هر چند در این منظومه های عارفانه و اغلب عاشقانه از عشق سخن گفته شده ولی گوهر عشق گویا از کانی دیگر است و آنچه دیده و یا محسوس و ملموس قائلان و ادیبان گشته از نوعی دیگر است. فرق زیادی هست بین آنچه در ماهیت عشق میگویند و آنچه در صورت به عنوان مصداق و نمود بیرونی نشان و آدرس میدهند. وقتی که از منظر نظامی که حکیمی است بزرگ و صاحب نظر عشق را مرور می کنیم مطلبی نغز و نکاتی بنیادین می بینیم، اما وقتی که به حکایت عاشقانه در می آید، هر چند ساحروار خواننده عشق پژوه را مسحور می کند و در سیل خروشان کلمات آتشین و سوزناک خود می برد، با این حال این چیزی نیست که آن را خود خود عشق بدانیم. صورت عشق زمینی هر چند لطیف و عفیف باشد غیر از حقیقت عشق است. من سعی نمودم از عشق اولین سخن بگویم از این که عشق از کجا آمده است و چه مظاهری در عالم دارد. ممکن است به نظر برخی ابیات اندکی پریشان و یا پراکنده به نظر آید، ولی آنچه که هست حقیقتی را دنبال می کند تا از عشق و معرفت بگوید از قلم و از رازهای قلم پرده بردارد، که گاه قلم از عشق و گاه عشق از قلم هویدا می شود و معرفت با قلم در دل عشق جای می گیرد و فرد به تحریر قلم هر چه عارف تر باشد عاشق تر و هر چه عاشق تر باشد باید عارف تر در نظر آید، در غیر این صورت باید به آن از نوعی دیگر نگریست.
دکتر کاظم محمدی (متولد ۱۳۴۰، تهران) پژوهشگر، نویسنده و استاد حوزه فلسفه و عرفان اسلامی است که در زمینه عرفان، فلسفه اسلامی، قرآنپژوهی و ادبیات عرفانی فعالیت دارد. او از محضر استادانی همچون علامه محمدتقی جعفری، آیتالله مرتضی مطهری و دیگر اندیشمندان برجسته حوزه علمیه بهرهمند شده است.
دکتر محمّدی از سال ۱۳۵۸ به تدریس منطق و فلسفه پرداخته و سابقه تدریس در دانشگاه تهران و مراکز آموزشی مختلف را در کارنامه دارد. همچنین از سال ۱۳۶۳ تا سالیان متمادی با رسانه ملی در قالب نویسنده، کارشناس و مجری-کارشناس همکاری داشته و صدها برنامه علمی و فرهنگی تولید کرده است. از دکتر کاظم محمّدی بیش از ۱۵۰ عنوان کتاب در حوزههای فلسفه، عرفان، قرآن و شرح متون ادبی و عرفانی در چندین انتشارات مختلف منتشر شده است.