کتاب «تکامل و رفتار انسان» با عنوان اصلی نوشتهی جان کارترایت یکی از معتبرترین منابع درسی در حوزهی روانشناسی تکاملی است. ویراست سوم این کتاب در سال ۲۰۱۶ منتشر شده و همچنان در دانشگاههای مختلف بهعنوان کتاب اصلی درس «رفتار انسان از دیدگاه تکاملی» تدریس میشود. نویسنده در این اثر تلاش کرده رفتارهای انسانی را نه فقط نتیجهی فرهنگ یا یادگیری، بلکه محصول فرایندهای انتخاب طبیعی و تاریخ تکاملی گونهی انسان توضیح دهد. در فصلهای ابتدایی، کتاب زمینهی نظری لازم را فراهم میکند و مفاهیمی مانند انتخاب طبیعی، انتخاب جنسی، سرمایهگذاری والدینی و سازگاری را معرفی میکند. این بخشها با هدف نشان دادن این نکته نوشته شدهاند که ذهن و رفتار انسان امروز محصول میلیونها سال تعامل با محیطهای گذشته است. خواننده بهتدریج با این ایده روبهرو میشود که بسیاری از رفتارهای امروزی، مثل رقابت، ایثار، ترس، حسادت و روابط اجتماعی، ریشه در راهبردهایی دارند که در طول فرگشت برای بقا مفید بودهاند. فصلهای مربوط به همکاری، ایثار و انتخاب خویشاوندی توضیح میدهند که چرا انسانها حتی در شرایطی که منفعتی مستقیم نمیبرند، به کمک کردن تمایل دارند. فصلهای مرتبط با انتخاب جفت، روابط عاشقانه، حسادت و خیانت نشان میدهند که چگونه انتخاب جنسی و تضادهای تکاملی میان زن و مرد بر شکلگیری روابط عاطفی و تعارضهای آنها تأثیر گذاشته است. همچنین بخشهایی از کتاب به پرخاشگری، جنگ، سیاست، جایگاه اجتماعی و رقابت اختصاص دارد و تلاش میکند این رفتارهای پیچیده را در قالب راهبردهای فرگشتی توضیح دهد. فصلهای دیگری نیز به والدگری، تعارض والد-کودک، تفاوتهای جنسیتی، فرهنگ، زبان و اخلاق پرداختهاند و تعامل میان زیستشناسی و یادگیری اجتماعی را بررسی کردهاند. کارترایت در پایان کتاب به نقدهای وارد بر روانشناسی تکاملی اشاره میکند و تلاش دارد نشان دهد که چگونه میتوان میان شواهد علمی و مرزبندیهای اخلاقی تمایز قائل شد. او تأکید میکند که توضیح تکاملی نه توجیه رفتار، بلکه تبیین علت پیدایش الگوهای رفتاری است. همین رویکرد بیطرفانه و مبتنی بر داده باعث شده این کتاب یکی از منابع استاندارد برای دانشجویان روانشناسی، زیستشناسی، علوم شناختی و انسانشناسی باشد. به طور کلی، کتاب «تکامل و رفتار انسان» تصویری جامع از ریشههای زیستی رفتارهای انسانی ارائه میدهد و نشان میدهد که چرا الگوهایی مانند عشق، ترس، رقابت، والدگری یا حتی افسردگی را نمیتوان بدون در نظر گرفتن تاریخ فرگشتی انسان درک کرد.