اسلون کاراوی یک دروغگوست. البته بیشتر دروغهایش بیضررند؛ دروغهایی کوچک برای اینکه زندگی بهقول خودش غمانگیز و بیاهمیتش را کمی هیجانانگیزتر کند. تا اینکه یک بعدازظهر در پارک، دختربچهای را میبیند که با گریه ایستاده است. اسلون نمیتواند جلوی خودش را بگیرد-به پدر (بسیار جذاب) دختر میگوید پرستار است و به او کمک میکند نیش زنبور را از پای دختر بیرون بیاورد. همین دروغ و این برخورد اتفاقی باعث میشود اسلون به عنوان پرستار بچه خانواده ثروتمند و مرفه لاکهارت استخدام شود: جی و وایولت لاکهارت؛ زوجی بینقص در نیویورک با خانهای مجلل، دختری در مدرسه خصوصی و تعطیلات تابستانی در بلاک آیلند. اما شاید اسلون تنها کسی نباشد که دروغ میگوید، و پشت این تصویر بیعیبونقص، حقیقتی بسیار خطرناکتر پنهان شده باشد. گفتن بیش از این، لذت خواندن یکی از هیجانانگیزترین، پرپیچوخمترین و هوشمندانهترین رمانهای معمایی سالهای اخیر را از بین میبرد. واقعیت این است که دروغها روی هم انباشته میشوند، حقیقتی تازه برای خود میسازند و جهانی کجومعوج و زندانگونه خلق میکنند. در رمان «دروغهایم را بشمار»، سوفی استاوا تریلری نفسگیر و جذاب خلق کرده است درباره رازهایی که پنهان میکنیم و همینطور خطرات هولناکی که پشت هر دروغی پنهان کردهایم و اینهمه برای حفظش تلاش میکنیم
سوفی استاوا مدرک لیسانس خود را در رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، دریافت کرد. او در حال حاضر به همراه خانوادهاش در جنوب کالیفرنیا زندگی میکند. «دروغهایم را بشمار» اولین رمان اوست.