کتاب سلام بر ابراهیم 1

Hello To Ibrahim
کد کتاب : 10061
شابک : 978-6009449859
قطع : جیبی
تعداد صفحه : 256
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2009
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 140
زودترین زمان ارسال : 10 آبان

سلام بر ابراهیم 2
Hello To Ibrahim
کد کتاب : 21386
شابک : 978-6007841402
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 240
سال انتشار شمسی : 1397
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 27
زودترین زمان ارسال : 10 آبان

معرفی کتاب سلام بر ابراهیم 1 اثر گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

سلام بر ابراهیم کتابی درباره ی شهید ابراهیم هادی است. ابراهیم هادی از شهدای بزرگ هشت سال دفاع مقدس است و شناخت ویژگی ها و مشخصه های شخصیتی ایشان می تواند برای رشد و تعالی روحی همه ی ما مفید و ارزشمند باشد. این کتاب شامل زندگی نامه ایشان و مجموعه خاطراتی است که توسط دوستان، اطرافیان و خانواده ی ایشان نقل شده است. این خاطرات از کودکی تا شهادت ایشان را دربر می گیرد. در عصری که نوجوانان و جوانان ما با تاثیر پذیری از الگو های کم مایه در عرصه های مختلفی مثل ورزی و هنر و... در تاریکی و ظلمات فرو رفته اند، الگو هایی مثلزندگی ابراهیم ها می تواند همچون چراغی در تاریکی راهنمای ما باشد. اما چرا شهید ابراهیم هادی انتخاب شده است؟ شهید ابراهیم هادی در سال 1336 در حوالی میدان خراسان تهران به دنیا آمد. او همزمان با تحصیل علم در بازار تهران نیز به کار مشغول بود و در همان ابتدای دوران کودکی طعم یتیمی را چشید. او دیپلم ادبی گرفت و در زمینه های ورزشی همچون ورزش باستانی و والیبال فعالیت داشت. پس از آشنایی و با آموزه های دینی به مناطق جنگی رفت و در عملیات والفجر مقدماتی به منطقه فکه اعزام شد. نیرو ها در آن جا 5 روز مقاومت کردند تا اینکه در تاریخ 22 بهمن 1361 نیرو ها عقب نشینی کردند اما ابراهیم هادی هیچ وقت برنگشت.

نقطه ی مشترک این خاطرات موضوع آنها است که به صورت گسسته و پراکنده این امکان را فراهم می کند تا خواننده با روح بلند و شخصیت منحصر به فرد این پهلوان بی مزار آشنا گردد.

کتاب سلام بر ابراهیم 1

نکوداشت های کتاب سلام بر ابراهیم 1
آن جاذبه شخصیت، شخصیتی که در این کتاب(«سلام بر ابراهیم») معرفی شده، به قدری جاذبه دارد این شخصیت که آدم را مثل مغناطیس به خودش جذب می کند، آدم را میخ کوب می کند، بگردید این شخصیت ها را پیدا کنید. از این قبیل شخصیت های برجسته ای هستند که این ها سردار هم نیستند، حتی فرمانده گردان هم نیستند، اما حکایت ها دارند، ماجراها دارند...
آیت الله خامنه ای

قسمت هایی از کتاب سلام بر ابراهیم 1 (لذت متن)
سه نفر در حال دویدن به سمت ما بودند، در راه مرتب زمین می خوردند و بلند می شدند. میان سرخی غروب بالاخره آنها به خاکریز ما رسیدند. پرسیدیم از کجا می آیید؟ گفتند: از بچه های گردان کمیل هستیم. با اضطراب پرسیدم:پس بقیه چی شدند؟ حال حرف زدن نداشتند، کمی مکث کردند و ادامه دادند:ما این دو روز زیر جنازه ها مخفی شده بودیم، اما یکی بود که این پنج روز کانال رو سر پا نگه داشته بود. یکی از این سه نفر دوباره نفسی تازه کرد و ادامه داد: عجب آدمی بود! یک طرف آر. پی. جی می زد، یک طرف با تیربار شلیک می کرد. عجب قدرتی داشت. یکی از آنها ادامه داد: همه شهدا را انتهای کانال کنار هم چیده بود. آذوقه و آب رو تقسیم می کرد، به مجروحان رسیدگی می کرد. اصلا این پسرخستگی نداشت.گفتم: از کی دارید حرف می زنید مگر فرمانده ه تان شهید نشده بود؟ گفت:جوانی بود که نمی شناختمش. موهایش کوتاه بود، شلوار «کردی» پایش بود، دیگری گفت: روز اول هم یه چفیه عربی دور گردنش بود.چه صدای قشنگی داشت. برای ما مداحی هم می کرد و روحیه می داد. و نوای آهنگران که می خواند ای از سفر برگشتگان کو شهیدانتان، کو شهیدانتان .

هنوز تا اذان صبح فرصت باقی است. خواب از چشمانم پریده. خیلی دوست دارم بدانم چرا شیخ زاهد، ابراهیم را الگوی اخلاق عملی معرفی کرده؟ فردای آن روز بر سر مزار شیخ حسین زاهد در قبرستان ابن بابویه رفتم. با دیدن چهره او کاملا بر صدق رویائی که دیده بودم اطمینان پیدا کردم. دیگر شک نداشتم که عارفان را نه در کوه ها و نه در پستوخانه های خانقاه باید جست، بلکه آنان در کنار ما و از ما هستند. همان روز به سراغ یکی از رفقای شهید هادی رفتم. آدرس و تلفن دوستان نزدیک شهید را از او گرفتم. تصمیم خودم را گرفتم. باید بهتر و کامل تر از قبل ابراهیم را بشناسم. از خدا هم توفیق خواستم. شاید این رسالتی است که حضرت حق برای شناخته شدن بندگان مخلصش بر عهده ما نهاده است.