1. خانه
  2. /
  3. کتاب سرخ و سپید

کتاب سرخ و سپید

نویسنده: خالد نویسا
پیشنهاد ویژه
3.3 از 1 رأی

کتاب سرخ و سپید

Sorkh-o-Sepid
انتشارات: نشر آمو
٪25
180000
135000
درباره خالد نویسا
درباره خالد نویسا
خالد نویسا(۱۳۵۰ش)، نویسنده و ژورنالیست است. نویسا در دردههء شصت با داستان های پولیسی آشنا شد. این داستان ها او را با دنیای ماجراها وحوادث داستان ها آشنا ساخت که به این ترتیب ذوق نویسنده گی را دروی ایجاد کرد. درجریان سال های که رسانه ها در افغانستان محدود و کتاب ها یگانه منبع فرو نشاندن عطش و ذوق هنری را تشکیل می داد، میل به نویسنده گی در او تقویت یافت تا آنکه از اواسط دهه شصت به نویسندگی آغاز میکند و در مهاجرت ادامه میدهد. نخستین اثرنویسا مجموعه ای از داستان های کوتاه تحت نام فصل پنجم است که در پشاور پاکستان چاپ شد و این اثر در شناخت نویسنده میان حلقه های ادبی نقش برازنده داشت. از همینجا نویسا درمی یابد که نویسندگی کار اصلی اوست و این راه را ادامه میدهد. چند سال بعد از آن مجموعه داستان های (تصورات شبهای بلند) را به چاپ می رساند. نویسا شناخت زیادی از آثار نویسندگان طراز اول دنیا دارد واز روی تعهد و مراعات قوانین و ضوابط نویسندگی، می توان تاثیر آن همه مطالعه و پژوهش را در آثارش سراغ کرد.
قسمت هایی از کتاب سرخ و سپید

هاجرو در پس پنجرهٔ بالاخانه ایستاده بود و به حویلی همسایه دزدانه گردن می کشید. در خانهٔ همسایه مردها و زن ها مثل حشرات جمع شده بودند. عروس را می بردند و زن ها آهنگ «آهسته برو» را بی سر بی سر می خواندند و دف می زدند. هاجرو؛ مثل اینکه او را می بردند و از بند می رهانیدند، لبخندی زد: دختر همسایه چقدر خوشبخت است. او را می برند. می گویند آدمش تحصیل کرده است. هاجرو چنین اندیشید و از پشت شیشهٔ پنجره که دانه های باران بر آن خشک شده بودند قدبلندک می کرد و به خانهٔ همسایه می نگریست. به خوشبختی آن طرف دیوار و به حزن و اندوه خودش در این طرف دیوار می اندیشید. این طرف دیوار خانه وحشت بود، سردی و ناقراری بود، آن طرف دیوار سرور بود، جشن و آزادی بود. هاجرو دیروز دیده بود که چهار مرد دبنگ آمدند و دیگ ها و چلوصاف ها را از ته خانه ی شان بردند، قالین ها را به عاریت گرفتند و دوشک های پوش مخملی را از پسخانه شانه زده بردند. لالا، برادر بزرگ هاجرو، آن ها را رهنمایی می کرد. «صاحب، صاحب» و «قربان، قربان» می گفت و تکلف و شیرین کلامی به خرچ می داد...

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب سرخ و سپید" ثبت می‌کند