کتاب نظامی گنجوی

Nizami Ganjavi
کد کتاب : 16421
شابک : 978-2000764465
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 1582
سال انتشار شمسی : 1382
سال انتشار میلادی : 2003
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : 20 بهمن

معرفی کتاب نظامی گنجوی اثر نظامی گنجوی

ایران کشور پارسی گویان قصه پردازی است که چه از تخیل خود و چه از گنجینه ی داستان های قدیمی، به پردازش و نگارش زیباترین قصه ها پرداخته اند. یکی از این ادیبان قصه گو نظامی گنجوی، شاعر و داستان پرداز قرن ششم هجری است که خلاقیت و سبک خاص وی بر شاعران بعد از او نیز تاثیر به سزایی داشته است.

از ویژگی های شعر نظامی، تخیل و توصیفات بی نظیر او و به کار بردن آرایه های تشبیهی و استعاری بی شمار است. نظامی استاد سخن است و چنان در سخنوری مهارت دارد که می توان گفت سبک خاص خود را ابداع و تکمیل کرده. وی از به کار بردن واژه های سخت، تمثیل های پیچیده، کلمات عربی و مبانی عرفان و حکمت به هیچ روی خودداری نکرده و ظرافت فکری و لطافت شعری خود را فدای وسواس و دقت در انتخاب واژگان سهل ننموده است. از این روی شاید شعر نظامی کمی پیچیده و دشوار به نظر برسد و درک کامل آن برای مخاطب امروز خیلی آسان نباشد اما خاصیت قصه گویی و داستان سرایی او سبب می شود تا علاقمندان بتوانند با خط داستانی شعرهای او ارتباط برقرار کنند.

یکی از مهم ترین تصحیح ها از آثار نظامی گنجوی توسط وحید دستگردی صورت گرفته که خود از شاعران بزرگ و ادیبان سخنور محسوب می شود. وی از چهره های ادبی و برجسته ی آزادی خواه بود و کار تصحیح آثار شعرای بزرگ از جمله نظامی را بر عهده گرفت. تاسیس انجمن ادبی حکیم نظامی نیز از اقدامات مهم این چهره ی ادبی محسوب می شود. کتاب حاضر نسخه ی تصحیح شده به وسیله ی وحید دستگردی می باشد.

کتاب نظامی گنجوی

نظامی گنجوی
جمال‌الدین ابومحمّد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤیَّد، متخلص به نظامی و نامور حکیم نظامی (زادهٔ ۵۳۵ هـ. ق در گنجه– درگذشتهٔ ۶۰۷–۶۱۲ هـ. ق) شاعر و داستان‌سرای ایرانی و پارسی‌گوی در سده ششم هجری (دوازدهم میلادی)، که به‌عنوان پیشوای داستان‌سرایی در ادب پارسی شناخته شده‌است. آرامگاه نظامی گنجوی، در حاشیه غربی شهر گنجه قرار دارد. نظامی در زمرهٔ گویندگان توانای شعر پارسی است، که نه‌تنها دارای روش و سبکی جداگانه است، بلکه تأثیر شیوهٔ او بر شعر پارسی نیز در...
قسمت هایی از کتاب نظامی گنجوی (لذت متن)
کبکی به دهن گرفت موری/ می کرد بر آن ضعیف زوری/ زد قهقهه مور بیکرانی/ کی کبک تو این چنین ندانی/ شد کبک دری ز قهقهه سست / کاین پیشه من نه پیشه تست/ چون قهقهه کرد کبک حالی/ منقار زمور کرد خالی/ هر قهقهه کاین چنین زند مرد/ شک نه که شکوه ازو شود فرد/ خنده که نه در مقام خویش است/ در خورد هزار گریه بیش است/ چون من ز پی عذاب و رنجم/ راحت به کدام عشوه سنجم/ آن پیر خری که می کشد بار/ تا جانش هست می کند کار/ آسودگی آنگهی پذیرد/ کز زیستن چنین بمیرد/ در عشق چه جای بیم تیغ است/ تیغ از سر عاشقان دریغ است/ عاشق ز نهیب جان نترسد/ جانان طلب از جهان نترسد/ چون ماه من اوفتاد در میغ/ دارم سر تیغ کو سر تیغ/ سر کو ز فدا دریغ باشد/ شایسته تشت و تیغ باشد/ زین جان که بر آتش اوفتاد است/ با ناخوشیم خوش اوفتاد است/ جانیست مرا بدین تباهی / بگذار ز جان من چه خواهی/ مجنون چو حدیث خود فرو گفت/ بگریست پدر بدانچه او گفت/ زین گوشه پدر نشسته گریان/ زانسو پسر اوفتاده عریان/ پس بار دگر به خانه بردش/ بنواخت به دوستان سپردش/ وان شیفته دل به شور بختی/ می کرد صبوریی به سختی/ روزی دو سه در شکنجه می زیست/ زانگونه که هر که دید بگریست/ پس پرده درید و آه برداشت/ سوی در و دشت راه برداشت/ می زیست به رنج و ناتوانی/ می مرد کدام زندگانی / چون گرم شدی به عشق وجدش/ بردی به نشاط گاه نجدش/ برنجد شدی چو شیر سرمست/ آهن بر پای و سنگ بر دست/ چون برزدی از نفیر جوشی/ گفتی غزلی به هر خروشی/ از هر طرفی خلایق انبوه/ نظاره شدی به گرد آن کوه/ هر نادره ای کز او شنیدند/ در خاطر و در قلم کشیدند/ بردند به تحفه ها در آفاق/ زان غنیه غنی شدند عشاق