سلسله مقالات «نمایش در ایران» در دوره سوّم مجلّهٔ موسیقی از شماره ۶۲ تا ۷۷ به سال های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ منتشر شد. سپس تر در سال ۱۳۴۴ مجموع این چهارده مقاله در کتابی به نام نمایش در ایران: با شصت تصویر و طرح و یک واژه نامه طبع شد. این کتاب سال ها نایاب بود و به صورت غیرقانونی تکثیر می شد، تا سرانجام چاپ دوباره ای از آن در سال ۱۳۷۹ ممکن شد.
ین یک تاریخ زنده نیست. هرچند زنده نبودن از مشخصات هرکتاب تاریخ است، ولی این بار علت را شاید در نمایش ایران باید جست که نیمه جانی سخت جان بوده است. شاید هم در نبودن نمایشگاهی، مجموعهای، بایگانی آثاری، جایی که در آن نشانهها یا بازماندههایی را بتوان پیدا کرد. این مطلب کوچکی نیست. در یکی دو سرزمین همسایهی ما موزههایی هست که در آنها برای مثل عروسکهای شب بازی ایرانی از عهد سلجوقی تا امروز را میشود دید. ولی اینجا موزهها از هیچ چیز پر است.
بهرام بیضایی (زاده ۵ دیماه ۱۳۱۷ در تهران) کارگردان سینما و تئاتر و نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس و پژوهشگر ایرانی بود.
بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایشنامه نویسی، در سینما عرصههای دیگری چون تدوین، ساخت عنوان بندی و تهیه کنندگی را هم تجربه کرد.
وی کارگردان برخی از بهترین و ماندگارترین آثار سینمای تاریخ ایران بود.چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریبه کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران و سگ کشی از مهمترین آثار وی هستند.
خانوادهاش اهل کاشان و آنگونه که خود بیضایی نوشته در کار تعزیه بودند. او تحصیلات دانشگاهیش را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامههای تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نامهای نیلوفر متولد ۱۳۴۵، ارژنگ متولد ۱۳۴۶ (فوت شده در صد روزگی) و نگار متولد ۱۳۵۱ میباشد. او یکی از پایه گذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کناره گیری کرد. در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از اداره برنامههای تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشته هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد. در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانوادهاش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمت الله(ذکایی)بیضایی مرحوم شد. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد و مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ وفات یافت.
فعالیت سینمایی را با فیلمبرداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقهای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه «عموسبیلو» در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت. چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلمهایی که او در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تاکنون در محاق توقیف میباشند. او در سالهای پیش و پس از انقلاب برای ساختن فیلمهای خود با مشکلات و سنگ اندازیهای بسیاری روبرو بودهاست. او تا کنون ۹ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه ساختهاست و آخرین فیلمی که از او پس از ۱۰ سال به نمایش عمومی درآمد سگ کشی (۱۳۸۰) بود که با استقبال گسترده منتقدان و مردم روبرو شد.
بهرام بیضایی درست در روز تولدش که به احترام زادروز او و درگذشت اکبر رادی، روز نمایشنامهنویس نامیده شده، در سال ۱۴۰۴ درگذشت. بهرام بیضایی مردی که نگران درختان این کشور بود، هنرمندی که از قطع درختان هزاران ساله اندوهگین بود ، چند سال پیش در سالروز تولدش میگفت: «دهها فیلم نساختهام تنها 9 فیلم بلند و سه فیلم کوتاه ساختهام، هر چند برای ساخت همین فیلمها هم تلاش بسیاری کردهام.میخواستم از کارهایی که نکردهام، بگویم اما آن قدر طولانی است که نه وقت و نه حوصله من و شما مجال پردختن به آن را نمیدهد و من هم قصد ندارم حرفهایم رنگ گلایه به خود بگیرد.»
سلسه ی بعدی سلطه ی خود را گسترش داد و به هر سو تاخت، از اقوام وحشی شمالی تابه یونان و حتی مصر، مرزها را توسعه داد بی آن که بداند برای نگهداری این مرزها همیشه باید درحال آماده باش یا جنگ باشد، و بود! قلمرویی تشکیل دادمرکب از حدود بیست ملت خراجگزار نامتجانس و منتظر فرصت که هیچ وجه اشتراکی در زبان و فرهنگ و آداب و غیره نداشتند و به همین دلیل رانده می شدند به سوی پراکندگی و استقلال طلبی و شورش و در نتیجه فرسوده کردن قدرت مرکزی و آماده کردنش برای زوال و انقراض.
در این مطلب به چهار نوع اصلی در سبک های نگارش می پردازیم و همچنین، شیوه ی استفاده از آن ها را مرور می کنیم.
اگر علاقمند به دانستن تاریخ شروع اولین نمایشها در ایران هستید این کتاب گزینه بسیار مناسبی هست. در این کتاب به تاریخچه نمایش پرداخته میشه و انواع نمایشها هم در آن توضیح داده شده و به خوبی میشه اطلاعات بسیار مفیدی راجع به ریشه و دلیل به وجود آمدن نمایشها به دست آورد.
بخشی از کتاب: در اواسط صفویه دستههای مطرب مجلسی درجه اول شهرهای بزرگ هر یک با چندین پادو (=شال کش، صندوق کش) که داشتند و صندوق(=صندوق کابلی)های لباس و زینت و ابزار که بر قاطرها سوار میکردند، در برابر دعوتها به خانههای اشراف میرفتند و برنامه هایی داشتند که از سر شب تا اول صبح طول میکشید، شامل چندین رقص( هر رقص منسوب به دیاری و با لباسی از آن دیار)، یکی دو نمایش رقصی( یک نوع آن با نام "قهر و آشتی" شناخته میشد) و یکی دو پیش پرده کوچک که سوال و جواب گاه عاشقانه و گاه مضحکی بود به آواز.
بیضایی در این کتاب ابتدا به بررسی اولین مظاهر نمایش در ایران که بر روی ظروف سفالین بوده میپردازه و با تقسیم بندیهای نمایشهای پیش از اسلام، نمایشهای پس از اسلام که شامل نقالی،نمایشهای عروسکی، تعزیه و نمایشهای شادی آور هست به توضیح انواع نمایش و تاریخچه پیدایش و تکامل این نمایشها میپردازه. کتاب به خوبی فصل بندی شده و با خواندن آن تصویری جامع از تاریخ نمایش در ایران در ذهن خواننده نقش میبنده. این کتاب منبع بسیار خوبی برای هر فردی است که علاقمند به تئاتر و ادبیات نمایشی هست.