اقتصاد نئوکلاسیک با تأکید بر عقلانیت کامل، از پیچیدگیهای شناختی که در تصمیمگیری آدمی نقش دارند، غافل میگردد و همین مسئله، زمینهساز طرح انتقاداتی ازسوی اندیشمندان سایر مکاتب اقتصادی نسبت به این رویکرد شده است. امروزه اقتصاد رفتاری با هدف اصلاح فروض اقتصاد نئوکلاسیک، به ابزاری قدرتمند در سیاستگذاری عمومی بدل شده و با بهرهگیری از علوم اجتماعی همچون روانشناسی و جامعهشناسی به طراحی ابزارهایی برای پیشبینی و مدیریت رفتار انسان میپردازد.
بسیاری از چالشهای سیاستگذاری در بخش انرژی به ویژه در حوزه مدیریت مصرف، ریشه در خطاهای شناختی دارند و اقتصاد رفتاری با محوریت ابزارهای مبتنی بر «تلنگر»، نقش ویژهای در شناسایی علل ناکامی سیاستهای سنتی و طراحی ابزارهای جدید ایفا میکند.