کتاب «مسئله کنش خدا در جهان» که در دسامبر ۲۰۲۳ بهصورت دیجیتال و در اوایل ۲۰۲۴ توسطانتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شد، اثری مختصر اما متمرکز در مجموعهی «عناصری در مسائل خدا» است؛ مجموعهای که هدف آن ارائهی مدخلهایی دقیق و موجز به مباحث کلیدی فلسفه دین است. این کتاب وجود حجم اندکش، یکی از بنیادیترین پرسشهای الهیات فلسفی را پیش میکشد: اینکه یک موجود الهی چگونه یا آیا میتواند در جهانی عمل کند که علم مدرن آن را مجموعهای منسجم از قوانین علی و نظم طبیعی میداند؛ جهانی که ظاهرا هیچ «خلأ» یا «وقفهای» برای مداخلهی فراطبیعی باقی نمیگذارد. آرچر بحث خود را با بررسی سنتیترین نقطهی تنش آغاز میکند: معجزات. او نشان میدهد که چگونه اعمال الهی «ویژه» - یعنی رویدادهایی که ظاهرا قوانین طبیعی را معلق میکنند - از نظر الهیاتی، علمی و معرفتشناختی با چالش روبهرو هستند. از یکسو، معجزات ممکن است تصویر خدا را به موجودی مداخلهگر تقلیل دهند که برخلاف نظم خودساختهی طبیعت عمل میکند؛ و از سوی دیگر، توضیحات علمی مدرن، باور به نقض قوانین طبیعت را از نظر منطقی دشوار میسازند. علاوه بر این، اتکای تاریخی به شهادتها و روایات بهعنوان پشتوانهی ایمان به معجزه، پرسشهایی دربارهی اعتبار معرفتشناختی این ادعاها مطرح میکند. با اینحال آرچر بهجای نفی کامل معجزات، مسیر دیگری را میسنجد: بازتعریف آنها از «مداخلههای قانونشکن» به «نشانهها» یا رویدادهایی که معنا، پیام و کارکرد دینی آنها مهمتر از سازوکار فیزیکیشان است؛ نوعی انتقال تمرکز از مکانیک جهان به لایههای تفسیری، وجودی و الهیاتی. این رویکرد اجازه میدهد که فهمی از عمل الهی شکل گیرد که با توصیف علمی طبیعت سازگار است و در عین حال از غنای دینی تهی نمیشود. آرچر سپس وارد بحثهای متافیزیکی عمیقتری میشود: چیستی علیت، نسبت قوانین طبیعی با ساختار هستی، حدود و ثغور تبیین علمی، و این پرسش که آیا تلقی ما از فعل الهی باید بازسازی شود تا هم با سنتهای دینی سازگار بماند و هم با جهانبینی علمی امروز هماهنگ شود. او نشان میدهد که مدلهای کلاسیک الهیاتی، که در فضایی پیشا-علمی رشد کردهاند، در برابر یافتههای علمی مدرن نیازمند بازنگریاند؛ اما این بازنگری نه به معنای حذف الهیات، بلکه بهمعنای خلاقیت فلسفی برای ارائهی چارچوبهایی تازه است. در فصلهای پایانی، آرچر با بررسی روایتهای عهد جدید و نقش معجزات در آنها، این ایده را تقویت میکند که معجزات بهمنزلهی «نشانه» بیشتر حامل معنا هستند تا رویدادهایی برای اثبات قدرت ماورایی. بدین ترتیب، کتاب نتیجه میگیرد که راه مقابله با تنش دیرپا میان علم و ایمان نه در نفی یکی و پذیرش دیگری، بلکه در بازاندیشی مفهوم «کنش خدا» است؛ نوعی عمل که میتواند با نظم طبیعی همزیست باشد، هرچند ماهیت آن همچنان رازآمیز و فراتر از قلمرو تبیین تجربی است. این اثر کوتاه اما غنی، مقدمهای ارزشمند برای خوانندگانی است که میخواهند گفتوگوی میان علم، فلسفه و الهیات را جدی بگیرند و در جستوجوی مدلی منسجمتر برای فهم حضور و عمل خدا در جهانی قانونمند هستند.