خیال زندگی کردن به عنوان فرزند یک قاتل هم سخت و پریشان کننده است حتی اگر مقتول مأمور شاه باشد و تو یک مبارز انقلابی میثم جوان مکانیکی است که به عنوان پسر یک قائل بزرگ شده و حالا خودش در معرض همان اتهام است… مأمور کشی میثم که در این بین دل به دختر یکی از بزرگان شهر و وفاداران مهم حکومت باخته است، با رازها و حوادثی روبه رو میشود که زندگی اش را زیر و رو میکند و او را درگیر شک و تردید می کند. داستان به انقلابیون تربت حیدریه پرداخته…. شهری که چهل و سه روز زودتر از بیست و دوم بهمن در آن انقلاب شد و اداره شهر به دست مردم افتاده