شناخت شعر امروز به ویژه در قالبهای کلاسیک نظیر رباعی، نیازمند درک دقیق جغرافیا و اتمسفری است که شاعر در آن نفس میکشد. علی عشایری در کتاب «نخلها سرو جنوباند» که فرآیند نشر آن از اواخر دهه نود آغاز شد، دریچهای تازه به ساختار سنتی رباعی معاصر گشوده است. این مجموعه که شصت و نه رباعی را در خود جای داده، برنده جایزه کتاب سال فارس در بخش شعر معاصر گردیده و توانسته است بازتابدهنده روحیات، آواها و زیستبوم تفتیده بوشهر و مناطق همجوار آن باشد. طنین واژگان عشایری از همان ابتدا نشان میدهد که او قالب فرمی رباعی را نه برای تکرار مکررات صوفیانه یا پندهای کلیشهای گذشته، بلکه به عنوان ابزاری برای ثبت لحظههای فرار و تصاویر بکر سرزمینش انتخاب کرده است. عنوان کتاب به خودی خود یک استعاره کلیدی و نختسبیح پیونددهنده تمام سرودههای این دفتر است. در ناخودآگاه جمعی ایرانیان، سرو همیشه مظهر ایستادگی، تعادل و آزادگی بوده است؛ اما شاعر با جابهجایی این تصویر ذهنی، نخل جنوب را به عنوان سرو مقتدر آن اقلیم معرفی میکند؛ درختی که بی سر هم زنده میماند و در برابر شلاق بادهای گرم و ترکشهای زمانه خم نمیشود. عشایری این مجموعه را با هوشمندی به دو بخش موازی اما متصل به هم تقسیم کرده است تا تضادها و تجانسهای زندگی جنوبی را عریان کند. بخش نخست کتاب غرق در واگویههای عاشقانه، حسرتهای پنهان، تنهایی و دلتنگیهای ملموس انسانی است که در بستر طبیعت جنوب معنا پیدا میکنند. در این بخش ابزارها و عناصر اقلیمی مانند آفتاب سوزان، دریا، باد و شرجی تنها دکورهایی بصری نیستند، بلکه بخشی از هویت عاطفی آدمهای شعر را تشکیل میدهند. اما در بخش دوم لحن اشعار تغییر قالب میدهد و حماسهای بومی از جنس پایداری، وطنخواهی و تامل در روزهای سخت دفاع مقدس شکل میگیرد. اینجاست که قرابت معنایی نخل و تفنگ و پیوند میان مردمان بومی با خاک مرزنشین آشکار میشود. شاعر از لایههای پنهان نوستالژی محلی و اشیای روزمره استفاده میکند تا به جای سرودن شعارهای گلدرشت سیاسی، روح حاکم بر مقاومت عشایر و مرزداران ضایعاتدیده از جنگ را به تصویر بکشد. زبان ساده اما تصویرگرایانه او اجازه میدهد که حتی مخاطب ناآشنا با فضای جنوب، سنگینی شرجی و شکوه مقاومت را در جان بیتها لمس کند؛ زاویه دید متفاوتی که منتقدانی چون محمدجعفر نجدی نیز بر آن صحه گذاشتهاند و آن را ناشی از کشفهای شاعرانه دستاول از دل طبیعت دانستهاند. یکی از ویژگیهای فنی که در ساختار این فرم رباعی معاصر جلب توجه میکند، تلفیق بیتکلف عناصر سنتی با دغدغههای انسان مدرن است. جملات اشعار کتاب «نخلها سرو جنوباند» گاه کوتاه و کوبنده فرود میآیند و گاه با ایجاد موقوفالمعانیهای ظریف، مخاطب را تا کشف ضربه نهایی در مصراع چهارم معلق نگه میدارند. علی عشایری با تکیه بر فرهنگ عامه و بدون غرق شدن در واژگان بسیار غلیظ بومی که دسترسی مخاطب سراسری را محدود کند، توانسته رنگوبوی بومی خانه ی مادری و اصالت جنوب را حفظ کند.
علی آقای عشایری شاعری لایق و پژوهشگری آتیهدار هستند.
این کتاب و مقالات ایشان را به علاقهمندانِ زبان و ادبیات فارسی توصیه میکنم. دکتر عشایری، شاد باش و دیر زی!