اوژنی گرانده

Eugénie Grandet

مشخصات کتاب اوژنی گرانده
مترجم :
نوع جلد :جلد سخت
قطع :جیبی
شابک :978-964-369-593-4
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1833
تعداد صفحه :400
سری چاپ :4
زودترین زمان ارسال :5 فروردین

اونوره دو بالزاک از برجسته ترین نویسندگان قرن نوزدهم

فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است.

معرفی کتاب اوژنی گرانده اثر اونوره دو بالزاک | ایران کتاب

کتاب اوژنی گرانده، رمانی نوشته ی اونوره دو بالزاک است که اولین بار در سال 1833 منتشر شد. این رمان، ستیزه ی مرگبار میان خواسته های مادی و قدرت رهایی بخش احساسات را به تصویر می کشد. در خانه ای دلگیر در شهر سومور، مردی خسیس و پول پرست به نام آقای گرانده به همراه همسر و دخترش، اوژنی، زندگی می کند؛ همسر و دختری که زندگیشان کاملا زیر سایه ی علاقه ی جنون آمیز آقای گرانده به طلا و پول قرار دارد. او روی ثروت و دارایی های درخشان خود و همچنین دخترش به یک میزان حساسیت دارد و نمی گذارد هیچکس حتی نزدیک آن ها شود. اما وقتی شارل، برادرزاده ی آقای گرانده، از راه می رسد، اوژنی احساس می کند که عواطفی جدید در حال بیدار شدن در او هستند. این احساسات باعث می شوند اوژنی کاملا در نقطه ی مقابل پدرش قرار گیرد و اتفاقاتی تراژیک برای همه به وقوع بپیندد.

کتاب اوژنی گرانده

نکوداشت های کتاب اوژنی گرانده
A poignant portrayal of private life and a vigorous fictional document of its age.
تصویری گزنده از زندگی خصوصی و یک گزارش داستانی پر تب و تاب از زمانه ی خود.
Goodreads

One of the most magnificent of Honoré de Balzac's tales.
یکی از شکوهمندترین داستان های اونوره دو بالزاک.
Barnes & Noble

One of the finest works of Balzac.
یکی از بهترین آثار بالزاک.
Penguin

قسمت هایی از کتاب اوژنی گرانده (لذت متن)
در بعضی از شهرهای درجه دو، خانه هایی هست که با دیدن آن ها، غم وجود آدم را می گیرد، درست مثل غمی که با دیدن صومعه های تاریک و دلگیر، بوته زارهای بی روح یا خرابه ها به دل آدم می نشیند. شاید بتوان در این خانه ها سکوت صومعه ها و خشکی بوته زارها را حس کرد و شاید هم در آن ها استخوان های مرده ها قرار داشته باشند. حیات و حرکت در چنین جاهایی چنان دچار سکون است که اگر غریبه ای ناگهان در آن جا با نگاه بی فروغ و سرد آدمی بی حرکت رو به رو نشود، آدمی که با شنیدن صدای پایی غیرعادی، با چهره ی راهب مانندش با دقت از پنجره به بیرون نگاه می کند، شاید فکر کند که آن خانه ها خالی هستند.

از مالکان تاکستان ها و زمین ها و چوب فروش ها گرفته تا بشکه سازها و مهمانخانه دارها و دریانوردها، همه دائم چشم شان به خورشید است. همین ها شب، از این که مبادا صبح روز بعد حرفی از یخ بندان بشنوند با ترس و لرز به رختخواب می روند، چرا که از باران و باد و خشکسالی می ترسند. دل شان می خواهد ابر و باران و گرمای خورشید، آن طوری باشد که دوست می دارند. هوای آسمان و منافع زمینی شان دائم با یکدیگر در حال جنگ اند. و هواسنج، قیافه های آن ها را آرام، غمگین یا شاد می کند. از این سر تا آن سر این خیابان که قبلا نامش «گراند روی سومور» بود، جمله ی «هوا طلایی است» از این خانه به آن خانه می رود، یا هر کس به همسایه اش می گوید: «از آسمان سکه های طلا می بارد»، چون نیک می داند که پرتو خورشید یا باران به موقع، چه به ارمغان می آورد.

عمارت های قدیمی شهر قدیمی سومور که زمانی محل زندگی اشراف آن ناحیه بود، در قسمت نوک این خیابان سر بالایی است. خانه ی غم انگیزی که حوادث این داستان در آن رخ می دهد، یکی از همین عمارت ها و از بقایای قابل احترام قرنی است که ویژگی مردم آن سادگی بود، همان سادگی ای که اینک فرانسوی ها با رفتار و رسوم شان هر روز بیش از پیش آن را از دست می دهند. پس از عبور از پیچ و خم این خیابان خوش منظره که ناهمواری هایش، بی اختیار خاطره هایی را بیدار و بدل به رویاهای شیرین می کند، عقب رفتگی تاریکی را می بینید که وسط آن، «در خانه ی آقای گرانده» پنهان شده است.