1. خانه
  2. /
  3. کتاب چنین گفت پیر هرات

کتاب چنین گفت پیر هرات

3.4 از 1 رأی

کتاب چنین گفت پیر هرات

(مناجات نامه،گفتارها،مقولات و رباعیات)
Pir-e Harat
٪10
745000
670500
معرفی کتاب چنین گفت پیر هرات
«چنین گفت پیر هرات: مناجات‌نامه، گفتارها، مقولات و رباعیات» گزیده و تصحیحی از میراث فارسی خواجه عبدالله انصاری به کوشش توفیق ه. سبحانی است؛ کتابی که می‌خواهد چهره‌ای فشرده اما نسبتا چندسویه از زبان و اندیشه پیر هرات به دست دهد. خواجه عبدالله، عارف، محدث، مفسر و واعظ نامدار سده پنجم هجری، در تاریخ تصوف خراسان جایگاهی دارد که فقط با مناجات‌های مشهورش توضیح داده نمی‌شود. او در عین تعلق جدی به سنت دینی حنبلی، صاحب زبانی عرفانی و شخصی بود که در آن خوف، امید، معرفت، عشق و تجربه ناتوانی انسان در برابر خدا به صورتی فشرده و گاه شاعرانه بیان می‌شود. کتاب پارسه بخش‌هایی از همین میراث را در کنار یکدیگر می‌نشاند تا خواننده هم با زبان نیایشی او روبه‌رو شود و هم با سخنان کوتاه، آموزه‌های عرفانی و رباعیاتی که به نام او شهرت یافته‌اند. چاپ دوم کتاب در قطع وزیری و ۲۵۸ صفحه منتشر شده و در اطلاعات کتاب‌شناختی، سبحانی به‌عنوان مصحح اثر ثبت شده است. مرکز ثقل مجموعه همان مناجات‌هایی است که نام خواجه عبدالله را برای بسیاری از فارسی‌زبانان زنده نگه داشته‌اند. زبان این قطعات بر رابطه‌ای مستقیم با خدا استوار است. میان نیایش‌کننده و مخاطب الهی واسطه‌ای وجود ندارد و جمله‌ها اغلب با خطاب‌هایی کوتاه و ضرباهنگی نزدیک به شعر حرکت می‌کنند. سجع در این نثر آرایه‌ای افزوده بر معنا نیست؛ بخشی از حرکت فکر است. تکرار، موازنه و آهنگ به تجربه دعا شکل می‌دهند و سبب می‌شوند بعضی عبارت‌ها حتی بیرون از زمینه اصلی خود در حافظه بمانند. با این حال، جذابیت نثر خواجه فقط از موسیقی آن نمی‌آید. در بهترین بخش‌های مناجات، زبان بسیار فشرده است: انسان هم‌زمان از فاصله خود با امر الهی و میلش به نزدیک شدن سخن می‌گوید و همین کشاکش، نیایش را از بیان صرف عقیده به تجربه‌ای وجودی تبدیل می‌کند. گفتارها و مقولات مجموعه سویه دیگری از اندیشه پیر هرات را نشان می‌دهند. اینجا با تصوف در مقام یک احساس مبهم یا شور شاعرانه روبه‌رو نیستیم. خواجه عبدالله برای سلوک مراتبی قائل بود و در آثاری چون «صد میدان» و «منازل السائرین» کوشید تجربه عرفانی را به منزل‌ها و مقام‌هایی تفکیک کند. هم‌زمان، در «طبقات الصوفیه» درباره مشایخ پیش از خود سخن گفته و داوری‌های شخصی، حکایت‌ها، اشعار و مناجات‌های فراوانی در میان گزارش‌هایش آورده است. این آثار نشان می‌دهند که عرفان او پشتوانه‌ای آموزشی و مفهومی نیز دارد: مسئله فقط حال عارف نیست، بلکه راهی است که باید در آن نسبت میان توبه، صبر، توکل، معرفت، محبت و فنا فهمیده شود. اما در خواندن «چنین گفت پیر هرات» یک احتیاط متن‌شناختی ضروری است. تمام آنچه طی قرن‌ها زیر نام «مناجات‌نامه»، «الهی‌نامه» یا مجموعه رباعیات خواجه عبدالله گرد آمده، الزاما به صورت کتابی مستقل و با همین ساختار به دست خود او نوشته نشده است. پژوهش‌های مربوط به نسخه‌های آثار انصاری نشان می‌دهند بخشی از مناجات‌های او از گفته‌ها و مجالسش منتقل شده و بعدها در مجموعه‌هایی مستقل گرد آمده‌اند. درباره انتساب شماری از اشعار و رباعیات نیز تردید جدی وجود دارد و پژوهش‌هایی برخی ابیات مشهور چاپ‌های متأخر را افزوده‌های بعدی دانسته‌اند. از این رو باید میان «سنت منسوب به خواجه عبدالله» و آنچه از نظر نسخه‌شناختی با اطمینان بیشتری به خود او می‌رسد تفاوت گذاشت. همین نکته اهمیت کار مصحح و گزیده‌پرداز را بیشتر می‌کند. توفیق سبحانی، پژوهشگر باسابقه ادبیات فارسی و متون عرفانی، در این مجموعه واسطه میان خواننده امروز و میراثی پراکنده و چندلایه است. مزیت کتاب این است که برای ورود اولیه به جهان خواجه عبدالله، خواننده را ناچار نمی‌کند از میان آثار عربی، تقریرات شاگردان، مجموعه‌های متأخر و چاپ‌های متعدد حرکت کند. در مقابل، همین گزیده بودن محدودیت آن نیز هست. کسی که بخواهد نظام عرفانی انصاری، موضع کلامی او یا تاریخ دقیق انتقال آثارش را بفهمد باید به «منازل السائرین»، «صد میدان»، «طبقات الصوفیه» و تحقیقات متن‌شناختی مستقل رجوع کند. این کتاب بیش از آنکه نسخه نهایی برای پژوهش تخصصی باشد، دری است برای ورود. خواجه عبدالله از خدایی سخن می‌گوید که انسان در برابرش هم کوچک می‌شود و هم زبان پیدا می‌کند. شاید به همین دلیل مناجات‌هایش پس از نزدیک به هزار سال هنوز صرفا سندی از تاریخ تصوف نیستند. جایی میان سجع‌های کوتاه و خطاب‌های پی‌درپی، صدای انسانی شنیده می‌شود که می‌داند زبان برای گفتن از خدا کافی نیست، اما باز سخن می‌گوید؛ و گاهی همین ناتوانی، زیباترین بخش سخن اوست.
درباره خواجه عبدالله انصاری
درباره خواجه عبدالله انصاری
ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍.ق/ ۳۸۵ ه‍.ش / ۱۰۰۶ م. در شهر هرات درگذشتهٔ ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍.ق/ ۴۶۷ ه‍.ش / ۱۰۸۸ م) در هرات معروف به «پیر هرات» و «پیر انصار» و «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک خراسان قدیم بود. او به عنوان یکی از نوابغ ادبی و چهره‌های شاخص و خراسان قدیم در قرن ۱۱ میلادی/ ۵ ه‍.ق شناخته می‌شود که به عنوان مفسر قرآن، محدث، اهل فن جدل و استاد اخلاق، دستی بر آتش داشته‌است. عمده شهرت وی بخاطر فن سخنوری، اشعار و متون نغز و بی مانندش، بخصوص در مدح و ثنای خداوند به زبان‌های عربی و فارسی بوده‌است.
وی از اعقاب ابوایوب انصاری است که صحابهٔ پیغمبر بود. مادرش از مردم بلخ بود و عبدالله خود در هرات یکی از شهرهای غربی افغانستان کنونی متولد شد و از کودکی زبانی گویا و طبعی توانا داشت چنان‌که شعر فارسی و عربی را نیکو می‌سرود و در جوانی در علوم ادبی و دینی و حفظ اشعار عرب مشهور بود و مخصوصاً در حدیث قوی بود و آمالی بسیار داشت و در فقه روش امام حنبل را پیروی می‌کرد.
وی در تصوف از استادان زیادی تعلیم گرفت ودو بار به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی شتافت و این دیدارها تاًثیر زیادی در روحیات و منش وی داشته‌است. محل اقامتش بیشتر در هرات بود و در آنجا تا پایان زندگانی به تعلیم و ارشاد اشتغال داشت.
انصاری شعر می‌سرود ولیکن بیشتر شهرت وی به جهت رسالات و کتب مشهوری است که تألیف کرده‌است و از آن جمله‌است ترجمهٔ املاء طبقات‌الصوفیهٔ سلمی به لهجه هروی و تفسیر قرآن که اساس کار میبدی در تألیف کشف‌الاسرار قرار گرفته‌است.
از رسائل منثور او که به نثر مسجع نوشته مناجات‌نامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت‌نامه، هفت‌حصار، رسالهٔ دل و جان، رسالهٔ واردات و الهی‌نامه را می‌توان نام برد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب چنین گفت پیر هرات" ثبت می‌کند