کتاب ناگازاکی Nagasaki


  • قیمت : ۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر ناگازاکی
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

داستان کتاب ناگازاکی، از نقطه نظر شخصیتی به نام کوبو شیمورا روایت می شود. کوبو مردی 56 ساله است که به این نتیجه می رسد که زندگی، دیگر از او گذشته است و سال های عمر او رو به پایان است. او تنها زندگی می کند، هیچ وقت یک رابطه ی طولانی مدت نداشته است و نقاط مشترک بسیار اندکی با همکارانش در اداره ی هواشناسی دارد. آن ها با هم برای خوردن ناهار و نوشیدنی، به بیرون می روند و این حس رفاقت میان شان، باعث طرد شدن و انزوای شیمورا می شود. او به جای این کارها، به دنبال پیدا کردن دوستانی در اینترنت می رود و با گویندگان اخبار تلویزیون، صحبت می کند. حتی خانه ی کوبو هم در حاشیه و گوشه ی شهر قرار دارد. هر روز، مثل روز قبل می گذرد و این موضوع، او را تبدیل به مردی بدخلق کرده است و حتی صدای جیرجیرک های پرتعداد شهر نیز، می تواند او را شکنجه ی روحی دهد. با گم شدن برخی مواد غذایی در خانه ی کوبو، این روتین کسالت بار به هم می خورد. او حس می کند که که کسی[یا چیزی]وارد خانه اش می شود و محتویات خوارک ماهی و آب پرتقال او را می دزدد. شیمورا برای تحت نظر گرفتن خانه اش، دوربینی در آن کار می گذارد. اگرچه کوبو بسیار مشتاق است تا این مزاحم را پیدا کند، اما باید دید آیا آمادگی لازم را برای دیدن چیزی که دوربین آشکار خواهد کرد، دارد یا نه.

خرید و معرفی کتاب خواندنی ناگازاکی



انتشارات: گل آذینگل آذین
مترجم: سعیده بوغیری
نویسنده: اریک فی اریک فی
مشخصات ناگازاکی
قطع :رقعی
شابک :978-600-6414-60-7
وزن :130
تعداد صفحه :104
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2010
سری چاپ :1

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی رمان آکادمی فرانسه سال 2010

نکوداشت
One of those brief and understated novels that stay with the reader for a very long time.
یکی از آن رمان های مختصر و تأثیرگذار که تا مدت ها در ذهن خواننده باقی خواهد ماند.
L'Express

Speaks directly to the heart.
مستقیما با قلب مخاطب ارتباط برقرار می کند.
Le Monde

Eric Faye is a rare talent.
اریک فی، استعدادی کم یاب و استثنایی است.
Le Figaro

لذت متن
دوربین از درون کابینت شیشه ای، جایی که آن را نصب کرده بودم، تصویری دلهره آور از تنهایی ام را آشکار کرد؛ تصویری که اگر کمی بیشتر نگاهش می کردم، مرا به لرزیدن وا می داشت.

اگر چیزی باشد که در طول این هفته های به آن ایمان آورده باشم، این است: معنا وجود ندارد. یعنی از قبل وجود نداشته. انسان مفهوم «معنا» را ابداع کرده تا مرهمی بر تشویش هایش بگذارد و جست و جوی معنا تمام وقتش را می گیرد و او را وقف خود می کند. هیچ «ناظم بزرگی» از بالای افلاک ما را زیر نظر ندارد.

همه چیز با جابه جایی و ناپدید شدن برخی اشیا شروع می شود.