1. خانه
  2. /
  3. کتاب تنها جایی که نفس می‌کشم

کتاب تنها جایی که نفس می‌کشم

پیشنهاد ویژه
5 از 15 رأی

کتاب تنها جایی که نفس می‌کشم

The only place I breathe
انتشارات: یکشنبه
٪25
200000
150000
درباره شاهین فولادوند
درباره شاهین فولادوند
شاهین فولادوند، نویسنده و داستان‌نویس، فوق‌لیسانس رشته مدیریت دولتی و دارای مدرک یکساله فیلم‌نامه‌نویسی است. فعالیت خود را در حطیه ادبیات با شرکت در انجمن‌ها و کلاس‌های داستان‌نویسی و نوشتن داستان‌های کوتاه برای مجلات آغاز کرد و با مجلاتی هم‌چون: نبشت، پیاده‌رو، قلم و... همکاری داشته است. از وی کتاب‌های: اشک عشق(نشر برگ‌آذین، ۹۵)، شب تلخ(نشر روزگار،۹۷)، نوازش‌های عاشقانه(نشر باشور، ۹۹)، آدمک مخوف(نشر زرین اندیشمند، ۱۴۰۲) و... منتشر شده است.
دسته بندی های کتاب تنها جایی که نفس می‌کشم
نظر کاربران در مورد "کتاب تنها جایی که نفس می‌کشم"
12 نظر تا این لحظه ثبت شده است

خوشم نیومد و نتونستم ارتباط برقرار کنم ، از اول تا اخر کتاب فقط یک داستان کش پیدا کرد و تکراری

1405/05/21 | توسطکاربر سایت
0
| |
پاسخ ها

دوست عزیز کجای داستان تکراری بود؟ این رمان اولین کتابیه که به موضوع هویت یابی می‌پردازه و تا حالا در ادبیات ایران رمان (بی ال) نداشتیم و همین موضوع به کتاب تازگی و تنوع بخشیده. و اینم بگم رمان دوتا راوی داره و هردو در واقع همون جریان رو از دید خودشون روایت می‌کنن و روند کتاب هم اونقدر تند و پرکشش هست (۱۰۰صفحه) که اصلا مخاطب رو خسته یا دلزده نمی‌کنه. حالا اینکه شما از کتاب خوشت نیومده و به هر دلیلی نتونستی ارتباط بگیری به کنار، ولی با نظرات اشتباه و اینکه بگیم موضوع تکراری و کلیشه‌ای هست مخاطب‌های کتاب رو پس نزنیم لطفا. چون حرف زدن از این موضوعات (تابو) اونم در قالب رمان واقعا شجاعت و جسارت می‌خواد و اینم به یاد داشته باشیم که چقدر حساسیت روی این دست کتابها زیاده و همچین کتابهایی رو چقدر سانسور و حذف می‌کنن تا از زیر فیلتر و سخت‌گیری‌های ارشاد عبور کنن. به‌نظر من رمان خیلی جذابی بود و نویسنده تونسته از پس این کار سخت و باارزش بربیاد و به نحو احسن قصه‌شو در این فضای سخت‌گیرانه‌ی اجتماعی بیان کنه و درد و رنجی که اقلیت‌ها می‌کشن رو نشون بده. من به این کتاب نمره‌ی ۲۰ می‌دم.👌🙂💐

1405/05/24|توسطکاربر سایت
3
|

رمان «تنها جایی که نفس می‌کشم» یکی از معدود آثاری‌ست در ادبیات معاصر فارسی که با جسارت و لطافت به مسئله‌ی هویت جنسیتی، عشق انسانی، و تنهایی وجودی پرداخته است. نویسنده با انتخاب دو راوی اصلی ــ کیارش(که من او را رها صدا می‌زنم) و تیرداد، ساختاری دوصدایی خلق کرده که به تجربه‌ی درونی و بیرونی شخصیت‌ها عمق بخشیده است. این دوگانگی روایت باعث پویایی ریتم و پررنگ شدن تضادهای احساسی شده و به خواننده امکان می‌دهد درد و رهایی را در دو سطح متفاوت لمس کند. در مرکز روایت، جست‌وجوی هویت و عشق در جهانی پر از داوری و فقر فرهنگی قرار دارد؛ جهانی که در آن حتی پدر، گرفتار قیدوبندهای اجتماعی نمی‌تواند فرزندش را تمام‌قد بپذیرد. نویسنده این تضاد را بدون شعار و قضاوت، با نگاهی انسان‌مدار و درک‌پذیر طرح می‌کند؛ به‌طوری‌که خواننده نه‌تنها با رها همدردی می‌کند؛ بلکه پدر را هم در چارچوب واقعیت جامعه می‌فهمد. همین درک چندوجهی از شخصیت‌ها از نقاط قوت اثر است. فضای رمان، تاریک اما زنده است؛ تاریکی نه از جنس ناامیدی، بلکه از جنس واقعیت ــ واقعیتی که در آن عشق تنها پناهگاه ممکن است. رابطه‌ی میان رها و تیرداد بر پایه‌ی نوعی وابستگی عاطفی غیرمتعارف بنا شده، جایی که مهربانی‌های ساده و بی‌قید تیرداد برای رها معنایی چندلایه می‌یابد؛ رگه‌هایی از عشق، انتخاب و تمنای دیده شدن. نویسنده در ترسیم این رابطه موفق است چون از اغراق و سانتی‌مانتالیسم پرهیز کرده و اجازه داده احساسات از درون رفتارها بجوشد، نه از جملات شعارگونه. از نظر سبک، نثر رها صمیمی‌تر و حسی‌تر است، در حالی که نثر تیرداد اندکی ادبی‌تر و دورتر جلوه می‌کند؛ تفاوتی که گرچه گاهی ارتعاش ریتم را کند می‌کند، اما در خدمت شخصیت‌پردازی است. این تفاوت زبانی ما را وادار می‌کند تا نه‌فقط سرنوشت، بلکه زاویه دید را هم لمس کنیم؛ دو طرز نگاه به عشق، هویت و پذیرش. از نظر اجتماعی، اثر تلنگری‌ست به جامعه‌ای که در آن «حرف مردم» هنوز از عشق و انسانیت سنگین‌تر است. نویسنده بدون ترحم یا تندی، درد را روایت می‌کند و در همین «بی‌قضاوتی دلسوزانه» است که قدرت اثر نهفته است. کتاب از فضای شعاری فاصله می‌گیرد و به مخاطب اجازه می‌دهد خودش داوری کند.

1405/02/07 | توسطکاربر سایت
4
| |

رمان «تنها جایی که نفس می‌کشم» از آن دست آثاری‌ست که با حال‌و‌هوای دارک و انسانی‌اش تا مدت‌ها توی جان و ذهن آدم می‌ماند. روایت دوصدایی‌ِ رمان، داستان را از یک ماجرای ساده به تجربه‌ای چندلایه تبدیل می‌کند؛ انگار هر بار از دریچه‌ای تازه به همان درد نگاه می‌کنی. قدرت نویسنده نه‌فقط در انتخاب یک موضوع جسورانه و کمتر گفته شده است، بلکه در این است که آن را با احساس، ظرافت و ریتمی روان پیش می‌برد طوری که خواننده بین صفحات گم می‌شود و دلش می‌خواهد همین‌طور ادامه بدهد تا ببینند چه خواهد شد. هرچند گاهی زاویه دوم روایت(نثر تیرداد) کمی ادبی‌تر می‌شود، اما همین هم به شخصیت‌پردازی عمق بخشیده. عجیب است که چنین کتاب پخته و تأثیرگذاری با تیراژ کم از سوی نشر یکشنبه منتشر شده؛ اثری‌ست که باید بیشتر دیده شود. کتابی نو که هم اشکت را درمی‌آورد و هم مدام وادارت می‌کند ورق بزنی و بخوانی. این خودش نشان می‌دهد که چقدر رمان خوب از کار درآمده... پیشنهاد می‌کنم بخونیدش👌🌼

1405/01/28 | توسطکاربر سایت
6
| |

کتاب «تنها جایی که نفس می‌کشم» روایتی از عشق، رنج و رهایی در جهانی است که هنوز برایش سخت است تا تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسد. گاهی یک رمان فقط داستان نیست، درمان است، تنفس است، صدای فروخورده‌ی کسانی است که سال‌ها در ازدحام قضاوت گم شده‌اند. رمان «تنها جایی که نفس می‌کشم» فراتر از کلمات است؛ پلی میان فهم و احساس، میان درد و امید، میان ترس و پرواز. نویسنده با جسارتی کم‌نظیر، جهان خاموشِ افراد با اختلال هویتی را به صدا درآورده؛ جهانی که لبریز از زخم و در عین حال آکنده از زیبایی است. در دل این روایت، ما با عشقی ممنوع روبه‌رو می‌شویم – عشقی که از تهمت‌ها و تابوها عبور می‌کند، عشقی زمینی و در عین حال مقدس، که به ما یاد می‌دهد انسان بودن فراتر از مرزهای جنسیت و تن است. کیا گذشته‌ای دارد که سایه‌ی سنگینش هنوز بر روح اوست، اما او ادامه می‌دهد، می‌نویسد و می‌خواهد دوست بدارد، حتی وقتی جامعه هنوز نمی‌فهمد که او حق عاشق شدن دارد، حق مادر بودن، حق زندگی. و نویسنده در آخر ما را به عمیق‌ترین پرسش انسانی می‌برد: «آیا عشق می‌میرد؟ یا فقط شکلش را عوض می‌کند؟» تنها جایی که نفس می‌کشم، آیینه‌ی درد و در عین حال ستایشِ امید است. تصویری روشن از جامعه‌ای که می‌تواند بهتر باشد، اگر فقط بخواهد «بفهمد» یا اندکی «درک» کند! درود و خسته نباشید به نویسنده‌ی شجاع این کتاب که با قلمش به افراد متفاوت جامعه، هویت، احترام و صدا بخشید و سپاس از نشر پر افتخار «یکشنبه» که این کتاب را به جهان ادبیات هدیه داد.

1405/01/25 | توسطمنتقد ادبی
6
| |

موضوع کتاب بسیار جذاب و گیراست. کتاب موضوعاتی مثل هویت، تنهایی، فقر، عشق و تعصب رو به شکلی زیبا در داستانی ملموس کنار هم چیده و مخاطب رو با خودش همراه می‌کنه. یکی از چیزایی که درباره‌ی این کتاب دوست داشتم تاثیری بود که روی خواننده می‌ذاره. اگه کتابی با موضوعی نو می‌خواین که احساساتتون رو درگیر کنه این کتاب بهترین انتخابه

1405/01/25 | توسطکاربر سایت
6
| |

شاهین عزیز نویسنده خلاق و با پشتکار و جدیت در نوشتن و انتخاب موضوعات بکر و جذاب که قلم بسیار زیبا و عالی داره و خلق رمان‌های عالی که فضای داستان رو به خوبی حس میکنی. کارت خیلی عالیه نویسنده جوان

1405/01/23 | توسطکاربر سایت
6
| |

عالی

1405/01/23 | توسطکاربر سایت
5
| |

بهترین رمانی که تا حالا خوندم فرم داستان عالی بود آفرین به نویسنده جوان

1405/01/23 | توسطزیبا فولادوند
6
| |

بهترین رمان ایرانی که تا به حال خوانده ام. دم نویسنده گرم🤍

1405/01/21 | توسطکاربر سایت
6
| |

فوق العاده اس این کتاب، فضای داستانی رو خوب حس میکنی، با شخصیت‌ها انس و ارتباط میگیری. در فضای داستان بخوبی غرق میشی، بسیار ضرب آهنگی قوی داره ک تو یه روز تمومش کردم. عالی. عالی

1404/12/05 | توسطسپهر
6
| |

سلام شاهین فولادوند نویسنده جوان ایلامی از چهره‌های آینده ساز و خلاق و نواندیش ادبیات داستان بزرگسال است که نگاهی تازه به دنیای انسان معاصر دارد. پشتکار و جدیت در نوشتن و انتخاب موضوعات تازه و زبان نوشتاری جذاب و خواندنی از ویژگی‌های اوست. کتاب تازه اش «تنها جایی که نفس می‌کشم.» جسارت و شجاعت و هنجارشکنی اما با پشتوانه‌ی آگاهی و مطالعاتی اوست که بی شک به دنیای خواننده امروز سلامی تازه داده است. در این کتاب شاهد هنجارشکنی نویسنده در انتخاب موضوعی چالشی در جامعه هستیم که شاهین به خوبی توانسته این چالش را به دنیای داستان انتقال دهد و پرداخت کند. خواندن این کتاب جذاب را به مخاطبان پیشنهاد می‌کنم. قلمش در اوج و شکوفایی م. حاتمی

1404/12/04 | توسطمرتضی حاتمی
5
| |

سلام. به جرئت میگم یکی از بهترین رمان‌های ایرانی که توسط نشر خوب یکشنبه تولید شده. با یک سوژه بکر و حساس که تا حالا بهش پرداخته نشده بود. پیشنهاد میکنم بخونید. کتاب‌های این نویسنده واقعا موضوعات جدید و بروزی دارن. فرم داستانی عالی. ریتم فوق‌العاده و مضمون ناب و جدید. ممنون از ایران کتاب عزیز. حتما بخونید 🤍🤍🤍

1404/12/03 | توسطکاربر سایت
5
| |