کانلی با همان سبک استادانهاش، داستان را آرام و حسابشده آغاز میکند تا شخصیت جدید را بسازد، اما طولی نمیکشد که ماجرا وارد مسیر تاریک و پرتعلیقی میشود که خوانندگانش عاشق آن هستند: پروندههای تو در تو، یک قتل مشکوک، توطئهای خطرناک، بازیهای سیاسی در اداره پلیس، دشمنانی بیرحم، و البته سرنخهایی که تنها یک کارآگاه سرسخت میتواند معنا کند.
جزیره کاتالینا در این داستان، فقط یک پسزمینه نیست؛ خودش مثل یک شخصیت زنده است؛ با هوایی سنگین از تعلیق و راز، که بر همه حوادث سایه انداخته است. استیلول، مردی مستقل و یکدنده، آماده است تا حقیقت را پیدا کند؛ حتی اگیر بهایش زندگی خودش باشد.