سرشار از حسابگری و سودجویی مانند پاریس درنهایت انسانیت افراد را به حاشیه می‌راند، و با نابود کردن و بیرون راندن افرادی که قادر نیستند مطابق قواعد آن زندگی کنند، به پوسته‌ای توخالی تبدیل می‌شود.

«بالزاک» پاریس را در قالب مکانی به تصویر می‌کشد که در آن احساسات اصیل مجال شکوفایی ندارند و انسان‌های صادق یا به‌تدریج از میان می‌روند یا ناچار به ترک آن می‌شوند. درنهایت، او جامعه‌ای را به نقد می‌کشد که به واسطه وادار کردن انسان‌ها به سرکوب و تحریف انسانیت، در حال نابود کردن خویش است.





مقالات مرتبط با "کتاب «بابا گوریو»: عشق و نابودی در پاریس"
کتاب «پرورش پشتکار کودکان»؛ چرا «بیشتر تلاش کن» کافی نیست
کتاب «پرورش پشتکار کودکان»؛ چرا «بیشتر تلاش کن» کافی نیست

تاب‌آوری زمانی رشد می‌کند که کودک، علاوه بر تلاش، راهبرد، امنیت و حقِ کمک‌خواستن داشته باشد.

کتاب «آخر دنیا»؛ چند بار باید بمیریم تا یک زندگی ساخته شود؟
کتاب «آخر دنیا»؛ چند بار باید بمیریم تا یک زندگی ساخته شود؟

رمان جنی ارپنبک نشان می‌دهد آنچه «سرنوشت» می‌نامیم، اغلب نام محترمانه‌ای است برای برخورد تصادف‌های کوچک با خشونت‌های بزرگ تاریخ.

کتاب «در کوهستان جنون»؛ ترسناک‌ترین کشف انسان
کتاب «در کوهستان جنون»؛ ترسناک‌ترین کشف انسان

لاوکرفت در دل یخ‌های جنوبگان لحظه‌ای را می‌سازد که انسان ناگهان می‌فهمد قهرمان تاریخ نبوده است.

کتاب «سیاه‌قلب»: وقتی داستان‌ها جان می‌گیرند
کتاب «سیاه‌قلب»: وقتی داستان‌ها جان می‌گیرند

چه می‌شود اگر شخصیت‌های محبوب ما می‌توانستند از صفحات کتاب‌ها بیرون بیایند؟

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب «بابا گوریو»: عشق و نابودی در پاریس" ثبت می‌کند