جک پسری عادی نیست؛ او میتواند با ارواح صحبت کند. در خانهی جدیدشان که خانهباغی قدیمی است، او «شبح مادر» را میبیند و متوجه میشود که سالهاست اشباح کودکانی را در محاصرهی خود گرفته و اجازهی رهایی به آنها نمیدهد. شبح مادر نیروی آنها را میمکد تا خودش بیشتر عمر کند. پیش از آن که جک راه کمک کردن به اشباح کودکان را پیدا کند، شبح مادر حتی در جسم مادر جک هم نفوذ میکند. جک در حد توانش با او میجنگد، اما به علت حملههای آسم، از نظر جسمی بسیار ضعیف است.