1. خانه
  2. /
  3. کتاب غیر قابل ردیابی

کتاب غیر قابل ردیابی

3.7 از 1 رأی

کتاب غیر قابل ردیابی

Untraceable
٪10
550000
495000
معرفی کتاب غیر قابل ردیابی
«غیر قابل ردیابی» رمانی از سرگئی لبدف است که در روسی با نام «دبیوتانت» منتشر شد؛ همان نامی که نویسنده برای سم خیالی مرکز داستان انتخاب کرده است. رمان نخستین بار در سال ۲۰۲۰ به روسی انتشار یافت و ترجمهٔ انگلیسی آنتونینا دبلیو. بوئیس در سال ۲۰۲۱ از سوی نیو وسل پرس منتشر شد. عنوان «غیر قابل ردیابی» نکته‌ای اساسی را برجسته می‌کند: در جهان لبدف، مسئله فقط ساختن سمی کشنده نیست، بلکه ساختن چیزی است که پس از کشتن، رد خود و در نتیجه امکان اثبات جنایت را نیز از میان ببرد. همین ایده ساختمان رمان را تعیین می‌کند. «غیر قابل ردیابی» دربارهٔ سم است، اما در سطحی عمیق‌تر دربارهٔ نظام‌هایی است که می‌خواهند جنایت را از حافظه پاک کنند. شخصیت مرکزی، پروفسور کالیتین، شیمی‌دان شوروی است که در مرکزی فوق‌محرمانه ماده‌ای عصبی به نام «دبیوتانت» ساخته است؛ سمی مرگبار، بی‌پادزهر و تقریبا غیرقابل‌شناسایی. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، کالیتین به غرب می‌گریزد و با هویتی تازه زندگی می‌کند، اما گذشته از او جدا نمی‌شود. وقتی یکی دیگر از مهاجران روس با سمی ناشناخته کشته می‌شود، دستگاهی که زمانی کالیتین برایش کار می‌کرد تصمیم می‌گیرد دانشمند سابق را نیز خاموش کند. دو مأمور برای کشتن او فرستاده می‌شوند و انتخاب سلاح معنایی طعنه‌آمیز دارد: قرار است سازندهٔ سم با ساختهٔ خودش از میان برود. لبدف این طرح را می‌توانست به یک تریلر جاسوسی سریع تبدیل کند، اما عمدا چنین نمی‌کند. تعقیب، مأمور مخفی، ترور و عملیات اطلاعاتی در داستان وجود دارند، ولی رمان بیش از آنکه بپرسد «آیا کالیتین کشته خواهد شد؟»، می‌پرسد چه فرایندی انسانی را قادر می‌کند سال‌ها در آزمایشگاهی بنشیند و با دقت علمی ابزار مرگ بسازد. خود لبدف این کتاب را بیشتر «تریلری سیاسی» دانسته تا رمانی جاسوسی. او به جای رمزگشایی از شبکه‌ای از مأموران، ذهن کسانی را بررسی می‌کند که کار خود را با واژه‌هایی مانند وظیفه، علم، امنیت و خدمت به کشور توجیه کرده‌اند. سم در این رمان فقط وسیلهٔ پیرنگ نیست. دبیوتانت به استعاره‌ای برای رابطهٔ قدرت و دانش تبدیل می‌شود. علم به خودی خود نه اخلاقی است و نه جنایتکار؛ اما کالیتین با پذیرفتن اینکه مسئلهٔ «کاربرد» نتیجهٔ پژوهش به او مربوط نیست، مسئولیت خود را تکه‌تکه می‌کند. او می‌تواند به خود بگوید من فقط ماده را ساختم، دیگری تصمیم گرفت از آن استفاده کند. لبدف همین فاصلهٔ مصنوعی میان «ساختن» و «به‌کاربردن» را زیر فشار می‌گذارد. پرسش اخلاقی رمان دقیقا از همین جا شکل می‌گیرد: دانشمند تا کجا در برابر نتایجی که آگاهانه برای دستگاه قدرت فراهم می‌کند مسئول است؟ پشت رمان نیز واقعیتی تاریخی قرار دارد. لبدف توضیح داده که مسمومیت سرگئی و یولیا اسکریپال در سالزبری در ۲۰۱۸ از محرک‌های شکل‌گیری رمان بوده است. او همچنین به تاریخ مرکز شیمیایی شیخانی توجه کرده بود؛ جایی که در دههٔ ۱۹۲۰ پژوهشگران شوروی و آلمانی در زمینهٔ جنگ‌افزارهای شیمیایی همکاری داشتند. این پیشینه در رمان به مکانی خیالی و تقریبا اسطوره‌ای به نام «جزیره» تبدیل می‌شود: آزمایشگاهی جداافتاده که در آن دانش و قدرت به دور از نگاه جامعه با هم پیوند می‌خورند. لبدف برای بخش‌های دیگری از رمان نیز در اسناد اشتازی، دستگاه امنیتی آلمان شرقی، تحقیق کرده است. همین پیوند میان گذشته و اکنون از ویژگی‌های مهم آثار لبدف است. او پیش از «غیر قابل ردیابی» در رمان‌هایی چون «فراموشی» و «سال دنباله‌دار» نیز به میراث سرکوب شوروی و راه‌هایی پرداخته بود که گذشته، حتی پس از تغییر نظام سیاسی، در زندگی نسل‌های بعد باقی می‌ماند. «غیر قابل ردیابی» پنجمین رمان اوست و این دغدغه را وارد قالبی نزدیک‌تر به تریلر سیاسی می‌کند. این بار گذشته به شکل خاطره یا سند بازنمی‌گردد؛ در قالب ماده‌ای شیمیایی بازمی‌گردد که سال‌ها پیش ساخته شده و هنوز می‌تواند بدن انسان امروز را بکشد. نثر لبدف نیز اجازه نمی‌دهد کتاب کاملا در منطق ژانر حل شود. روایت مرتب از تعقیب و عملیات فاصله می‌گیرد و وارد خاطره، رویا، تاریخ و ذهن شخصیت‌ها می‌شود. کالیتین صرفا «دانشمند دیوانه» نیست و مأمورانی که برای کشتنش آمده‌اند نیز ماشین‌های بی‌چهره نیستند. یکی از آنها، شرشنف، زخمی از جنگ و خشونتی است که خودش نیز محصول آن شده است. چنین مکث‌هایی سرعت تریلر را کم می‌کنند، اما همان چیزی هستند که کتاب را از یک داستان ترور سیاسی متعارف جدا می‌کنند. همین ویژگی می‌تواند محدودیت کتاب نیز باشد. خواننده‌ای که با انتظار رمانی در سبک جاسوسی کلاسیک سراغ آن برود، ممکن است از کند شدن‌های عمدی، مونولوگ‌های درونی و بخش‌های تاریخی خسته شود. بعضی شخصیت‌ها نیز گاه بیش از آنکه کاملا مستقل زندگی کنند، حامل یک ایده‌اند: علم بدون وجدان، فر
درباره سرگئی سرگیویچ لبدوف
درباره سرگئی سرگیویچ لبدوف

سرگئی سرگیویچ لبدوف در سال ۱۹۸۱ در مسکو متولد شد و به مدت هفت سال در سفرهای زمین‌شناسی در شمال روسیه و آسیای مرکزی کار کرد. لبدف شاعر، مقاله‌نویس و روزنامه‌نگار است. رمان‌های او به زبان‌های زیادی ترجمه شده و در دنیای انگلیسی‌زبان مورد تحسین زیادی قرار گرفته‌اند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب غیر قابل ردیابی" ثبت می‌کند