«سعدی افشار» نوشتهی احسان ناظم بکایی جلد نوزدهم از مجموعهی «متولد تهران» است. کتابها این مجموعه به معرفی مشاهیر تهران میپردازد. در مجموعه کتابهای «متولد تهران» ملاک انتخاب افراد؛ تهرانی بودن و کنشگری شهروندی آنهاست. مجموعهی «متولد تهران» حاصل یک دغدغهی مهم است؛ دغدغهی فهم شهر، تمدن، فرهنگ و سبک زندگی مردمی که در این بستر زندگی میکنند. در این مجموعه ۲۵ چهره که هر یک نماینده یک صنف، حوزه یا قشر از جامعه تهرانی هستند، معرفی میشوند تا تصویری جامع از طیفهای مختلف شهروندان تهرانی ارائه شود. در هر یک از این کتابها، پنج داستان روایت میشود که حول زندگی شخصیت اصلی و نسبت او با تهران شکل میگیرند. این روایتها تلاش میکنند سبک زندگی تهرانی و هویت شهری این چهرهها را از خلال خاطره، زیست اجتماعی و تعلق مکانی بازنمایی کنند. در این کتاب به زندگی «سعدی افشار» چهرهی ماندگار نقشهای «روحوضی» و «سیاهباز» پرداخته شده است. سعدی افشار، آخرین بازماندهی بازیگران نسل سیاهباز در نمایشهای روحوضی در ایران بود. افشار تا ششم ابتدایی درس خواند و برای نخستین بار در سال ۱۳۳۰ بر روی صحنه رفت. سعدی افشار تنها بازماندهی نمایش سیاهبازی در ایران بود. در ایران بیشتر، سعدی افشار را با بازی در نقش «سیاه» در نمایشهای سیاهبازی میشناسند. سعدی افشار، با نام کامل سعدالله رحمتخواه متولد ۱۳۱۳ در استان زنجان بود. او با گرفتن نقشی کوچک در تئاتری از اسماعیل مهرتاش وارد تئاتر حرفهای شد و با چندین سیاهباز معروف تئاترهای لالهزار از جمله مهدی مصری، حسین یوسفی، ذبیح الله ماهری و رضا عربزاده همکاری داشت. سعدی افشار با پایهگذاری یک گروه تئاتری، مدتها در سالن تئاتر نصر به هنرنمایی پرداخت. افشار در تاریخ نمایش روحوضی معاصر ایران یک استثناست. او چهرهای جذاب، خلاق، هوشمند و بسیار مردمی است که خلاقیتهای پنجاه سال اخیر نمایش روحوضی بدون حضور و کار و نام او معنا ندارد. در این کتاب، داستان سعدالله رحمتخواه، معروف به سعدی افشار از فقدان مادر در کودکی و سختیهای مرد شدن او آغاز میشود. اوج داستان دریک شب نیمهشعبان رقم میخورد؛ جایی که او در میان جشن و شادی، مثل نگینی میدرخشد و با تشویقها میفهمد که مسیر درستی را انتخاب کرده است. این قصه، روایتی است از یک عمر جستوجوی عشق، تنهاییهای شیرین و روزگاری که با تمام مشقتها، تا پایان عمرش با هنر و عشق به مردم گره خورد و نامش در تاریخ نمایش ایران جاودانه شد. او در ۳۰ فروردین ۱۳۹۲ بعد از تحمل یک دورهی طولانی بیماری به علت عفونت ریوی و پوکی استخوان در خانهی شخصی خودش در تهران درگذشت. هم زمان تئاتری از او به اسم فیس پوک روی صحنه بود. کتاب «سعدی افشار» داستان الهامبخش زندگی هنرمندی مردمی و برجسته است که مخاطب را تشویق به کار و کوشش بیوقف میکند.