«فیزیک نوین و ایمان کهن» نوشتهی «استفان ام. بار» تلاشی سنجیده و میانرشتهای برای بازاندیشی نسبت علم مدرن و باور دینی سنتی است؛ نسبتی که اغلب بهصورت تقابلی و سادهانگارانه تصویر شده است. بار، که خود فیزیکدانی فعال در حوزهی فیزیک ذرات نظری است، نقطهی عزیمت کتاب را بر این تمایز بنیادین بنا میگذارد که تعارض واقعی نه میان «علم» و «ایمان»، بلکه میان ماتریالیسم فلسفی و دین شکل میگیرد. بهزعم او، هنگامی که علم از پیشفرضهای متافیزیکی افزوده بر آن تفکیک شود، بسیاری از دستاوردهای فیزیک مدرن نهتنها با ایمان کهن ناسازگار نیستند، بلکه در برخی موارد با آن همافق میشوند. بار در این کتاب، که در قالب مجموعهای منسجم از فصلها سامان یافته، تاریخ تحولات فیزیک و ریاضیات را بهعنوان عاملی تعیینکننده در شکلگیری جهانبینی انسان بررسی میکند. او نشان میدهد که چگونه دگرگونیهای بنیادی در فهم طبیعت از فروپاشی تصویر مکانیکی نیوتنی تا پیدایش کیهانشناسی مهبانگ و مکانیک کوانتومی محدودیتهای نگاه ماتریالیستی ساده را آشکار کردهاند. بهویژه نظریهی مهبانگ، با طرح ایدهی آغازمندی جهان، چالشی جدی برای تلقی جهان بهمثابه واقعیتی ازلی و خودبسنده ایجاد میکند؛ چالشی که بار آن را با سنتهای الهیاتی یهودی-مسیحی همخوان میبیند، بیآنکه علم را به ابزار اثبات الهیات فروبکاهد. یکی از محورهای مهم کتاب، تحلیل اصل انساننگر و مسئلهی دقیقتنظیمبودن جهان است. بار استدلال میکند که هماهنگی شگفتآور ثابتهای بنیادی طبیعت، اگرچه لزوما اثباتکنندهی وجود خدا نیست، اما تبیینهای صرفا تصادفی و تقلیلگرایانه را با دشواریهای جدی روبهرو میسازد. او در اینجا میکوشد نشان دهد که فیزیک مدرن، دستکم، امکان تفسیری از جهان را باز میگذارد که در آن معنا، نظم و غایت بهطور پیشینی طرد نشدهاند. بحث بار دربارهی قضیهی ناتمامیت گودل و پیامدهای آن برای رویای یک نظام کاملا بسته و خودکفای عقلانی، بعد فلسفی کتاب را تقویت میکند. او این نتایج منطقی را نشانهای از محدودیت بنیادین هر پروژهای میداند که میکوشد تمام واقعیت را در چارچوبی صرفا صوری، ریاضی یا مادی فروبکاهد. در امتداد همین استدلال، پرداخت او به مکانیک کوانتومی بر تزلزل علیت کلاسیک و نابسندگی تبیینهای کاملا مکانیکی تأکید میگذارد و راه را برای قرائتهایی غیرتقلیلگرایانه از واقعیت هموار میسازد. نکتهی محوری در سراسر کتاب، پافشاری بر تفکیک روش علمی از ایدئولوژی علمی است. بار نشان میدهد که بسیاری از ادعاهای ضد دینی که به نام علم مطرح میشوند، در واقع نتایج مستقیم دادههای تجربی نیستند، بلکه برآمده از خوانشهای فلسفی خاصیاند که علم را با ماتریالیسم هممعنا میگیرند. از این منظر، پروژهی کتاب نه بازگرداندن الهیات به علم، بلکه پاکسازی علم از ادعاهای متافیزیکی نانوشتهای است که بهاشتباه به آن نسبت داده میشوند. در عین حال، کتاب آشکارا از موضعی خداباورانه نوشته شده و در سنت الهیات مسیحی ریشه دارد؛ امری که میتواند برای خوانندگانی با رویکرد کاملا سکولار، محل مناقشه باشد. همچنین برخی منتقدان یادآور شدهاند که بدیلهای فلسفی غیرماتریالیستی درون علم همواره با عمقی برابر بررسی نشدهاند. با این همه، قوت اثر در وضوح استدلال، تسلط نویسنده بر فیزیک مدرن و پرهیز او از سادهسازیهای عامهپسندانه است. در مجموع، «فیزیک نوین و ایمان کهن» کتابی است اندیشهبرانگیز که نشان میدهد تصویر علمی معاصر از جهان الزاما به نفی معنا، غایت یا ایمان دینی نمیانجامد. استیون ام. بار با جدا کردن مرز علم از ماتریالیسم فلسفی، امکانی عقلانی برای همزیستی فیزیک مدرن و باور دینی فراهم میکند و اثری عرضه میدارد که برای علاقهمندان به فلسفهی علم، الهیات و نسبت میان این دو حوزه، منبعی جدی و قابل تأمل بهشمار میآید.
درباره استفان ام. بار
استفان متیو بار، فیزیکدان آمریکایی و استاد بازنشسته فیزیک در دانشگاه دلاور است. بار، عضو موسسه تحقیقاتی بارتول، در زمینه فیزیک ذرات نظری و کیهانشناسی تحقیق میکند.